والدین معمولاً نگراناند که استفاده زیاد از صفحهنمایش، مثل وقتگذرانی در شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای یا تماشای تلویزیون، سلامت روان فرزندانشان را تهدید کند. این نگرانی بیدلیل نیست؛ پژوهشهای فراوان چنین ارتباطی را تأیید کردهاند. برای نمونه، مرور دادههای بیش از ۱.۹ میلیون نفر نشان داد افزایش زمان استفاده از شبکههای اجتماعی با افسردگی رابطهای آماری و معنادار دارد (ساندرز و همکاران، ۲۰۲۴).
اما پرسش اصلی این است که آیا واقعاً زمان استفاده از صفحهنمایش عامل اصلی است، یا عوامل پنهانتری هم در این رابطه نقش دارند؟
پژوهش تازه درباره زمان استفاده از رسانهها و سلامت روان
مطالعهای که در ۲ اکتبر ۲۰۲۵ در مجله Psychiatry Research منتشر شد، دادههای بیش از ۲۳ هزار نوجوان نروژی ۱۴ تا ۱۶ ساله را بررسی کرد. این پژوهش به بررسی زمان صرفشده در شبکههای اجتماعی، بازیهای ویدئویی و تماشای تلویزیون و ارتباط آنها با مشکلات سلامت روان پرداخت (فری و همکاران، ۲۰۲۵).
پژوهشگران در این مطالعه مشکلاتی مانند سوءمصرف مواد، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، افسردگی، اضطراب، اختلال خوردن، ADHD و اختلالات رشد فراگیر را ارزیابی کردند. نکته مهم این بود که علاوه بر رفتار، دادههای ژنتیکی شرکتکنندگان نیز بررسی شد. ژنها معمولاً در چنین پژوهشهایی نادیده گرفته میشوند، اما در این مطالعه نقشی محوری داشتند، زیرا بسیاری از اختلالات روانی ریشه ژنتیکی دارند.
یافتههای کلیدی
در مجموع ۳۸۲۹ نوجوان تشخیص روانپزشکی داشتند. دادهها نشان داد بین هر سه نوع استفاده از صفحهنمایش (تلویزیون، بازی و شبکههای اجتماعی) و ابتلا به اختلالات روانی رابطهای مشخص وجود دارد.
نوجوانانی که روزانه بیش از سه تا چهار ساعت تلویزیون تماشا میکردند، بیشتر از دیگران در معرض اختلالات روانی قرار داشتند. در بازیهای ویدئویی نیز همین الگو دیده شد؛ کسانی که کمترین زمان را به بازی اختصاص میدادند، کمترین خطر ابتلا را داشتند، اما آنهایی که روزانه بیش از سه تا چهار ساعت بازی میکردند، احتمال بیشتری برای بروز اختلال داشتند.
در مورد شبکههای اجتماعی، یافتهها پیچیدهتر بود. نوجوانانی که بیشترین زمان را در شبکههای اجتماعی میگذراندند، خطر بیشتری برای ابتلا داشتند. اما شگفتانگیزتر این بود که نوجوانانی که کمترین زمان را صرف میکردند نیز همین خطر را تجربه کردند. این نتیجه نشان میدهد که هم افراط و هم کنارهگیری شدید از تعاملات مجازی میتوانند نشانه یا عامل خطر برای مشکلات روانی باشند.
علاوه بر این، بررسی علائم خودگزارشی نوجوانان نشان داد کسانی که روزانه سه ساعت یا بیشتر پای صفحهنمایش مینشستند، علائم شدیدتری از اضطراب و افسردگی داشتند.
نقش ژنتیک در الگوی استفاده از صفحهنمایش
در مرحله بعد، پژوهشگران با بررسی دادههای ژنتیکی، ریسک ژنتیکی هر نوجوان را برای چندین اختلال مانند افسردگی، ADHD، اختلال طیف اوتیسم و بیاشتهایی عصبی محاسبه کردند. نتایج نشان داد میان ریسک ژنتیکی و میزان استفاده از صفحهنمایش ارتباطی معنادار وجود دارد. نوجوانانی که از نظر ژنتیکی مستعد این اختلالات بودند، زمان بیشتری را پای رسانهها سپری میکردند.
به بیان ساده، بخشی از رابطه میان استفاده زیاد از صفحهنمایش و سلامت روان ممکن است از ژنتیک ناشی شود، نه از اثر مستقیم فناوری. ژنهایی که خطر ابتلا به مشکلات روانی را افزایش میدهند، میتوانند باعث گرایش بیشتر فرد به رسانهها و تعاملات دیجیتال هم بشوند.
جمعبندی: نگاه چندبعدی به سلامت روان دیجیتال
سالهاست بحث درباره تأثیر شبکههای اجتماعی بر سلامت روان ادامه دارد. پرسش کلیدی همیشه این بوده است: آیا استفاده زیاد از رسانهها باعث بیماری روانی میشود، یا افراد آسیبپذیر بهطور طبیعی بیشتر از رسانهها استفاده میکنند؟
پژوهش جدید نشان میدهد که پاسخ سادهای وجود ندارد. هر دو عامل، یعنی تأثیر رفتاری و زمینه ژنتیکی، با هم در این رابطه نقش دارند. همچنین یافته جالب دیگری به دست آمد: نوجوانانی که کمترین زمان را در شبکههای اجتماعی میگذراندند نیز در معرض خطر بودند. این مسئله میتواند نشان دهد که برخی از آنها، بهویژه افرادی با اختلالات اجتماعی یا طیف اوتیسم، حتی در فضای مجازی نیز در برقراری ارتباط ناتواناند.
در نهایت، این پژوهش تأکید میکند که برای درک سلامت روان در عصر دیجیتال باید به ترکیب پیچیدهای از رفتار، ژنتیک و محیط توجه کرد. زمان استفاده از صفحهنمایش تنها یک نشانه است؛ آنچه در پس آن نهفته، یعنی ساختار ژنتیکی و ویژگیهای فردی، کلید فهم واقعی سلامت روان نوجوانان در دنیای امروز است.
