تصور اینکه حذف ناراحتی، زحمت و سختی از زندگی بتواند به تهدیدی برای سلامت و طول عمر ما تبدیل شود، تا همین چند سال پیش غیرقابلباور به نظر میرسید. اما همانطور که کمبود مصرف میوه و سبزیجات به بدن آسیب میزند، بسیاری از ما نیز دچار کمبود نوع خاصی از استرسهای سلامتمحور شدهایم؛ استرسهایی که بدن برای ترمیم، سازگاری و بقا به آنها نیاز دارد.
پژوهشهای جدید نشان میدهند استرسِ متعادل میتواند مسیرهای زیستی مهمی را فعال کند؛ مسیرهایی که مسئول ترمیم سلولها و افزایش تابآوری آنها هستند. این مسیرها بخشی از یک «تیم نجات درونی» محسوب میشوند که توسط آنزیمها، پروتئینهای محافظ و فاکتورهای رشد هدایت میشوند و درهای سلامت بهتر را به روی بدن باز میکنند.
به ناراحتی خوشآمد بگویید؛ از پلهها بالا بروید
کلید بهرهمندی از فواید استرس، در «تعادل» نهفته است. زمانی که میزان ناراحتی یا فشار روانی در حدی متوسط و متناسب با توان فرد تنظیم شود، سازوکارهای تکاملیِ بقا در بدن فعال میشوند. در این سطح، استرس نهتنها مخرب نیست، بلکه در مقیاسهای میکروسکوپی به افزایش مقاومت سلولی کمک میکند و همین فرایند، بدن را در برابر طیف وسیعی از بیماریها محافظت میکند؛ از بیماریهای قلبی و سرطان گرفته تا دیابت و اختلالات تحلیلبرنده عصبی.
با این حال، بسیاری از این «ناراحتیهای طبیعی» بهواسطه فناوریهای راحتی از زندگی روزمره ما حذف شدهاند. فناوریهایی که ما را هرچه بیشتر از شرایط ابتدایی و استرسزای دوران تکاملیمان دور کردهاند. پیام روشن است: برای سلامت خود، آگاهانه مقداری ناراحتی، استرس متعادل یا دشواری موقتی را وارد زندگی روزمرهتان کنید. حتی انتخاب سادهای مثل بالا رفتن از پلهها میتواند گامی در مسیر سلامت باشد.
اکسیتوسین؛ هورمونی که آنقدرها هم نوازشگر نیست
اکسیتوسین معمولاً بهعنوان هورمون پیوند، دلبستگی و صمیمیت شناخته میشود، اما در واقع، این ماده یک هورمون استرسی نیز محسوب میشود. زمانی که در شرایط فشار روانی فعال میشود، نقش محافظتی و ترمیمی مهمی در سلامت قلب ایفا میکند. اکسیتوسین با کاهش التهاب، پایین آوردن فشار خون و تنظیم ضربان قلب، عملکردهایی ترمیمی انجام میدهد که بدون وجود پاسخ استرسی، ممکن نبودند.
نقش این هورمون به سلامت قلب محدود نمیشود. در شرایط استرسزا، اکسیتوسین که از هستههای هیپوتالاموس آزاد میشود، اثرات محافظتی قابلتوجهی بر هیپوکامپ دارد؛ بخشی از مغز که مسئول تمرکز، توجه و حافظه است. این هورمون به انعطافپذیری سیناپسی هیپوکامپ کمک میکند؛ قابلیتی که پایه یادگیری و شکلگیری حافظه محسوب میشود.
باشگاه خرسهای قطبی؛ استرسهای کوچک با اثرات بزرگ
اما چه نوع استرسها یا ناراحتیهای موقتی میتوانند سلامت ما را بهبود ببخشند؟ پاسخ چندان غافلگیرکننده نیست. توصیههای کلاسیک و علمی همچنان در صدر قرار دارند؛ مانند تغذیه سالم، بهویژه رژیمهای گیاهی غنی از فیتوتوکسینهای مفید، و فعالیت بدنی منظم. بهخصوص ورزشهایی که برای مدت کوتاهی ما را به چالش میکشند و پس از آن با دورهای از استراحت و بازیابی همراه میشوند.
شارون هورش، پژوهشگر برجسته حوزه «هورمزیس» که به سازگاریهای سالم بدن در پاسخ به استرس اشاره دارد، علاوه بر این توصیههای سنتی، پیشنهادهای تازهتری نیز ارائه میدهد. از جمله مواجهه کوتاهمدت با دماهای شدید، مانند استفاده از سونا یا پایان دادن به دوش آب گرم با آب سرد. این روشها میتوانند جایگزینی عملی برای شنا در آبهای یخزده باشند؛ تجربهای که برای اغلب افراد از نظر جغرافیایی یا عملی ممکن نیست.
روزهداری متناوب نیز یکی دیگر از ورودهای کنترلشده به قلمرو استرس است؛ هرچند بسیاری آن را سخت و طاقتفرسا میدانند. اما همین محرومیت موقتی، فرایندهایی را در بدن فعال میکند که متابولیسم را بهبود میبخشند، وزن را کاهش میدهند و حساسیت به انسولین را افزایش میدهند؛ عواملی که به تنظیم بهتر قند خون و سلامت عمومی منجر میشوند.
استرس؛ هنری کاملاً ذهنی و شخصی
تصور کنید فردی عاشق هیجان، با لبخندی عریض از هواپیما در ارتفاع دههزار پایی میپرد. حالا همان صحنه را از نگاه کسی ببینید که حتی فکر پریدن از هواپیما لرزه به جانش میاندازد. آنچه برای یکی لذتبخش است، برای دیگری تجربهای آسیبزا و تروماتیک محسوب میشود. استرس، درست مانند هنر، امری کاملاً ذهنی است و معنای آن توسط برداشت فردی شکل میگیرد. با در نظر گرفتن این موضوع، وارد کردن ناراحتی یا استرس موقتی به زندگی روزمره زمانی امکانپذیر میشود که معنای جدیدی برای آن قائل شویم. درست مانند خوردن بشقابی پر از بروکلی خام؛ اگر این ناراحتی کوتاهمدت را بهعنوان سرمایهگذاری برای سلامت آیندهمان ببینیم، تحمل آن آسانتر میشود.
یک تجربه شخصی از سرما
برخی از اعضای خانواده من باشگاه خرسهای قطبی مخصوص به خودشان را ساختهاند و بهطور منظم در آب یخ فرو میروند. وقتی از آنها میپرسم چگونه این تجربه را تحمل میکنند، پاسخ میدهند که تمرکز خود را از سرمای آزاردهنده به فواید سلامتی آن منتقل میکنند. برای آنها، این غوطهوریهای منظم در آب سرد، به بخشی درمانی از سبک زندگی سالمشان تبدیل شده است.
شاید وقت آن رسیده باشد که ارزش «منطقه امن» را دوباره ارزیابی کنیم. بهجای پناه بردن دائمی به آسایش، حرکت آگاهانه بهسوی «منطقه ناراحتی» میتواند ما را به سلامت بهتر و زندگی طولانیتر دعوت کند. کمی استرس، کسی هست؟
