تصمیمگیری سریع زمانی مؤثر است که مغز شما از رویههای کاملاً تنظیمشده و مناسب برای مشکلات آشنا استفاده کند. اما وقتی شهود یا همان حس درونی از مسیرهای ذهنی نادرست برای موقعیت کنونی بهره ببرد، شکست میخورد و میتواند به نتایج ناگواری منجر شود. تحقیقات گسترده در ۳۱ آزمایش مختلف نشان میدهد که تصمیمهای سریع چه زمانی میتوانند عملکرد ما را بهبود بخشند و چه زمانی باعث خطا و اشتباه میشوند. نکته مهم این است که میتوانید با شناسایی رویههای نادرست و جایگزینی آنها، شهود خود را دوباره آموزش دهید و تصمیمهای بهتری بگیرید.
نمونهای از تصمیم سریع اشتباه: وقتی شهود شما را فریب میدهد
تصور کنید روی بالای نردبانی بلند ایستادهاید و مشغول تعمیر سقف هستید. ناگهان یک ابزار از دستتان لیز میخورد و در حال سقوط است. قبل از اینکه فرصت فکر کردن داشته باشید، به صورت نامتناسبی دستتان را دراز میکنید تا آن را بگیرید، اما تعادلتان به هم میخورد و سقوط میکنید. این اتفاق نشان میدهد که مغز شما به یک نشانه مشخص واکنش نشان داده و تصمیم آنی گرفته است؛ تصمیمی که در شرایط معمولی بارها جواب داده اما در این موقعیت خاص اشتباه بوده است. در این شرایط، شما باید اجازه میدادید ابزار بیفتد، نه اینکه به سرعت برای گرفتن آن اقدام کنید.
چرا تصمیمگیری خوب سخت است؟
گرفتن تصمیمهای خوب نیازمند زمان و تلاش است. اما گاهی وقت این را نداریم و باید فوراً تصمیم بگیریم. این چالشی است که مغز ما و اجدادمان هزاران سال است آن را حل میکنند. مغز همیشه به دنبال یافتن ارتباطات سریع و رویههایی است که پیشتر جواب دادهاند. از کودکی میآموزیم بدون فکر از آتش دوری کنیم یا از لبه پرتگاه فاصله بگیریم. بزرگتر که میشویم، بدون نیاز به تفکر زیاد، میدانیم چه چیزی را دوست داریم یا نداریم، و قضاوتهای سریع درباره شخصیت افراد و شرایط محیطی انجام میدهیم. حتی یاد میگیریم کارهای پیچیدهای مثل رانندگی یا پختن غذا را بدون بررسی گامبهگام انجام دهیم. این مهارتها را مردم به شهود نسبت میدهند و روانشناسان آنها را فرآیندهای خودکار مینامند. دانیل کانمن، برنده جایزه نوبل، در کتاب «تفکر، سریع و کند» این دو نوع تفکر را شرح میدهد: تفکر سریع (شهود) و تفکر کند (اندیشه دقیق).
شهود همیشه قابل اعتماد نیست
اگر چیزی بیش از حد خوب به نظر برسد، معمولاً اینطور نیست. هیچ راهی برای تصمیمگیری بینقص بدون تلاش وجود ندارد. بنابراین باید نسبت به کسانی که میگویند «بیقید و شرط به شهودت اعتماد کن» شکاک بود. شهود معمولاً اشتباه میکند. این حس درونی شما را به تکرار رفتارهای گذشته تشویق میکند، حتی وقتی شرایط تغییر کرده و آن رفتار دیگر مناسب نیست. مثلاً شهود شما ممکن است تشویقتان کند سهامی که تازه رشد کرده بخرید و آنهایی که افت کردهاند بفروشید، در حالی که این استراتژی اشتباه است. یا وقتی روی نردبان هستید و وسیلهای لیز میخورد، ناگهان به سمت آن حرکت کنید و جان خود را به خطر بیندازید. تصمیمهای سریع زمانی خوب هستند که رویههای تنظیمشده و مناسب بهکار گرفته شوند، اما میتوانند به نتایج فاجعهآمیزی منجر شوند اگر شهود مسیر اشتباه را دنبال کند.
اشتباهات سریع و کند در تصمیمگیری
چطور میتوان فهمید چه زمانی باید به تصمیم سریع اعتماد کرد؟ تحقیقات جدید در ۳۱ آزمایش نشان میدهد که کیفیت تصمیم سریع بستگی به تطابق رویه شهودی با مسئله دارد. گاهی شهود و اندیشه دقیق همسو هستند؛ برای مثال نباید دست خود را روی آتش بگذارید یا هنگام شنیدن صدای ماشین کنار بروید. اگر در حوزهای تخصص دارید، مثل کلکسیون هنر یا بازیهای کامپیوتری، میتوانید به شهودتان اعتماد کنید. این شهود، مهارتی تنظیمشده است که وقت شما را صرفهجویی میکند و معمولاً تصمیمهای سریع درست هستند.
اما گاهی شهود اشتباه میکند و با تفکر دقیق مخالف است. مگر اینکه دلال بورس حرفهای باشید، شهود شما در بورس میگوید سهامهای گران را بخرید و ارزان را بفروشید که اشتباه است. مگر اینکه روانشناس آموزشدیده باشید، احتمالاً کلاهبرداران را دوست داشتنی خواهید یافت و فریبشان میخورید. قطعاً وقتی روی نردبان هستید نباید حرکت ناگهانی کنید. در این موارد، شهود رویه نادرست را به موقعیت اشتباه اعمال میکند و تصمیمهای سریع معمولاً اشتباه هستند.
چگونه تصمیمهای بهتری بگیریم؟
برای بهتر کردن تصمیمهای خود میتوانید این سه نکته را در نظر بگیرید:
اول، اگر تصمیم مهم است، برایش وقت بگذارید و عجله نکنید. شاید شهود درست باشد، اما اگر وقت دارید ریسک نکنید. بالعکس، اگر تصمیم کماهمیت است، به حس درونتان اعتماد کنید. در بازیهای کامپیوتری شهودی باشید، اما در سرمایهگذاریهای بزرگ اینطور نباشید.
دوم، اگر تصمیمی گرفتید چون «حس درست بودن» داشت، آیا میتوانید دلیلش را توضیح دهید؟ اگر نمیتوانید، احتمالاً فقط به شهودتان اعتماد میکنید. اگر توضیحتان مصنوعی است، ممکن است دارید پس از تصمیم توجیهسازی میکنید. بپرسید شهودتان چقدر آموزش دیده است. اگر تخصص دارید احتمالاً امن است؛ اگر موضوع جدید است، توقف کنید و اطلاعات بیشتری کسب کنید.
سوم، شهود خود را دوباره آموزش دهید. اگر اشتباهات مشابه را تکرار میکنید، رویه ذهنیتان را شناسایی کرده و تغییرش دهید. من خودم یاد گرفتهام هرگاه شیئی هنگام کار روی نردبان لغزید، ثابت بایستم و حرکت نکنم. یادگیری تصمیمگیری خوب مهارتی است که با تمرین قابل بهبود است. بسیاری از مطالب مرتبط با این موضوع در این وبلاگ آمده است، پس مطالعه آنها میتواند به شما در بهبود تصمیمگیریهای روزمره کمک کند.
