روابط زناشویی نقش مهمی در سازگاری با دوران بازنشستگی دارند. در دوران بازنشستگی، مواجهه با تغییرات، ناشناختهها و مدیریت احساس اضطراب امری طبیعی است و داشتن یک شریک زندگی حمایتگر میتواند این فرایند را آسانتر کند. همچنین، خنده و شادی مشترک و احساس ارزشمند بودن، کلید شادی فردی و مشترک با شریک زندگی است.
بازنشستگی با خود احساس رهایی، از دست دادن، تغییر و مواجهه با ناشناختهها را به همراه دارد. وقتی زوجی با بازنشستگی یکی از همسران یا بازنشستگی مشترک مواجه میشوند، با استفاده از منابع فردی و زوجی خود، در کنار هم با این ناشناختهها روبهرو میشوند. پژوهشها نشان میدهد که روابط زناشویی یکی از مهمترین منابع موفقیت در سازگاری با بازنشستگی است.
واقعیتهای بازنشستگی
انتظارات متفاوت
یک گفتوگو بین همسران درباره انتظارات از بازنشستگی ممکن است چنین باشد:
«یادته که میخواستیم یه خانه سیار بخریم و دور کشور سفر کنیم؟ نظرت چیه؟»
«فکر کنم ما هجده ساله بودیم، بدون درد کمر و نوه!»
«همهمون که با هم بازنشسته میشیم، نه؟»
«احساس سردرگمی میکنم—من دیرتر از تو کارم را شروع کردم، خانه بودم و بچهها را بزرگ کردم. آماده بازنشستگی نیستم.»
تحقیقات نشان میدهد زوجهایی که هر دو انتظار بازنشستگی مشترک داشتند، بیش از چهار برابر بیشتر احتمال دارد که واقعاً با هم بازنشسته شوند، در مقایسه با زوجهایی که چنین انتظاری نداشتند. وقتی این انتظار وجود ندارد، مردان اغلب بازنشستگی خود را به تعویق میاندازند تا بتوانند فعالیتهای تفریحی مورد علاقه خود را با همسرشان که هنوز مشغول به کار است، تجربه کنند.
نسخههای مختلف بازنشستگی
شروع موفق: برخی زوجها بازنشستگی را مطابق انتظار تجربه میکنند. آنها با هم بازنشسته میشوند، تجهیزات تفریحی خود را جمع میکنند و به سفر میروند و سپس برنامههای بعدی را تنظیم میکنند.
شروع دردناک: برای برخی دیگر، بازنشستگی با بیماری یکی از همسران آغاز میشود. در اکثر موارد، شرکا به هم نزدیکتر میشوند و با همکاری یکدیگر با چالشهای زندگی روبهرو میشوند. این چالش مشترک معمولاً حس هدفمندی و تقویت رابطه را به همراه دارد.
بازنشستگی غیرمنتظره: در مواجهه با نااطمینانیهای اقتصادی، بسیاری از سالمندان به دلیل اخراجهای شغلی مجبور به بازنشستگی شدهاند. آنها حس میکنند شغل و فرصت بازنشستگیشان از آنها ربوده شده است و با احساس بیاهمیتی و کاهش احترام مواجهاند. در این شرایط، همسر معمولاً تنها کسی است که از این تجربه آگاه است و میتواند حمایت کند.
قوانین تعامل در دوران بازنشستگی
بازنشستگی یک مقصد نیست، بلکه یک سفر است. زمانبندی، افراد، مکانها و شرایط بازنشستگی متفاوت است، اما شش قانون تعامل میتواند سازگاری با بازنشستگی را تسهیل کرده و تجربه آن را بهبود بخشد: توجه، تعادل، تنظیم، ارتباط، ارتباط اجتماعی، و احساس ارزشمند بودن.
توجه به خود و دیگران
به نیازها، محدودیتها، احساسات و منابع خود و رفتارهایی که ممکن است شریک زندگی را تحت فشار قرار دهد توجه داشته باشید. نه همه افراد دوست دارند اخبار صبحگاهی را ببینند، نه همه دوست دارند موسیقی پیوسته پخش شود، و نه همه علاقهمند به فعالیتهای داوطلبانه هستند. با مهربانی به یکدیگر درباره تأثیر رفتارها اطلاع دهید و گزینهها را بررسی کنید.
تعادل
اگرچه هر دو همسر ممکن است توافق کرده باشند همزمان بازنشسته شوند، دیدگاههای متفاوتی از بازنشستگی دارند. یکی میخواهد استراحت کند و هیچ فشاری نداشته باشد، دیگری به دنبال تجربههای جدید است. فرصت ایجاد فضای مناسب برای هر دو دیدگاه، تجربه جدیدی از خود، شریک و رابطه مشترک فراهم میکند.
تنظیم احساسات
روشهای مختلفی برای تنظیم احساسات وجود دارد: پیادهروی، مدیتیشن، باغبانی و غیره. دو روش پیشنهادی برای استفاده مشترک:
قدرت شگفتی: مشاهده چیزی شگفتانگیز مثل غروب آفتاب یا حتی یک پنکیک کامل، فرصتی برای تنفس عمیق فراهم میکند و سیستم پاراسمپاتیک را فعال میکند که آرامشبخش است.
ورود و خروج با خنده: شوخطبعی مثبت در زوجها یک تنظیمکننده احساسات بینفردی است. زوجهایی که با هم میخندند، استرس را کاهش میدهند، از مشکلات کوچک عبور میکنند و احساس نزدیکی بیشتری دارند.
ارتباط
دو بازنشسته ممکن است نیازهای متفاوتی برای سکوت، گفتگو، پرسش، مشورت یا تعریف داستان داشته باشند. این تفاوتها را به عنوان تعادل ارزشمند ببینید، نه اجتناب یا رد کردن.
ارتباط اجتماعی
انتظار داشتن از شریک زندگی برای جایگزینی روابط کاری یا دوستانهای که طی دهها سال ساخته شده است، ممکن است منجر به استرس و ناامیدی شود. حفظ ارتباط با همکاران و دوستان گذشته برای شما، شریک و دوستان قدیمی مفید است و میتواند بذر فعالیتهای جدیدی باشد که به افراد زیادی کمک کند.
احساس ارزشمند بودن
تحقیقات نانسی کلوسبرگ نشان میدهد، بازنشستگان چه ثروتمند، چه فقیر، چه جوان و چه پیر، همگی نیاز دارند که احساس کنند مهم هستند، مورد قدردانی قرار میگیرند و دیگران به آنها تکیه میکنند. هر فعالیتی که برای دیگران انجام شود—داوطلبی، آموزش، توزیع غذا و غیره—نه تنها زندگی دیگران بلکه زندگی شما و شریک زندگیتان را ارزشمندتر میکند.
