در جهانی که مهاجرت و تنوع فرهنگی روزبهروز افزایش مییابد، سلامت روان به یکی از چالشهای مهم جوامع تبدیل شده است. تأثیر فرهنگ، مذهب و باورهای اجتماعی بر نگرش افراد نسبت به سلامت روان و دسترسی آنها به خدمات تخصصی، موضوعی است که در ایران و استرالیا به شکلهای متفاوتی جلوه میکند. حسن بشیری، پژوهشگر حوزه روانشناسی فرهنگی، و دانته، کارشناس سلامت روان، در مصاحبهای مفصل به این موضوع پرداختهاند و چالشها و فرصتهای پیشروی دو کشور را بررسی کردهاند.
فرهنگ و سلامت روان؛ دو چشمانداز متفاوت
در ایران، فرهنگ تحت نفوذ عمیق سنتها و مذهب است و خانواده و جامعه نقش مهمی در شکلدهی به هویت افراد دارند. این زمینه فرهنگی میتواند منبع حمایت روحی و معنوی باشد، اما در عین حال به دلیل فشارهای اجتماعی، برخی افراد مجبور به سرکوب احساسات و مشکلات روانی خود میشوند. بشیری معتقد است که این فشارها گاهی باعث میشود افراد به جای جستجوی کمک حرفهای، مشکلات خود را پنهان کنند.
برخلاف ایران، استرالیا جامعهای چندفرهنگی است که فردگرایی و حمایت حرفهای از سلامت روان در آن اهمیت ویژهای دارد. اما در این کشور نیز مهاجران با چالشهایی همچون بیگانگی فرهنگی، استیگمای فرهنگی و کمبود شبکههای حمایتی مواجه هستند که میتواند سلامت روان آنها را تهدید کند. دانته تأکید دارد که حساسیت بیشتر به تفاوتهای فرهنگی و ارائه خدمات متناسب با نیازهای فرهنگی، کلید بهبود کیفیت خدمات روانشناسی است.
نقش مذهب در سلامت روان؛ حمایت یا مانع؟
مذهب در ایران اغلب به عنوان منبعی برای آرامش و پناهگاه معنوی عمل میکند. بشیری اشاره میکند که بسیاری از افراد در مواجهه با مشکلات روانی، از اعتقادات دینی خود برای مقابله با سختیها استفاده میکنند. با این وجود، باورهای مذهبی خاص و نگاههای سنتی میتوانند منجر به استیگما نسبت به بیماریهای روانی شوند و افراد را از جستجوی کمک تخصصی باز دارند. در استرالیا نیز با وجود نگرش مثبتتر جامعه نسبت به سلامت روان، برخی جوامع مذهبی هنوز نسبت به مشکلات روانی حساسیت کمتری دارند و این امر مانعی برای پذیرش و درمان به موقع است. دانته بر لزوم طراحی خدمات روانشناسی با درک عمیق موانع فرهنگی و مذهبی تأکید میکند تا پاسخگوی نیازهای متنوع جامعه باشد.
استیگما و چالشهای اجتماعی سلامت روان
استیگما یا انگ اجتماعی نسبت به بیماریهای روانی در ایران به شدت وجود دارد و یکی از بزرگترین موانع درمان به شمار میرود. بشیری میگوید این انگ اجتماعی باعث محروم شدن بیماران از حمایتهای خانوادگی و اجتماعی میشود و آنها را از مراجعه به متخصصان باز میدارد، در نتیجه مشکلات روانی تشدید میشوند. در استرالیا، اگرچه نگرش عمومی نسبت به سلامت روان بهتر شده، اما استیگمای فرهنگی و نژادی همچنان برای مهاجران و اقلیتها چالش بزرگی است. دانته معتقد است مقابله با این استیگما نیازمند آموزش، آگاهیرسانی و سیاستهای حمایتی است تا همه افراد به خدمات روانشناسی دسترسی داشته باشند.
مهاجرت؛ چالشی نو برای سلامت روان
مهاجرت نه تنها تغییر مکان جغرافیایی، بلکه تغییر محیط فرهنگی و اجتماعی است که میتواند فشارهای روانی فراوانی ایجاد کند. بشیری توضیح میدهد که مهاجران با مشکلاتی مانند یادگیری زبان جدید، تفاوتهای فرهنگی، تبعیض و دوری از خانواده و دوستان روبرو هستند که سلامت روان آنها را به خطر میاندازد. دانته بر اهمیت ایجاد فضاهای حمایتی فرهنگی و خدمات روانشناسی تخصصی برای مهاجران در استرالیا تأکید دارد و میگوید: «حمایت روانی باید بر اساس فرهنگ و نیازهای خاص هر گروه طراحی شود تا حس تعلق و امنیت روانی برقرار شود.»
برای مقابله با استیگما و بهبود وضعیت سلامت روان، بشیری بر آموزشهای فرهنگی در مدارس و جامعه، اصلاح باورهای غلط درباره بیماریهای روانی و ایجاد فضاهای گفتگو و حمایت اجتماعی تأکید میکند. او معتقد است که این اقدامات میتواند به کاهش ترس و انگ اجتماعی کمک کند. دانته نیز پیشنهاد میدهد که در استرالیا، آموزش فرهنگی برای متخصصان سلامت روان و همکاری بین سازمانهای دولتی و جامعههای مهاجر، کلید موفقیت است. همچنین ارتقای آگاهی عمومی درباره اهمیت سلامت روان و مقابله با استیگما از اولویتهای اساسی است.
این مصاحبه نشان میدهد که سلامت روان بیش از یک موضوع پزشکی، پدیدهای اجتماعی و فرهنگی است که نیازمند توجه ویژه به تفاوتهای فرهنگی، مذهبی و اجتماعی است. فهم و پذیرش این ابعاد میتواند به ارتقای کیفیت زندگی افراد کمک کرده و موانع دسترسی به خدمات روانشناسی را کاهش دهد. مشاهده این گفتوگو برای همه علاقهمندان به روانشناسی فرهنگی و سلامت روان به شدت توصیه میشود.
