📅 سه شنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ | ۱۰:۵۶📂 امنیت روانی🆔 کد خبر: 7538✍️ خبرنگار: سیده مبینا محسنی تکیه🖨 چاپ

وقتی از درد فرار می‌کنیم | روایتی تکان‌دهنده از اجتناب عاطفی و بهایی که در زندگی می‌پردازیم

اجتناب از درد عاطفی در خاطره کودکی و روایت روانشناختی

وقتی اخیراً خواندم که جون لاکهارت در سن بیش از نودسالگی درگذشته است، ناگهان دردی تیز و غیرمنتظره درونم پیچید. این واکنش شدید فقط برای لحظه‌ای مرا غافلگیر کرد، اما بلافاصله ذهنم به سمت لَسی رفت؛ نه فقط شخصیت تلویزیونی معروف، بلکه لَسیِ واقعیِ زندگی خودم. ناگهان دوباره ده‌ساله شدم؛ روی فرش اتاق نشیمن دراز کشیده بودم و با اولین حیوان خانگی‌ام، یک کولی پرجنب‌وجوش و باورنکردنی نرم، غلت می‌زدم؛ سگی که نامش را از قهرمان محبوب یک سریال تلویزیونی گرفته بود.

لَسی، کودکی و لحظه‌هایی که ساده اما طلایی بودند

من، لَسی و خواهر و برادرم هر هفته کنار هم می‌نشستیم و سریال را تماشا می‌کردیم. من با چشمانی پر از شگفتی، و او با آن توجه خاصی که فقط سگ‌ها دارند؛ انگار که خودش هم ماجراهای همتای شجاع و فوق‌العاده باهوشش را روی صفحه دنبال می‌کرد. آن لحظه‌ها ساده بودند، اما طلایی. من لَسی را بی‌قیدوشرط دوست داشتم و در آن سن، عشق چیزی جز همین نزدیکی بی‌واسطه نبود. اما بیشتر داستان‌های کودکی، نقطه عطفی دارند؛ لحظه‌ای که مسیر احساسات را برای همیشه تغییر می‌دهد. داستان من هم از این قاعده مستثنا نبود.

ترس، وسواس و آغاز یک جدایی دردناک

مادرم که بعدها فهمیدم اختلال وسواس فکری‌عملی شدیدی داشته است، کنه‌هایی را در جای‌خواب لَسی پیدا کرد. آن کشف، بحرانی تمام‌عیار برای سگم بود، اما برای من آغاز چیزی عمیق‌تر و ویرانگرتر محسوب می‌شد. سم‌پاش‌ها آمدند، جای‌خواب جمع شد و لَسی به حیاط جانبی خشک و بی‌روح خانه‌مان در ال‌کاخونِ کالیفرنیا تبعید شد.

آن حیاط، جهنمی از شن‌های داغ و پوسیده بود؛ بدون سایه، بدون آسایش. پوشش ضخیم و پشمالویش گره‌خورده و ژولیده شد، بوی بد می‌داد و پنجه‌هایش زخم شده بود. هر بار که به دیدنش می‌رفتم، پنجه‌های من هم از همان شن‌ها آسیب می‌دید. اگر به عکس سیاه‌وسفیدی که بالای این نوشته قرار دارد نگاه کنید، تصویری کاملاً معمولی از آمریکای میانه قرن بیستم می‌بینید؛ مادرم و پدرم در سال ۱۹۵۶. من آن زمان هشت‌ساله بودم و پشت حصار چوبیِ همان عکس، حیاط جانبی‌ای قرار داشت که دو سال بعد، سگم محکوم شد زندگی‌اش را در آن بگذراند.

