زوجها اغلب تصور میکنند طلاق برای آنها رخ نخواهد داد. روز بعد از نامزدی من و همسر فعلیام، خود را در حال صحبت صریح دربارهی اینکه اگر روزی طلاق گرفتیم چه خواهد شد، یافتیم. این موضوع چگونه پیش خواهد رفت؟ اگر فرزندی داشتیم، آیا متفاوت بود؟ ما در برنامهی تحصیلات تکمیلیمان خانوادهها و زوجها را مطالعه میکردیم و بیش از حد میدانستیم که نمیتوانیم وانمود کنیم طلاق هیچگاه برای ما اتفاق نمیافتد.
من در طول ۱۵ سال گذشته بارها به آن لحظه فکر کردهام. هرچند در آن زمان کمی غیرمتعارف به نظر میرسید، اما نشاندهندهی نوع زوجی بود که قرار بود باشیم – واقعبین و پایدار – و همچنین بسیار عاشق یکدیگر.
در فرهنگهای آمریکایی و دیگر فرهنگهای غربی، ما با پیامهایی بمباران میشویم که عشق رمانتیک بدون قید و شرط است. وقتی یک شریک زندگی انتخاب میکنیم و به او متعهد میشویم، عشق میان ما صرفنظر از هر چیزی وجود خواهد داشت. ما انتظار داریم عشق ما را از سختیهای زندگی عبور دهد و نقصهای شخصی ما را جبران کند. متأسفانه، این تصور به ندرت در برابر آزمونهایی که زوجها در زندگی مشترک تجربه میکنند، مقاومت میکند. حتی گذارهای خوشایند و دلپذیر مانند پدر و مادر شدن، مهاجرت برای فرصتهای جدید یا رشد فردی میتوانند رابطه را تحت فشار قرار دهند. باور به عشق رمانتیک بدون قید و شرط ممکن است بخشی از یک گرایش روانشناختی گستردهتر باشد: احساس ما که به نوعی از خطراتی که دیگران را تهدید میکند مصون هستیم.
حس مصونیت در برابر خطر
اگر از زوجها بخواهیم احتمال طلاق خود را درست قبل از ازدواج تخمین بزنند، احتمالاً خواهند گفت این احتمال بسیار کم است، شاید صفر. هیچکس با انتظار طلاق وارد ازدواج نمیشود، با این حال حدود ۴۰ درصد از ازدواجهای اول و بیش از نیمی از ازدواجهای دوم به طلاق ختم میشوند. چرا فکر میکنیم این اتفاق برای ما نخواهد افتاد؟
حس مصونیت در برابر خطر اصطلاحی است که روانشناسان برای توصیف تمایل ما به فرض اینکه ریسک یک عمل خاص کمتر منجر به پیامدهای منفی برای ما نسبت به دیگران میشود، استفاده میکنند. پیشتر تصور میشد این حس در دوران نوجوانی شدیدترین است و توضیحدهنده برخی انتخابهای پرخطر نوجوانان باشد. با این حال، تحقیقات معاصر نشان میدهند که بزرگسالان جوان حتی کمتر از نوجوانان احساس آسیبپذیری میکنند. به نظر میرسد حس مصونیت بخشی از طبیعت انسانی است.
اگرچه ابتدا در زمینهی رفتارهای بهداشتی مطالعه شد، حس مصونیت میتواند توضیح دهد چرا زوجها ریسکهای موجود در رابطهی خود را نادیده میگیرند.
ناامیدی؛ پیشبینیکنندهی طلاق
در دههی ۱۹۸۰، نرخ طلاق در حال افزایش بود و پژوهشگران روابط مشغول بررسی این بودند که چه عواملی پیشبینیکنندهی ازدواج خوشبخت و پایدار و چه عواملی پیشبینیکنندهی فروپاشی رابطه هستند. در یک مطالعهی مهم، روانشناس تد هاستون زوجهای تازه ازدواج کرده را بیش از یک دهه دنبال کرد تا بفهمد چه نقاط قوت و ضعفی پیش از ازدواج وجود داشت، انتظارات آنها از ازدواج چه بود و چه پویاییهایی بعد از ازدواج شکل گرفت. قویترین پیشبینیکنندهی طلاق: ناامیدی. وقتی افراد انتظارات بسیار بالایی از ازدواج داشتند که برآورده نمیشد، سریعاً تسلیم میشدند. باور به اینکه شریک زندگی باید شما را بدون قید و شرط دوست داشته باشد، میتواند یکی از آن انتظارات غیرواقعی باشد.
چالشها بخشی از زندگی مشترک هستند
میدانیم چالشها در ازدواج رخ میدهند. افراد ممکن است شغل خود را از دست بدهند، سقط جنین تجربه کنند، خیانت کنند و مراقبت از والدین سالخورده را برعهده بگیرند. نمیتوانیم تنها به عشق متکی باشیم تا ما را از همهی مشکلات عبور دهد. زوجها به ارتباط مؤثر، سابقهی حل مسئلهی مشترک و روشهای آزمودهشده برای حمایت از یکدیگر نیاز دارند. در زمانهای سخت، زوجها ممکن است نیاز داشته باشند هر روز به انتخاب بودن کنار یکدیگر پایبند بمانند. گاهی عشق میتواند عبور دهد، اما گاهی تعهد قهرمان داستان است.
نگهداری و مراقبت روزانه
پژوهشگران طلاق میگویند بیشتر ازدواجها با درگیری و درام بالا پایان نمییابند. آنها بهتدریج و آرام کمرنگ میشوند و زوجها دیگر در هم سرمایهگذاری نمیکنند. یکی از راههای حفظ قدرت روابط، پذیرش امکان پایان رابطه بدون توجه و تلاش مداوم است. منظور این نیست که با ترس و وحشت وارد رابطه شویم، بلکه باید با واقعبینی وارد رابطه شویم. نگهداری رابطه شکلهای مختلفی دارد، اما قدرتمندترین آنها اقدامات روزانهی پیوستهی ارتباط و مهربانی است. دستهای کمتر شناختهشده از نگهداری رابطه، کاهش تهدیدات به رابطه است. اگرچه مهم است امکان پایان رابطه را بپذیریم، بسیار مهم است که در هنگام اختلافات از تهدید به جدایی برای جلب توجه شریک زندگی استفاده نکنیم، زیرا این کار امنیت و آرامش لازم برای تعهد شادمانه را تضعیف میکند.
پذیرش اینکه عشق رمانتیک مشروط است، آن را ضعیف نمیکند. بلکه آن را آگاهانهتر، هدفمندتر و مقاومتر میسازد. واقعبینی، تعهد و مراقبت روزانه، ستونهای یک ازدواج پایدار و مقاوم هستند که میتوانند رابطه را در برابر چالشها و ناامیدیها حفظ کنند.
