اگر چند دقیقهای در فضای آنلاین بگذرانید، با هشدارهای متعددی درباره خطرات «همدلی زیاد» مواجه میشوید. تیترهایی مثل «آیا شما یک فرد همدل هستید؟ ۵ روش برای جلوگیری از فرسودگی عاطفی» و «چرا افراد همدل فرسودگی را به شکلی خاص تجربه میکنند» تصویری از همدلی بهعنوان یک بار روانی نشان میدهند—چیزی که باعث میشود افراد مراقب دچار خستگی، تحلیل رفتن انرژی و خطر ویژهای برای فرسودگی شوند. برخی مقالات ظرافتهایی را در خطوط ریز مطرح میکنند، اما بسیاری این کار را نمیکنند. اما این باور عمومی با شواهد علمی همخوانی ندارد. در واقع، پس از بیش از یک دهه تحقیق روی پزشکان، پرستاران، معلمان و سایر حرفهایهای خدمات انسانی، یک اجماع چشمگیر شکل گرفته است: بیشتر انواع همدلی در واقع از فرسودگی محافظت میکنند، نه اینکه باعث آن شوند.
رزونانس عاطفی؛ تنها نوع همدلی که میتواند خطرساز باشد
در فراتحلیل خودم که این هفته در مجله Psychology, Health & Medicine منتشر شد، بیش از ۷۲ مطالعه شامل بیش از ۲۰ هزار نفر را بررسی کردیم و دریافتیم افرادی که نگرانی همدلانه (احساس همدردی نسبت به دیگران) و درک دیدگاه دیگران (توانایی فهم دیدگاه دیگران) بالایی دارند، علائم کمتری از فرسودگی گزارش میکنند. این نتیجه در گروههای سنی، جنسیتی، شغلی و کشورهای مختلف صادق بود.
پس چرا این افسانه همچنان پابرجاست؟ یکی از دلایل این است که «همدلی» یک اصطلاح کلی است که فرآیندهای متعددی را در بر میگیرد که همه آنها به یک شکل با سلامت روان ارتباط ندارند. تحقیقات ما نشان داد که برخلاف نگرانی همدلانه یا درک دیدگاه دیگران، «رزونانس عاطفی» (جذب خودکار احساسات دیگران) میتواند آسیبپذیری نسبت به فرسودگی را افزایش دهد. بنابراین، واقعیت کوچکی در این ایده وجود دارد که افراد همدل ممکن است در معرض خطر فرسودگی باشند، اما این تنها محدود به یک نوع خاص از همدلی است: رزونانس عاطفی. و حتی در این حالت، تأثیر بستگی به نوع احساسات بازتاب یافته دارد: پذیرش شادی دیگران میتواند محافظتکننده باشد، در حالی که جذب خشم یا اضطراب دیگران میتواند خطر فرسودگی را افزایش دهد.
این تمایز میان نوع خطرناک همدلی (بازتاب دادن اضطراب دیگران) و انواع محافظ همدلی (همه انواع دیگر) به ندرت در تیترها دیده میشود، اما اهمیت زیادی دارد. اگر مردم فکر کنند همه انواع همدلی خطرناک است، ممکن است از تعاملات مراقبتی و همدلانه کاملاً دست بکشند. این امر نه تنها برای دوستان و همکارانشان بد است، بلکه برای خودشان نیز مضر خواهد بود.
تمرکز بر همدلی به جای اجتناب؛ راهی برای حفظ سلامت روان
اگرچه توصیههای خودیاری اغلب بر تمرکز شدید بر خود تأکید میکنند، مانند تعیین مرزها و اولویت دادن به «زمان برای خود»، اما تمرکز مزمن به درون بهترین راه برای بهتر شدن نیست. در واقع، عکس آن درست است. تحقیقات نشان میدهد که هدایت توجه به سوی دیگران میتواند اضطراب و واکنشهای فیزیولوژیکی به استرس را کاهش دهد و کمک به دیگران با بهزیستی بیشتر مرتبط است. به عبارت دیگر، اگر از همدلی اجتناب کنیم، ممکن است خودمان را از منابع روانی لازم برای مقاومت و تابآوری محروم کنیم.
برای پیشگیری از فرسودگی، باید ریشههای آن را هدف قرار دهیم. عوامل سازمانی و سیستماتیک مانند بار کاری، نیروی انسانی، بروکراسی، فشار زمانی و کمبود حمایت عوامل اصلی هستند. همدلی مقصر نیست. خلاصه اینکه، اکثریت قریب به اتفاق چیزهایی که ما به عنوان همدلی میشناسیم، باعث فرسودگی نمیشوند، بلکه به محافظت در برابر آن کمک میکنند. پس برای کسانی که احساس میکنند در خطر هستند، بهترین توصیه من این است که نوع درست همدلی را پرورش دهند، نه اینکه به کلی از همدلی اجتناب کنند.