اجتناب عاطفی؛ وقتی کودک راهی برای ماندن در درد ندارد

ما بچه‌ها وظیفه داشتیم به لَسی غذا بدهیم و آبش را عوض کنیم. اما برای یک کودک ده‌ساله، آن حیاط شبیه سیاه‌چالی از ناامیدی بود. دیگر خبری از بازی، غلت زدن یا نوازش خز نرم نبود. وقتی مرا می‌دید، با امیدی مردد نزدیک می‌شد؛ سر پایین، دم لرزان. من طاقت دیدن این صحنه را نداشتم. نمی‌دانستم چطور با آن درد بمانم؛ با سردرگمی، با بی‌عدالتی عریان ماجرا.

از رفتار نوروتیک مادرم عصبانی بودم، اما کاری برای نجات سگم نکردم. به‌جای آن، کاری را کردم که بسیاری از کودکان وقتی راهی برای مواجهه با درد ندارند انجام می‌دهند: روی برگرداندم. در ذهنم، واقعیت داشتن یک سگ را پاک کردم. کمتر و کمتر به دیدنش می‌رفتم و هر بار زودتر برمی‌گشتم. از احساسی که دیدن او در من بیدار می‌کرد فرار می‌کردم. و در همین گریز، موجودی را که زمانی همدمم بود، رها کردم.

لَسی فقط یکی دو سال در آن تبعید دوام آورد. وقتی مرد، مراسمی در کار نبود. آیینی، خداحافظی‌ای یا قدردانی‌ای وجود نداشت. پدرم در همان حیاط مصیبت‌بار گودالی کند و همه‌چیز تمام شد. من نرفتم. حرفی زده نشد. سکوت، جای همه‌چیز را گرفت. حتی حالا، دهه‌ها بعد، هنگام نوشتن این جملات از شرم می‌لرزم. یاد او همیشه با سوزی عمیق همراه بوده است؛ زخمی که هیچ‌وقت کاملاً بسته نشد.

الگویی که از کودکی تا بزرگسالی ادامه یافت

با گذر زمان، الگوهای عمیق‌تری که زیر انتخاب‌های اولیه‌مان پنهان شده‌اند، آشکار می‌شوند. ناتوانی من در روبه‌رو شدن با درد رنج لَسی، ریشه دواند. به الگویی تبدیل شد برای حرف نزدن با دوستان درباره آنچه واقعاً درونم می‌گذشت، برای فرار از پیچیدگی‌های روابط عاطفی، برای غرق شدن در کار به‌جای مکث کردن و پرسیدن اینکه واقعاً چه می‌خواهم یا به چه نیاز دارم. حتی اجازه دادم فرزندانم هم، وقتی زندگی بیش از حد شلوغ و پرمطالبه می‌شد، به حاشیه بروند. همیشه یک انتخاب تکرار می‌شد: روی برگرداندن به‌جای نزدیک شدن، اجتناب به‌جای حضور، سکوت به‌جای ارتباط.

از اجتناب تا انعطاف‌پذیری روان‌شناختی

تعجبی ندارد که تمام زندگی حرفه‌ای‌ام را صرف مطالعه و آموزش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی کرده‌ام؛ اینکه چگونه می‌توان به‌سوی آنچه دردناک است برگشت تا بتوان به‌سوی آنچه واقعاً مهم است حرکت کرد. آن درس‌های سخت، با یک کولی به نام لَسی آغاز شدند؛ دوستی که در حقش کوتاهی کردم. امروز، وقتی این‌ها را می‌نویسم، چشمانم را می‌بندم و برایش اشکی می‌ریزم. هم‌زمان لبخند می‌زنم، چون او به من شادی، خنده و همدمی بخشید و این‌ها هدایای واقعی‌اند. هنوز هم می‌توانم گرمای بدنش را روی فرش اتاق نشیمن حس کنم، همان‌وقت که کنار هم نشسته بودیم و لَسیِ تلویزیونی دوباره دنیا را نجات می‌داد.

