رفتار مقابلهجویانه کودکان میتواند باعث شود والدین با یکدیگر دعوا کنند، زیرا این رفتار زخمهای حلنشده دوران کودکی والدین را فعال میکند. واکنشهای مقابلهجویانه کودک بسیار استرسزا هستند و اغلب در بدترین زمانها اتفاق میافتند؛ وقتی عجله دارید به محل کار برسید یا در حال ملاقات با دوستان هستید. اما آنچه اغلب دعواها را شعلهور میکند این است که رفتار مقابلهجویانه کودک میتواند زخمهای قدیمی دوران کودکی والدین را فعال کند.
شاید شما در کودکی احساس بیتوجهی میکردید، در حالی که یک خواهر یا برادر پرچالش زندگی خانوادگی را به هم میریخت. یا شاید خودتان کودک پرچالشی بودید و هنوز از دعواها با والدین و شرم برچسب «کودک مشکلدار» زخمی شدهاید. این تجربیات محرکهای قدرتمندی ایجاد میکنند. احساسات شدید به نظر واقعی و حاضر میآیند، اما در واقع پژواک گذشتهاند. در چنین حالتی، ممکن است محدودیتهای قاطع همسرتان را به عنوان تنبیه سخت والدین خود تجربه کنید یا مهربانی و همدلی او را به عنوان آسانگیری که هیچگاه خواهر یا برادرتان را مسئول نمیدانست، ببینید.
والدین ممکن است احساس کنند که باید کودک خود را از «والد بد» دیگر محافظت کنند و در نتیجه دعواهای بزرگی رخ میدهد. آنها فراموش میکنند که اکنون خود والد هستند و دیگر کودک ناتوان گذشته نیستند. آنها نمیتوانند ببینند که کودک واقعاً از چه چیزی نیاز به محافظت دارد: بار سنگین مسئولیت تعارضات والدینی.
روش آتشنشان برای مدیریت بحران
بهترین راه برای شکستن این چرخه دردناک، آماده شدن برای آن است. تجربه من به عنوان آتشنشان داوطلب نشان میدهد که آتشنشانها آرام میمانند زیرا از قبل برای اضطراریها برنامه دارند و در لحظه بحرانی نیازی به فکر کردن ندارند. اجرای این برنامههای از پیش تعیینشده، آنها را از غرق شدن در احساسات شدید محافظت میکند.
به عنوان روانشناس کودک، به والدین کمک میکنم برنامههای اضطراری برای لحظات مقابلهجویانه کودکشان ایجاد کنند تا واکنشها کنترلشده و مؤثر باشد و فشار روانی والدین کاهش یابد.
ایجاد برنامه اضطراری برای کودک
برای ساختن برنامه اضطراری خود، والدین باید ابتدا یک دفترچه روزانه از رفتارهای مقابلهجویانه کودک نگه دارند و الگوهای رفتاری او را بررسی کنند. این کار ستونهای اصلی برنامه را مشخص میکند: چه عواملی باعث تحریک کودک میشود، چه واکنشهایی وضعیت را تشدید یا کاهش میدهد و این موقعیتها چه مسائل دوران کودکی والدین را فعال میکنند.
کریس و آندریا، والدین جاش هشت ساله، شروع به نوشتن دفترچه کردند و دریافتند که اصلیترین محرک جاش در منازعات قدرت، تغییر فعالیتها است؛ قطع کردن بازی ایکسباکس برای انجام تکالیف یا خواب و ترک خانه برای رفتن به فوتبال. دفترچه نشان داد که در این موقعیتها کریس رویکرد سختگیرانهای داشت و از تهدید و تنبیه برای مجبور کردن جاش استفاده میکرد. آندریا سعی میکرد کریس را آرام کند اما او احساس میکرد که او را تضعیف میکند. هنگامی که اوضاع تشدید میشد، کریس ناگهان به اتاق خود میرفت و آندریا را تنها با بحران جاش میگذاشت.
بازتاب این الگو باعث شد کریس متوجه شود که جاش او را به یاد برادرش میاندازد که در خانواده مشکلات زیادی ایجاد میکرد. پدر کریس فکر میکرد عقبنشینی در برابر برادر بدترین کار ممکن است و نتیجه دعواهای شدید و گاهی خشونتآمیز بود. این تاریخچه، کریس را به سرعت تحریک میکرد. او از مقابلهجویی جاش عصبانی میشد و فکر میکرد باید مانند پدرش برخورد کند. همزمان، از خشونتی که دیده بود میترسید و وقتی اوضاع به اوج میرسید، کنار میکشید و میرفت. آندریا هم تحریک میشد. در دوران کودکی، او احساس رهاشدگی از سوی پدر میکرد و تنها با مادر خود که کنترل احساساتش دشوار بود، مانده بود. عقبنشینی کریس احساس قدیمی او از بیپناهی را دوباره زنده میکرد. درک این الگوها اولین قدم برای شکستن چرخه بود.
برنامه مشخص برای مدیریت بحران
کریس و آندریا دریافتند که تغییرات مربوط به فوتبال بیشترین مشکلات را ایجاد میکند. کریس معتقد بود که جاش باید به تعهد خود نسبت به تیم احترام بگذارد، اما در تغییرات مربوط به تکالیف یا خواب انعطافپذیر بود. دفترچه نشان داد که جاش بهتر به رویکرد انعطافپذیر پاسخ میدهد. آنها تصمیم گرفتند قبل از زمان رفتن به فوتبال، جاش را ۱۰ دقیقه قبل مطلع کنند و اگر مقاومت کرد، تشویق را متوقف کرده و فضای کافی برای آرام شدن به او بدهند. سپس دوباره از او میپرسیدند که آیا حاضر است با تأخیر برود. اگر همچنان مقاومت میکرد، تلاش برای رفتن او را متوقف میکردند و میگفتند: «به نظر نمیرسد امروز فوتبال بروی. دفعه بعد دوباره تلاش میکنیم.»
مهمترین نکته این بود که کریس و آندریا تصمیم گرفتند از یکدیگر حمایت عاطفی کنند و یک کلمه رمز ایجاد کردند تا کریس اگر تحریک شد و نیاز به کنار رفتن داشت، از آن استفاده کند. این برنامه اضطراری به سرعت شدت و تکرار رفتار مقابلهجویانه جاش را کاهش داد و باعث شد او بیشتر به فوتبال برود. دعواهای والدین نیز کاهش یافت و آنها توانستند به عنوان یک تیم در لحظات پرتنش عمل کنند.
چرا برنامه اضطراری کارآمد است
برنامههای اضطراری باعث بهبود فوری زندگی خانوادگی میشوند زیرا هم نیازهای کودک و هم محرکهای عاطفی والدین را در نظر میگیرند. با پیروی از یک استراتژی واضح، والدین میتوانند آرام بمانند و حتی در پرتنشترین لحظات مؤثر عمل کنند، درست مانند آتشنشانها. وقتی والدین محرکهای خود را بشناسند، میتوانند از یکدیگر حمایت کنند و نه به عنوان دشمن.
اگر از رفتار واکنشی و پراسترس خسته شدهاید و میخواهید به تیم آرام و متحدی تبدیل شوید که کودک شما نیاز دارد، اولین قدم نگهداری دفترچهای از موقعیتهای دشوار است. کتاب Challenging Boys: A Proven Plan for Keeping Your Cool and Helping Your Son Thrive شما را در شناسایی الگوها و ایجاد برنامه اضطراری مخصوص خانوادهتان راهنمایی میکند و استراتژیهایی برای آموزش مهارتهای مقابلهای به کودک ارائه میدهد.
