یکی از اعضای تیم پژوهشی ما یک مداد رنگی به دختر پنجسالهای داد و از او خواست چیزی را بکشد که باعث میشود در مدرسه احساس تعلق کند. او خود را در میان قطعات لگو کشید و نوشت: «وقتی با لگو بازی میکنم، احساس میکنم به مدرسه تعلق دارم.» پس از تحلیل نقاشیها و گفتگو با ۱۰۸ کودک در سال اول مدرسه در ملبورن، تیم پژوهشی به یک کشف مهم رسید: کودکان دقیقاً میدانند چه چیزی باعث میشود حس تعلق کنند و این همیشه به حضور دیگران مربوط نمیشود. دوستیها و معلمان اهمیت داشتند، اما عوامل دیگری نیز نقش کلیدی داشتند.
۶۱ درصد کودکان خود را در حال بازی کشیدهاند و تقریباً نیمی از آنها تنها بازی میکردند. این کودکان نه تنها تنها نبودند، بلکه با اشیای آشنا و آگاهانهای که حس امنیت و تعلق را ایجاد میکرد، مشغول بودند. بازی انفرادی نشان داد که تعلق فقط از تعامل اجتماعی حاصل نمیشود و ممکن است در زمانهای بدون ساختار و محیطهای امن شکوفا شود.
سه سطح اتصال اجتماعی در کودکان
کودکان هنگام نقاشی روابط خود سه سطح متفاوت از اتصال اجتماعی را نشان دادند: دیدن، بودن با، و انجام دادن. برخی تنها با دیدن معلم خود حس تعلق داشتند؛ مانند دختری که معلم خود را به شکل خانهای با قلبی کشید و نوشت: «وقتی معلمم را میبینم، احساس میکنم به مدرسه تعلق دارم.»
گروه دوم نیاز به نزدیکی داشتند و خود را کنار دوستان یا همکلاسیها نشان دادند، نه لزوماً در حال تعامل. گروه سوم نیاز به فعالیت اجتماعی فعال داشتند؛ نقاشی، بازی و دویدن با دیگران که همان فعالیتهایی هستند که بیشتر برنامههای مدرسه روی آن تمرکز دارند. توجه به گروههای اول و دوم اهمیت دارد زیرا همراهی آرام و بدون تعامل فعال میتواند بیش از آنچه فکر میکنیم حس تعلق ایجاد کند و برخی دانشآموزان آن را ترجیح دهند.
فضاهایی که حس تعلق را تقویت میکنند
۴۰ درصد کودکان مکانهای خاص مدرسه را برجسته کردند؛ فضاهایی که امنیت یا اختیار ارائه میدهند. کنجهای کتاب، زمینهای بازی باز و حتی یک درخت ساده در محوطه مدرسه، همه به کودکان حس تعلق میدادند. مدارس موفق، فضاهای متنوع ایجاد میکنند: مناطق اجتماعی شلوغ، مکانهای خلوت برای عقبنشینی و مکانهای نیمهخصوصی که کودکان میتوانند قبل از شرکت کردن مشاهده کنند. این تنوع نیازهای مختلف را برآورده میکند و حس تعلق را تقویت میکند.
پیشبینیپذیری؛ پایهای برای حس تعلق
۷۳ درصد کودکان حس تعلق خود را به آشنایی و روالهای روزانه مرتبط دانستند. فعالیتهای قابل پیشبینی، چهرههای آشنا و محیطهای مشخص، حس امنیت و تعلق ایجاد میکنند. یک کودک حتی نمای جلوی ساختمان مدرسه را کشید و توضیح داد که تنها دیدن این مکان آشنا باعث میشود حس تعلق داشته باشد.
پیامدهای عملی برای مدارس و والدین
حس تعلق نیازی به مداخلات پیچیده ندارد. بسیاری از کودکان بهطور طبیعی از طریق بازی، تعامل با اشیای آشنا و احساس امنیت در فضاهای خود، تعلق را تجربه میکنند. زمان بازی بدون ساختار باید حفظ شود و کودکان انتخاب کنند چگونه در آن شرکت کنند. ایجاد پیشبینیپذیری با برنامههای زمانی منظم و نشستنهای ثابت، به کودکان کمک میکند حس امنیت پیدا کرده و ریسکهای اجتماعی را بپذیرند.
شناخت شدت اجتماعی کودکان حیاتی است؛ برخی نیاز به تعامل فعال دارند، برخی دیگر تنها با دیدن چهرههای آشنا حس تعلق پیدا میکنند. هر دو مسیر معتبر هستند. طراحی فضاهای متنوع، از زمینهای بازی باز تا کنجهای دنج، به هر کودک فرصتی برای تجربه تعلق میدهد.
این یافتهها اهمیت زیادی دارند؛ حس تعلق در سال اول مدرسه مسیر زندگی بعدی کودکان را شکل میدهد. کودکانی که احساس تعلق دارند، دانشآموزانی میشوند که ریسکهای تحصیلی میپذیرند، دوستان واقعی پیدا میکنند و تابآوری خود را توسعه میدهند. دختر پنجسالهای که لگو کشید، درس مهمی به ما داد: تعلق به معنای «هماهنگ شدن با دیگران» نیست؛ تعلق یعنی یافتن راه خود برای ایجاد ارتباط، امنیت و حس ارزشمندی.