به افتخار او، دوباره عهدی کوچک می‌بندم؛ اینکه حتی وقتی خارهای شنِ عاطفی زیر پاهایم فرو می‌روند، مهربان بمانم. به‌جای دور شدن، به‌سوی آنچه درد دارد نگاه کنم و در لحظه بمانم، حتی وقتی حضور داشتن هزینه دارد. در این کار عالی نیستم و شاید هرگز هم نشوم، اما از گذشته بهترم و همین ارزشمند است. این یعنی عهد من در عمل. عهدی که از دل پشیمانی زاده شده، اما با قدردانی از درس‌هایی که آموختم همراه است. لَسی سزاوار بهتر از این‌ها بود، آدم‌های زندگی‌ام سزاوار بهترند و اگر صادق باشم، خودم هم همین‌طور.

اشتراگ گذاری

X
Facebook
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
Pinterest

مطالب مرتبط

استرس و فشار خون بالا؛ تأثیر پنهان اضطراب بر سلامت قلب

استرس مزمن می‌تواند بدون ایجاد علائم واضح، فشار خون را به‌تدریج افزایش دهد و خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی را بالا ببرد. شناخت ارتباط استرس، کمبود خواب و سبک زندگی با فشار خون بالا، نقش مهمی در پیشگیری از این بیماری خاموش…
  ۱۴۰۵/۰۵/۰۱ ۱۶:۵۶

اضطراب تلفنی چیست؟ راه‌های غلبه بر ترس از تماس تلفنی

اضطراب تلفنی یا «Phone Anxiety» نوعی ترس از برقراری یا پاسخ دادن به تماس‌های تلفنی است که می‌تواند با علائمی مانند تپش قلب، تنگی نفس و نگرانی شدید همراه باشد. این مشکل با تکنیک‌های رفتاردرمانی شناختی، مواجهه تدریجی و راهکارهای…
  ۱۴۰۵/۰۴/۳۱ ۱۶:۵۴

سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری روانی در بحران

سرمایه اجتماعی، همدلی و اعتماد عمومی از مهم‌ترین عوامل افزایش تاب‌آوری جامعه در بحران‌ها هستند. یک روانشناس با تشریح ابعاد روان‌شناختی شرایط بحرانی، بر حفظ امید، سلامت روان و تقویت انسجام اجتماعی تأکید کرد.
  ۱۴۰۵/۰۴/۳۱ ۱۶:۳۳

امید و سلامت روان؛ چرا امید از شادی مهم‌تر است؟

نتایج یک پژوهش جدید نشان می‌دهد امید بیش از شادی و قدردانی، به زندگی معنا می‌بخشد و نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری، سلامت روان و عبور از بحران‌ها دارد. محققان معتقدند امید مهارتی است که می‌توان آن را هر روز…
  ۱۴۰۵/۰۴/۳۱ ۱۶:۰۹

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛ چرا مغز پس از جنگ همچنان در حالت خطر می‌ماند؟

اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یکی از مهم‌ترین پیامدهای روانی جنگ و بحران است که می‌تواند پس از تجربه یا مشاهده رویدادهای آسیب‌زا ایجاد شود. آشنایی با علائم، عوامل خطر و روش‌های درمان PTSD به تشخیص زودهنگام و پیشگیری…
  ۱۴۰۵/۰۴/۳۰ ۱۷:۴۰

