یک روانشناس در نشست تخصصی «در میدان» با اشاره به واکنشهای مغز در شرایط تهدید، تأکید کرد: تابآوری به معنای حذف ترس نیست، بلکه توانایی ادامه دادن در دل بحران و نااطمینانی است.
میثاق احمدزاده در پنجاهوهشتمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «در میدان» با عنوان «نگاه علمی به مفهوم تابآوری در شرایط بحرانی» که شامگاه ۷ خرداد به همت جهاد دانشگاهی واحد استان قم و با همکاری اداره مشاوره و مددکاری اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قم و کانون روانشناسان استان قم بهصورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: مغز انسان در مواجهه با تهدید، پیش از آنکه ذهن تصمیمگیری آگاهانه داشته باشد، سیستم بقا را فعال میکند.
وی با بیان اینکه بحران تنها یک رویداد بیرونی نیست، افزود: وقتی از جنگ و بحران صحبت میکنیم، این وضعیت به درون بدن، خواب، روابط و حتی افکار تکرارشونده ما نفوذ میکند.
این روانشناس با اشاره به مفهوم «اضطراب جمعی» گفت: در شرایطی که تهدید افزایش مییابد، اضطراب دیگر محدود به یک فرد نیست، بلکه در میان افراد یک جامعه گسترش پیدا میکند و بهنوعی بین افراد منتقل میشود.
احمدزاده با تشریح عملکرد مغز در شرایط بحران تصریح کرد: بخشی از مغز به نام آمیگدال بهعنوان آشکارساز تهدید، در چند میلیثانیه فعال شده و با ترشح هورمون کورتیزول، بدن را برای سه واکنش اصلی «جنگ، گریز یا انجماد» آماده میکند.
وی ادامه داد: اگر این وضعیت بهصورت طولانیمدت ادامه یابد، فرد وارد حالت «گوشبهزنگی افراطی» یا Hypervigilance میشود که بهمرور منابع روانی و جسمی او را تحلیل میبرد.
این روانشناس با تأکید بر نقش رسانهها در تشدید اضطراب جمعی بیان کرد: بحران فقط از خود حادثه ناشی نمیشود، بلکه تصاویر و روایتهای رسانهای نیز میتوانند آن را تشدید کنند؛ بنابراین باید میان «آگاه بودن» و «غرق شدن در خبر» تفاوت قائل شد.
وی توضیح داد: آگاه بودن یعنی دریافت اطلاعات در زمان مشخص و از منبع معتبر برای تصمیمگیری بهتر، اما غرق شدن در اخبار باعث ارسال مداوم پیام خطر به بدن بدون امکان اقدام مؤثر میشود.
احمدزاده با اشاره به مفهوم «مواجهه افراطی با رسانه» افزود: در این وضعیت، ذهن و بدن بهطور مداوم در جستوجوی نشانههای تهدید باقی میمانند و این امر موجب افزایش ترس و تنش روانی میشود.
وی همچنین هشدار داد: مواجهه مکرر با اخبار تهدیدآمیز میتواند سیستم عصبی را در حالت فعالسازی مزمن نگه دارد و ترس را همانند یک ویروس در شبکههای اجتماعی گسترش دهد.
این روانشناس در ادامه به مفهوم «درماندگی آموختهشده» اشاره کرد و گفت: زمانی که فرد به این باور برسد که هیچ کنترلی بر شرایط ندارد، بهتدریج دچار احساس ناتوانی و فروپاشی روانی میشود؛ این وضعیت نشانه ضعف نیست، بلکه واکنش طبیعی مغز به تهدیدهای مداوم و کنترلناپذیر است.
وی افزود: با این حال، این وضعیت قابل ترمیم است و میتوان با مداخلات روانشناختی آن را بهبود بخشید.
احمدزاده در بخش دیگری از سخنان خود به مفهوم امید پرداخت و گفت: بر اساس نظریه «اسنایدر»، امید یک مهارت شناختی است که بر دو پایه «عاملیت» و «تفکر مسیرساز» شکل میگیرد؛ یعنی باور به توانایی اقدام و یافتن راههای جایگزین در شرایط دشوار.
وی در ادامه درباره مفهوم تابآوری تصریح کرد: تابآوری به معنای بیاحساسی یا انکار درد نیست، بلکه توانایی ادامه دادن در عین تجربه ترس، سوگ و عدم قطعیت است.
این روانشناس تأکید کرد: تابآوری یک ویژگی ثابت نیست، بلکه فرآیندی قابل یادگیری است که از طریق ارتباط، معنا و کنشهای کوچک شکل میگیرد.
احمدزاده با اشاره به اهمیت تنظیم هیجان در شرایط بحرانی گفت: تنظیم هیجان به معنای شناخت احساسات، نامگذاری آنها و کاهش شدتشان برای تصمیمگیری بهتر است.
وی افزود: تکنیکهایی مانند تنفس آهسته و آگاهانه میتواند با فعالسازی عصب واگ، پیام آرامش به سیستم عصبی ارسال کند. همچنین تمرینهایی مانند تمرکز بر لحظه اکنون (زمینگیرسازی) به کاهش افکار فاجعهانگارانه کمک میکند.
این روانشناس خواب را یکی از مهمترین عوامل بازسازی روانی دانست و گفت: خواب کافی در بحران یک ضرورت است، نه یک انتخاب، زیرا به پردازش ترس و بازیابی توان هیجانی کمک میکند.
وی همچنین بر نقش روابط انسانی تأکید کرد و افزود: ارتباط امن با دیگران، قویترین عامل کاهش اضطراب جمعی و تنظیم هیجانات است.
احمدزاده در بخش پایانی به موضوع کودکان اشاره کرد و گفت: کودکان هیجانات را مانند بزرگسالان تحلیل نمیکنند، بلکه وضعیت عاطفی مراقبان خود را بازتاب میدهند؛ بنابراین آرامش والدین میتواند به آرامش کودکان منجر شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در شرایط بحرانی، سه عامل «بدن آرامتر، رابطه امنتر و داشتن معنا و هدفی کوچک اما روشن» میتواند به حفظ امید و افزایش تابآوری کمک کند.
