یکی از پرسشهای پیچیده مربوط به دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ این است که چگونه محبوبیت او توانسته با وجود تمایل به خم کردن و شکستن قوانین، سنتها، آداب اجتماعی و حتی قوانین رسمی، همچنان باقی بماند. از منظر عقل سلیم و تجربه، انتظار میرود افرادی که قوانین را نقض میکنند با پیامدهای منفی روبهرو شوند. قوانین برای هدایت رفتار انسانها به سمت همکاری و عدالت وضع شدهاند تا عملکرد اجتماعی بهبود یابد.
در حوزه رهبری اجتماعی و سیاسی، معمولاً انتظار میرود رهبری به کسانی داده شود که قوانین را رعایت میکنند. به عبارت دیگر، افرادی که از قوانین پیروی میکنند، منطقی است که پاداش و قدرت دریافت کنند. با این حال، رفتار ترامپ خلاف این انتظار عمل میکند.
مسیرهای دستیابی به رهبری
تحقیقات رهبری نشان دادهاند که دستیابی به رتبه اجتماعی از دو مسیر مستقل انجام میشود: سلطه (dominance) و پرستیژ (prestige).
مسیر سلطه به رفتارهایی اشاره دارد که برای کسب رتبه اجتماعی از زور یا تهدید استفاده میکنند. برای مثال، اعضای یک گروه ممکن است پرحرفترین و جسورترین فرد را رهبر خود بدانند. رهبری حاصل از سلطه معمولاً تحمیلی است و با ترس و تهدید زیردستان همراه میشود.
مسیر پرستیژ بر اساس توانایی فرد در نشان دادن مهارتها و دانش ارزشمند برای گروه شکل میگیرد. شهرت و دستاوردهای فرد باعث میشوند دیگران او را شایسته رهبری بدانند و با رضایت داوطلبانه نقش رهبری او را بپذیرند. رهبرانی که از مسیر پرستیژ پیش میروند، به رشد داخلی گروه کمک میکنند و اطمینان حاصل میکنند که دانش و مهارتها به شکل بهینه استفاده شود.
تأثیر شکستن و خم کردن قوانین
مقالهای جدید (۲۰۲۴) از آسترید هومان از دانشگاه آمستردام و همکارانش به بررسی واکنش مردم به رفتارهای هنجاری و خلاف هنجار پرداخته است. نویسندگان فرض کردند افرادی که قوانین را میشکنند، احتمال کمتری دارد به رهبری برسند. زیرا هرچند شکستن قوانین سلطه را نشان میدهد، اما پرستیژ فرد را کاهش میدهد. این باعث میشود که این افراد کمتر شایسته رهبری به نظر برسند.
در مقابل، خمکنندگان قوانین (rule benders) کسانی هستند که به نحوی قوانین را نقض میکنند بدون اینکه رسماً آن را بشکنند. این افراد هم سلطه و هم پرستیژ بالایی دارند و جذابیت بیشتری برای رهبری پیدا میکنند.
مطالعه اول: سناریوی شرکت خودروسازی
در این مطالعه، ۱۴۹ شرکتکننده یک شرکت خودروسازی در بحران مالی را در نظر گرفتند که نیاز داشت حجم زیادی کار اداری را تکمیل کند تا اجازه فروش خودروها را داشته باشد. سه راهکار ارائه شد:
پیروی کامل از قوانین (rule abider): استفاده از تأمین مالی جمعی.
شکستن قوانین (rule breaker): فروش خودروها بدون رعایت کامل مقررات.
خم کردن قوانین (rule bender): فروش عضویتهایی شامل خودروهای رایگان، بدون نیاز به ثبت قانونی فروش.
شرکتکنندگان میزان تمایل خود برای واگذاری رهبری و سطح پرستیژ و سلطه هر فرد را ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که شکستن قوانین باعث سلطه بیشتر اما پرستیژ کمتر میشود و در نتیجه تمایل به واگذاری رهبری کاهش مییابد. خمکنندگان قوانین سلطه بیشتری نسبت به پیروان قوانین و پرستیژ بیشتری نسبت به شکستندهندگان داشتند. بنابراین آنها بیشترین شانس برای رهبری داشتند.
مطالعه دوم: زمینههای رقابتی و همکاری
در مطالعه دوم، ۴۸۰ شرکتکننده زمینههای مختلفی از رهبری را بررسی کردند. هدف این بود که بررسی شود خم کردن قوانین چگونه جذابیت رهبری را در رقابت و همکاری افزایش میدهد.
نتایج نشان داد خمکنندگان قوانین در هر دو زمینه عملکرد بهتری داشتند. شکستندهندگان قوانین در محیطهای همکاری کمتر از سایر گروهها رهبری دریافت کردند. با این حال، در زمینه رقابتی، جذابیت رهبری شکستندهندگان کمی بالاتر بود. این نشان میدهد که سلطه آنها در محیطهای رقابتی به عنوان مزیت تلقی میشود.
پیامدها برای سازمانها
به طور کلی، شکستن قوانین باعث افزایش سلطه میشود اما پرستیژ فرد را کاهش میدهد و مسیر دستیابی به قدرت را محدود میکند. در مقابل، خمکنندگان قوانین هم پرستیژ و هم سلطه بالایی دارند و احتمالاً به عنوان رهبران شایسته دیده میشوند. جذابیت رهبری این افراد در محیط رقابتی بیشتر میشود.
این یافتهها همچنین هشدار میدهند که جذابیت رهبری خمکنندگان قوانین یک عامل ریسک برای سازمانها و جامعه است. زیرا آنها در منطقه خاکستری بین رعایت و نقض قوانین عمل میکنند و میتوانند قوانین کنترل قدرت را به نفع خود تغییر دهند. افزایش قدرت این افراد حلقه خودتقویتکنندهای ایجاد میکند که زمینه خم کردن بیشتر قوانین و حتی قوانین حفظ نظم اجتماعی و همکاری را فراهم میسازد.