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد سردبیر/آموزش روانشناسی

  • برگزیده‌ها
  • پربازدیدها
  • آخرین اخبار
اندازه‌گیری سرعت پیری و پیش‌بینی زوال عقل با فناوریهای نوین از ذهن تا خلاقیت: راز سیگنال‌های درونی و معنای پشت آن‌ها آنچه انیشتین را نابغه کرد، بهره هوشی او نبود فرآیند مشاوره و اهمیت درک احساسات افسردگی گاهی الهام‌بخش است، گاهی مانع سامانه تلفنی؛ مسیر کمک فوری در بحران‌های اجتماعی روانشناسی پول: از ذهن تا ثروت دیدن اوتیسم به عنوان تفاوت، نه نقص مزایا و معایب بازی‌های اینترنتی برای کودکان | توصیه‌های والدین اضطراب در نوجوانان: علل، علائم و راهکارهای مقابله عشوه‌گری و صداقت در رابطه؛ نقش‌بازی یا احساس واقعی؟ مدیریت سرمایه در فارکس و روانشناسی معامله‌گری روانشناسی مالی: شناخت ذهن و احساس در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی زندگی بدون الکل: انتخاب هوشیارانه در هنجارهای اجتماعی مشکل نوظهور «روان‌پریشی هوش مصنوعی» روانشناسی پشت تفکر «ما در برابر آنها» | روانشناسی چیست؟ معضل همزاد هوش مصنوعی چگونه زمان را متوقف کنیم ایمنی روان‌شناختی در محیط کار؛ افسانه‌ها و واقعیت‌ها آیا شما هم به لبوبو ( Labubu ) علاقه دارید؟ چه زمانی راز خود را به معشوقتان می‌گویید؟ قابل‌اعتماد بودن در محیط کار: نقطه قوت یا مانع پیشرفت؟ دوستی نوجوانی: رشد عاطفی و تاب‌آوری در همسالان APA: انجمن روان‌شناسی آمریکا و استانداردهای علمی و اخلاقی دانشکده روان‌شناسی UCLA: مرکز برتر آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ییل: مرکز برجسته آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی UC Berkeley: پیشرو در آموزش و پژوهش روان‌شناسی تأثیر گرمای شدید بر روان انسان: خواب، خلق و عملکرد مغز چرا ممکن است نخواهید به یک تست شخصیت اعتماد کنید استرس و اثرات آن بر دهان و دندان رئیس سازمان نظام روان‌شناسی: «ستاد امنیت روان و آرام‌بخشی» راه اندازی شد معرفی کتاب چگونه کارهای خسته‌کننده، طاقت‌فرسا، دشوار، اما ضروری را انجام دهیم: هنر تحمل سختی‌ها و انجام کارهایی که از آنها متنفرید (کتاب ۱۹ زندگی منظم) نسخه کیندل معرفی کتاب «روانشناسی تاریک پرده‌برداری شد» ارتباط بین افسردگی و عزت نفس اثرات آتش‌بازی بر مغز و سلامت: علم پشت ذرات معلق دو کلمه کوچک می‌توانند تفاوت بزرگی در یک رابطه ایجاد کنند راه های کاهش استرس استرس در افراد بزرگسال دکتر آزادارمکی: سن بالای ازدواج، آسیب نیست چرا نابرابری اجتماعی باعث افزایش خشونت در جامعه می شود؟ ضرورت توجه به فناوری‌های ارتباط از راه دور برای توانبخشی ضرورت آموزش تاب آوری برای خانواده ها تدوین برنامه «حمایت روانی و اجتماعی» از زنان در شرایط بحران ضروری است بایدها و نبایدهای مواجهه کودکان با بحران راهنمای حفظ سلامت روان در شرایط جنگی/ نشانه‌های شدید روانی جدی گرفته شود رئیس انجمن مددکاران اجتماعی : فقدان سیاستگذاری در حوزه کنترل  و کاهش آسیب‌های اجتماعی مشهود است استرس مزمن چگونه سلامت بدن را تهدید می‌کند؟ استرس و فشار خون بالا؛ تأثیر پنهان اضطراب بر سلامت قلب اضطراب تلفنی چیست؟ راه‌های غلبه بر ترس از تماس تلفنی سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری روانی در بحران اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) پس از جنگ؛ آنچه باید بدانید امید و سلامت روان؛ چرا امید از شادی مهم‌تر است؟ تفاوت ترس، استرس و اضطراب؛ شناختی که به سلامت روان کمک می‌کند اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛ چرا مغز پس از جنگ همچنان در حالت خطر می‌ماند؟ سوءجذب فروکتوز و اضطراب؛ نقش پنهان قند در سلامت مغز ۵ تکنیک تنفس برای کاهش استرس و اضطراب

دسته‌بندی‌ها

پیمایش به بالا