اکثر ما در طول روز با افرادی روبهرو میشویم که خارج از خانوادهمان میشناسیم؛ از همسایگان گرفته تا همکاران، در محیط کار یا بازار و محل خرید. بسته به نوع رابطه، ممکن است برای جلب توجهشان دست تکان دهیم و سلام کنیم یا از آنها فاصله بگیریم. وقتی تصمیم میگیریم وارد گفتگو شویم، بسیاری از افراد به روش آسان روی میآورند و از احوالپرسیهای معمول استفاده میکنند؛ چیزی شبیه: «حالت چطوره؟» که پاسخ معمول آن معمولاً «خوبم» است و گفتگو پیش از آغاز به پایان میرسد. گاهی افراد میخواهند کمی بیشتر معاشرت کنند و پرسش پیگیری معمول را مطرح میکنند: «مشغول چی بودی؟» که پاسخ آن معمولاً قابل پیشبینی است: «کار میکنم، تو چطور؟» خوشبختانه، روشهای جذابتر و هوشمندانهای وجود دارد که میتواند ارتباط معنادارتر و عمیقتری ایجاد کند.
اهمیت مکالمه کوتاه در ایجاد روابط
گفتگوی کوتاه یا Small Talk بخشی از زندگی روزمره است و نقش مهمی در ایجاد حس ارتباط بین افراد دارد. مطالعات نشان دادهاند که مکالمه کوتاه میتواند شیمی بین افراد ایجاد کرده و تمایل به گفتگوهای آینده را افزایش دهد. کیفیت مکالمه کوتاه اما به موضوعاتی بستگی دارد که مطرح میشوند. گفتگو میتواند تنها برای ایجاد صمیمیت نباشد؛ بلکه میتواند روابط واقعی بسازد. حتی برخوردهای کوتاه روزانه، پتانسیل بالایی برای ایجاد حس مثبت اجتماعی دارند و میتوانند به بهبود روحیه و رفاه افراد کمک کنند.
Jessica R. Methot و همکارانش در سال ۲۰۲۱ در مقالهای با عنوان «گفتگوی کوتاه در دفتر کار بهعنوان یک آیین اجتماعی» نقش مکالمات کوتاه در محیط کار را بررسی کردند و دریافتند که این مکالمات هم میتوانند حواس را کمی پرت کنند و هم روحیه افراد را بالا ببرند. مطالعه سه هفتهای در محیط کار نشان داد که گفتگوی کوتاه باعث افزایش احساسات مثبت روزانه کارکنان و بهبود رفاه آنها در پایان روز میشود، هرچند ممکن است تمرکز فکری روی کار کمی مختل گردد. محققان نتیجه گرفتند که طبیعت آیینی و مودبانه مکالمات کوتاه، اگرچه ممکن است حواس را کمی پرت کند، اما باعث افزایش روحیه و انگیزه افراد میشود و بسیاری از کارکنان مدرن آن را بهعنوان محرکی برای بهبود حال و هوای روزانه تجربه میکنند.
پرسشهای هوشمندانه، کلید روابط عالی
اگر میخواهید فردی را در محل کار بهتر بشناسید، از سوالات کلیشهای و پیشپاافتاده پرهیز کنید. ما بیشترین اطلاعات مهم را درباره دیگران زمانی به دست میآوریم که آنها درباره موضوعاتی صحبت کنند که واقعاً از آن لذت میبرند. این امر نیازمند پرسشهای هدفمند و هوشمند است. بهترین سوالات، روی علاقهمندیها، اهداف شخصی و حرفهای فرد تمرکز دارند و میتوانند شیمی و صمیمیت را افزایش دهند.
در روابط برقرارشده، نمونههایی از این پرسشها شامل پرسیدن از رئیس درباره مسابقه رقص دخترش یا پرسیدن از همکار درباره تعطیلات پیشرو و برنامههایش است. اگر فردی را بهخوبی نمیشناسید، میتوانید درباره سرگرمیها، علایق آخر هفته یا فعالیتهای شخصی او سوال کنید. انتخاب موضوعات مناسب و نحوه پرسش حرفهای باعث میشود افراد تازه آشنا حس کنند شما واقعاً به شناخت آنها علاقه دارید و میخواهید رابطهای مثبت و سالم بسازید.
اهمیت سوالات باز و امکان پیگیری
سوالات باز پاسخهای عمیقتر و قابل پیگیری ایجاد میکنند و امکان ادامه گفتگو را فراهم میسازند. برای مثال، میتوانید از همکار خود بپرسید پسرش از تحصیل در دانشگاه چه تجربهای داشته و کدام درسها را بیشتر دوست دارد. درباره علاقه یک همکار به ورزش یا سرگرمی مورد علاقهاش سوال کنید. همچنین، موضوعات نوستالژیک مانند برنامههای تلویزیونی دوران کودکی یا رستورانهای خاطرهانگیز، همیشه برای ایجاد گفتگوهای مثبت و خاطرهساز مؤثر هستند. پیوند از طریق تجربههای مشترک نتایج بسیار مثبتی دارد و باعث ایجاد حس همدلی میشود.
در هر محیطی، پرسیدن سوالاتی که باعث ایجاد احساس خوشایند و لذت در فرد مقابل میشوند، حس خوبی در او ایجاد کرده و این حس مثبت را با شما مرتبط میکند. بنابراین، پرسشهای هوشمندانه و معنادار میتوانند روابط را تقویت کنند، اعتماد بسازند و شما را در محیط کار بهعنوان فردی متمایز و دلسوز نشان دهند؛ کسی که واقعاً به شناخت دیگران اهمیت میدهد و میخواهد روابطی سازنده بسازد.
