داستانهای جنایی واقعی یا همان ژانر True Crime این فرصت را برای علاقهمندان خود فراهم میکنند که در محیطی کاملاً امن و بدون هیچگونه تهدیدی، ترس از قربانی شدن را تجربه و تمرین کنند. این نوع سرگرمیهای جنایی به مخاطبان امکان میدهد تا احساس ترس را در شرایطی کنترل شده تجربه کنند، در حالی که هیچ خطری در واقعیت آنها را تهدید نمیکند. نکته جالب توجه آن است که زنان به طور ویژهای با قربانیان این داستانها که اغلب زنانی مشابه خودشان هستند، همدلی عمیقی دارند. از سوی دیگر، طرفداران این ژانر در تلاشند تا قاتلان شرور را همزمان انسانیسازی و غیرانسانیسازی کنند تا بتوانند به شکل بهتری انگیزهها و رفتارهای آنها را درک نمایند.
تخلیه هیجانی ترس و جذابیت چندوجهی ژانر True Crime
دکتر اسکات بون، جرمشناس مطرح، در تور سخنرانی ملی خود با عنوان «قاتلان سریالی با دکتر اسکات بون» فرصت یافته است تا با طرفداران پرشور داستانهای جنایی واقعی در سراسر کشور تعامل داشته باشد. او پس از اجرای این برنامه در بیش از چهل شهر، متوجه شده است که یکی از دلایل اصلی جذابیت این ژانر، امکان تخلیه هیجانی ترس در مخاطبان است. گفتوگوهای او با طرفداران، به خصوص زنان، نشان میدهد که این برنامهها و پادکستها فضایی امن و سرگرمکننده فراهم میآورند تا ترس از قربانی شدن را تمرین کنند و در واقع، این نوع محتوا به جامعه این امکان را میدهد که به نوعی ترسهای خود را شبیه به نزدیک شدن به آتش بدون سوختن، تجربه کنند.
بیشتر برنامههای جنایی واقعی، مانند سریالهای شاخص شبکههای پرایم تایم مثل Dateline، ۴۸ Hours و ۲۰/۲۰، قالبی مشابه نمایشهای اخلاقی کوچک دارند. در مدت زمانی حدود شصت دقیقه، داستان ربوده شدن یا قتل یک فرد، پیگیری و تحقیق جنایی پیچیده با شروعهای اشتباه متعدد و در نهایت دستگیری مجرم روایت میشود. این پایانبندیها به بیننده اطمینان میدهد که عدالت اجرا شده و حقیقت پیروز شده است. این ساختار بسته و حل و فصل ماجراها، نقش مهمی در رضایت مخاطب و حس امنیت او دارد.
کاهش ترس با نفی باورهای نادرست درباره قاتلان سریالی
در برنامههای صحنهای خود، دکتر بون تلاش میکند ترس مخاطبان از جرم به طور کلی و به خصوص از قاتلان سریالی را کاهش دهد. او با ارائه شواهد علمی و آماری، باورهای نادرست رایج مثل تصور اینکه قاتلان سریالی نابغههای شرور و مسئول بخش عمده قتلها هستند را رد میکند. در حقیقت، قاتلان سریالی معمولاً هوشی متوسط دارند و مسئول کمتر از یک درصد از قتلهای سالانه هستند. همچنین تعداد این قاتلان در حال کاهش است که به دلیل پیشرفتهای علمی در تحقیقات جرمشناسی، روانشناسی و فناوریهای نوین است. او تأکید دارد که بزرگنمایی قاتلان سریالی باعث ترسهای غیرواقعی و سوءتفاهمهای اجتماعی میشود و به همین دلیل تمرکز خود را بر احترام به قربانیان و آسیبهای وارد شده به خانوادهها و جوامع میگذارد.
همدلی عمیق زنان با قربانیان و قاتلان
یکی دیگر از دلایل محبوبیت ژانر داستانهای جنایی واقعی، طبیعت همدلانه انسانها به ویژه زنان است. زنان نه تنها با قربانیان که اغلب زنانی مانند خودشان هستند، به شدت همدلی میکنند، بلکه نسبت به قاتلان مرد نیز احساس کنجکاوی و همدلی دارند و تلاش میکنند انگیزههای آنها را درک کنند. این همدلی ممکن است ریشه در نیاز به احساس امنیت و آرامش داشته باشد. بسیاری از طرفداران زن اعلام کردهاند که بزرگترین ترس آنها حمله یک مهاجم ناشناس است و این ژانر فرصتی برای تمرین این ترس در محیطی امن و کنترلشده فراهم میآورد.
سرگرمی و هیجان در کنار ترس واقعی قاتلان
از نظر سطحیتر، برنامههای جنایی واقعی برای مخاطبان خود سرگرمی و هیجان فراوانی فراهم میکنند. از نظر تأثیرگذاری و ارزش سرگرمی، تفاوت چندانی میان مستندهای قاتلان سریالی واقعی و فیلمهای داستانی مثل «سکوت برهها» وجود ندارد. به همین دلیل دکتر بون هر دو را «سرگرمی پاپکورن» مینامد؛ یعنی سرگرمیای که مانند فیلمهای ترسناک و بازیهای ویدیویی خشونتآمیز، هیجان و آدرنالین بالا برای مخاطب به همراه دارد.
تلاش برای فهم انگیزه قاتلان برای کاهش ترس
قاتلان واقعی مانند تد باندی مرتکب اعمالی فجیع و وحشتناک شدهاند که برای عموم غیرقابل درک و ترسناک است. این موضوع منجر به سردرگمی و ترس گستردهای در جامعه میشود. دکتر بون معتقد است که بخشی از جذب مخاطبان به داستانهای جنایی واقعی ناشی از تمایل عمیق آنها برای درک چرایی چنین رفتارهای خشونتآمیز است. آنها فکر میکنند اگر بتوانند انگیزههای قاتلان را بفهمند، ترسشان کاهش مییابد. این موضوع خصوصاً برای طرفداران زن که ترس از حمله ناشناس دارند، صدق میکند.
در نهایت، ژانر داستانهای جنایی واقعی با نیروی متضادی در ذهن مخاطبان بازی میکند. از یک طرف، آنها به دنبال انسانیسازی قاتلان برای درک بهتر و کاهش ترس هستند، و از سوی دیگر میکوشند آنها را به شکلی غیرانسانی و هیولاگونه جلوه دهند تا مرز واضحی میان خود و قاتل، خوب و بد، انسان و هیولا حفظ شود. این کشمکش درونی یکی از عوامل مهم حفظ جذابیت و کشش ژانر است.
از دید دکتر اسکات بون، نیاز به تخلیه ترس و همدلی با قربانیان، طرفداران داستانهای جنایی واقعی را به هم نزدیک میکند. سفرهای سخنرانی او نشان میدهد که این ژانر فرصت منحصربهفردی برای تجربه ترس در محیطی کنترل شده، امن و حتی سرگرمکننده فراهم میآورد و این تجربه در کنار اشتراکگذاری آن با جمعی از افراد همفکر، یکی از نقاط قوت اصلی این ژانر محسوب میشود.
