شراکت کاری عالی معمولا با مفاهیمی کلی مثل «نیت خوب» و «توجه» توصیف میشود، اما این ایدهها بدون تعریف رفتارهای قابل مشاهده و ملموس، راهنمایی کاربردی برای موفقیت ارائه نمیکنند. مشتریان و مخاطبان کسبوکار اهمیتی به اینکه چه کسی چه نقشی دارد نمیدهند، بلکه فقط نتیجهای که دریافت میکنند برایشان اهمیت دارد. در این میان، تبدیل نیت و توجه به رفتارهای عملی و قابل لمس است که تفاوت را رقم میزند.
من و شریکم، لارا مارتین، یک سال پیش شرکتمان را راهاندازی کردیم و علیرغم اینکه عملکرد ما فراتر از انتظارات بوده، چیزی که برای ما از همه مهمتر است، رشد و تقویت شراکت کاریمان است. این موضوع بدون شک یکی از عوامل اصلی موفقیت ما به شمار میآید. ما این شراکت را بر پایه همکاری سازنده چهار سالهای بنا کردیم اما واقعیت این است که شما شریک خود را تنها وقتی میشناسید که یک شراکت ۵۰-۵۰ را شروع کرده و هر روز را با یک جلسه ۶۰ دقیقهای روزانه آغاز کنید. راز موفقیت ما در صرف زمان زیاد برای بازتاب و گفتوگو درباره نحوه بهتر کارکرد شراکت است. گاهی با نیت و برنامه از ابتدا عمل کردهایم، گاهی رفتارها را مشاهده و تطبیق دادهایم و گاهی اختلافات و تنشها موجب روشن شدن مسیر شدهاند.
نکاتی برای شراکت موفق
مهربانی و ابراز محبت؛ کلید واقعی یک شراکت موفق
زندگی پیچیده و کسبوکار چالشبرانگیز است. در لحظات سخت، ما به شریک کاری نیاز داریم که نه فقط باهوش یا کاریزماتیک باشد، بلکه مهربان و حامی باشد؛ کسی که درد و رنج را کاهش دهد. همچنین ابراز محبت و تحسین مداوم، هرچند نادر است، نقش بسیار مهمی در حفظ انگیزه و احساس ارزشمندی دارد.
اهدافی که به آزمایشهای عملی منجر نمیشوند، بیفایدهاند
هدفگذاری سنتی سالانه یا فصلی در دنیای امروز ناکارآمد است اگر به اقدام و آزمایشی واقعی منجر نشود. آزمایشگری و یادگیری مستمر، مسیر تداوم موفقیت است و هدفی که به تجربه و درس نینجامد، صرفا پوششی برای بیعملی است.
آغاز هر گفتگو با ابعاد شخصی؛ تضمین اتصال واقعی
اگر واقعا از حال و زندگی شریک کاری خود بیخبر باشیم، رابطهای که داریم صرفا معاملاتی است و هیچ پایداری و موفقیتی نخواهد داشت. دانستن وضعیت روحی و شرایط شریکتان، به شما کمک میکند نقش مناسب خود را در هر روز ایفا کنید.
اشتباه کردن و پذیرش مسئولیت؛ فرصتی برای رشد و اعتمادسازی
هیچ انسانی بدون اشتباه نیست و پذیرفتن مسئولیت اشتباهات، بهترین راه برای بهبود و جلب اعتماد است. شریکی که مسئولیت خطاهایش را میپذیرد و برای اصلاح آن تلاش میکند، ارزشمندتر از شریکی است که هرگز اشتباه نمیکند.
بحثهای سازنده؛ نشانه اشتیاق و امکان بازگشت به هم
وجود بحث و اختلاف نظر نشانه اشتیاق و تعهد است. این بحثها باید منصفانه و با هدف پیشرفت باشند. نکته مهم اینکه هر بحث باید با آشتی و بازگشت به رابطه به پایان برسد تا اطمینان حاصل شود که همیشه میتوان به هم رسید.
فهرست وظایف مشترک، پویا و منعطف است
وظایف و مسئولیتها در شراکت کاری ثابت نیستند و باید به صورت مشترک و بهروز شده مدیریت شوند. مشتریان فقط نتیجه نهایی را میخواهند و برایشان اهمیتی ندارد چه کسی آن را انجام میدهد. این انعطافپذیری کلید پیشرفت در شرایط پیچیده است.
دورههای سخت طبیعی است؛ حمایت شریک کلیدی است
هیچکس نمیتواند همیشه بهترین عملکرد خود را داشته باشد. در دورههای سخت کاری یا شخصی، داشتن شریکی که پشتتان باشد و حمایت کند، تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
خطاهای قضاوت اجتنابناپذیرند؛ پاسخ به آنها ارزشمند است
خطاهای قضاوت تفاوتی با اشتباهات عملی دارند اما در هر دو حالت واکنش مناسب اهمیت دارد: پذیرش بدون دفاع، یادگیری درس، و واکنش سریع و انعطافپذیر. ارزش واقعی یک فرد به نحوه واکنش به خطاها بستگی دارد، نه به بینقص بودن.
همکاری فراتر از اعتبار فردی است
مانند بیتلز که اعضایش به جای دنبال کردن اعتبار فردی، اثری مشترک خلق کردند، در شراکت کاری هم تلفیق ایدهها و همکاری به خلق چیزی بزرگتر منجر میشود. وقتی زمان زیادی را با شریکتان میگذرانید، ذهنهای حرفهایتان ترکیب شده و دستاوردهای جدیدی خلق میشود که هیچکس نمیتواند آن را صرفاً به یک نفر نسبت دهد.
گفتن ناراحتیها به جای نشخوار ذهنی؛ راهی به سوی سلامت روان
«قول میدهم اگر ناراحت شدم به تو بگویم تا وقتت را بیهوده نگیری» مهمترین قانون ماست. نشخوار ذهنی و فکر کردن بیوقفه به مسایل منفی، به روابط، بهرهوری و سلامت روان آسیب میزند. کاهش این چرخه مخرب، با گفتگوی صادقانه جایگزین میشود و باعث افزایش خوشبینی و بهبود روابط میگردد.
شراکت کاری موفق زمانی شکل میگیرد که نیت و توجه صرفاً شعار نباشند و به رفتارهای واقعی و ملموس تبدیل شوند. این مسیر نیازمند تعهد، گفتگو، پذیرش مسئولیت و مهربانی است. تا زمانی که این اصول را در شراکت خود پیاده نکنیم، موفقیت واقعی دستیافتنی نیست. لارا مارتین، همبنیانگذار The Glinda Group، با تجربیات ارزشمند خود در شرکتهای بزرگ، نشان میدهد که چگونه علم و انسانیت میتوانند کسبوکارها را به سطح بالاتری برسانند.
