بیشتر ما عاشق داستانهای ترسناک هستیم. وقتی کودکی بودیم، موجودات ترسناک ما را به هیجان میآوردند و خیال و رؤیاهای ما را پر میکردند. در آن زمان، ترسها نام و هویت داشتند: زامبیها، خونآشامها، یتیها، بیگانگان فضایی، و شخصیتهای ترسناک نوجوانی ما مثل فردی کروگر. اما وقتی بزرگ میشویم، با هیولاهای نامرئی روبرو میشویم؛ احساسات دشواری که حس خوب بودن ما را کاهش میدهند و رنج زیادی برایمان ایجاد میکنند. هیولای شخصی ما ممکن است ترس، حملات پانیک، یا حسادت سوزان باشد. اغلب نمیتوانیم نام احساسی که زندگیمان را مختل میکند بگذاریم. پاسخ جنگ یا گریز به ما میگوید در خطر هستیم و فریاد میزند: «من را از اینجا بیرون ببر! یک احساس قوی در حال حمله است!»
غریزه فرار از ترس و اهمیت مواجهه با هیولاهای درونی
ما به صورت ذاتی از چیزی که ما را میترساند فرار میکنیم. این منطقی است. هیولاها ترسناکاند و میتوانند خطرناک باشند؛ اما هیولاهای درونی ما میتوانند بهترین آموزگاران و عاقلترین دوستان ما باشند. در نامهای به یک دوست نویسنده جوان، راینر ماریا ریلکه، شاعر آلمانی قرن نوزدهم که با غم و رنج انسانی آشنا بود، نوشت: «چگونه میتوانیم آن افسانههای باستانی را فراموش کنیم که در آغاز همه نژادها بودهاند، افسانههایی درباره اژدهاهایی که در آخرین لحظه به شاهزادهخانمها تبدیل میشوند؟ شاید همه اژدهایان زندگی ما شاهزادهخانمهایی هستند که فقط منتظرند ما یکبار با زیبایی و شجاعت رفتار کنیم. شاید هر چیزی که ما را میترساند در عمیقترین ذاتش، چیزی ناتوان است که به عشق ما نیاز دارد.»
وقتی با معدهای گره خورده و قلبی تند میخوابیم یا ناگهان عرقریزان میشویم، انگار انرژی برتری در حال تهدید ماست. هیچ کس نمیخواهد رنج بکشد. غریزه ما فرار از تهدید یا انکار آن است. اما اگر فرار از ترسها فقط باعث طولانیتر و شدیدتر شدن آن شود، چه؟
چگونه با هیولاهای درونی خود مواجه شویم؟
چالش این است که چگونه با هیولاهای خود مواجه شویم؛ اضطراب، ترس، افسردگی، عصبانیتی که نیروی زندگی ما را تخلیه میکند؟ چگونه الگوهای مسدودکننده را تغییر دهیم و کانالهای بین ذهن و بدن را باز و روان نگه داریم؟
برخی از تمرینات مراقبه شرقی میتوانند دوستان ما باشند. لازم نیست بودایی یا مدیتیتور باشید تا از آنها بهره ببرید. تسولتریم آلیونه، آموزگار بودایی تبتی اهل غرب، روشی مدرن به نام «تغذیه کردن شیاطین درون» را ارائه میدهد تا الگوهای منفی و خودتخریبی را به همراه تبدیل کند. نام اصلی این روش چُد (Chöd) است. در زبان تبتی، چُد یعنی «بریدن». چیزی که بریده میشود، موانع سلامت روان و آزادی احساسی است. به جای انکار یا فرار از آنچه ما را غرق کرده، لاما آلیونه ما را تشویق میکند که آرام شویم و رابطهای با شیاطین درون خود برقرار کنیم.
تخیل همدلانه؛ کلید ارتباط با هیولاهای درونی
با تخیل همدلانه میتوانیم با «هیولاهای زیبای خردمند» خود با گشایش گوش کنیم. آماده باشید که از حکمت آنها شگفتزده شوید. نامگذاری و شخصیسازی یک احساس دشوار از تواناییهای طبیعی تخیل ماست که به ما کمک میکند به شکل عینی با وضعیتهای نامرئی وجودی ارتباط برقرار کنیم. در کودکی، تخیل ما را به دنیای خیال میبرد. در بزرگسالی، هنوز میتوانیم روح خلاق خود را با تصاویر مرتبط با دنیای درون خود فعال کنیم.
پنج گام برای تغذیه شیاطین درون و تبدیل آنها به همراه
لاما آلیونه پنج گام کوتاه برای کار با موانع پیشنهاد میکند که میتوانید آنها را با نوشتن یا نقاشی تجربه خود تقویت کنید:
۱. هیولا را پیدا کنید: تصمیم بگیرید روی کدام هیولا کار کنید. مکان آن را در بدن خود پیدا کنید و مشاهدهاش کنید. این سوالات میتواند کمک کند: چه چیزی انرژی مرا میبلعد؟ چه چیزی مرا «میخورد»؟ چه حادثهای اخیراً مرا ناراحت کرده است؟
۲. هیولا را شخصیسازی کنید و بپرسید چه نیاز دارد: تصور کنید هیولا روبروی شما نشسته است. چه اندازهای دارد؟ سن و جنسیتش چیست؟
۳. به جای هیولا قرار بگیرید: جای خود را عوض کنید و جایی که هیولا نشسته است فیزیکی قرار بگیرید. از دیدگاه هیولا به سه سوال پاسخ دهید: از من چه میخواهی؟ چه چیزی از من نیاز داری؟ اگر نیازت برآورده شود، چه احساسی خواهی داشت؟
۴. هیولا را تغذیه کنید و همراهش را ملاقات کنید: به جایگاه اصلی خود بازگردید. تصور کنید بدن شما به شهدی تبدیل میشود که از آنچه هیولا گفته، حاصل میشود—احساس نهایی که در صورت برآورده شدن نیازش خواهد داشت. این شهد را به هیولا بدهید تا کاملاً سیر شود. ممکن است موجود جدیدی، «همراه»، جای آن ظاهر شود.
۵. در آگاهی استراحت کنید: با همراه گفتگو کنید تا بفهمید چگونه میتواند به شما کمک کند، سپس همراه را در بدن خود حل کنید و انرژی مثبتش را جذب کنید. نهایتاً در آگاهی باز استراحت کنید؛ حالتی که از شلوغی ذهنی، حواسپرتیهای احساسی و گرفتاریهای روزمره آزاد است.
دوستی با هیولاهای درونی
احساس ملاقات رو در رو با هیولایتان چگونه است؟ هیولایتان چگونه شما را شگفتزده کرده است؟ چه پیامی میآورد؟ آیا هیولاهای دیگری هستند که میخواهند دیده و شنیده شوند؟ تصور کنید واقعاً میتوانید با ترسناکترین بخشهای خود صحبت کنید و اجازه دهید دوستتان شوند. در کلام آگوست ویلسون، نمایشنامهنویس: «با بخشهای تاریک خود مواجه شوید، و تلاش کنید آنها را با روشنایی و بخشش از بین ببرید. تمایل شما برای مبارزه با شیاطین درون، باعث میشود فرشتگانتان آواز بخوانند.»
