دکتر آدیتیا سارااو (Aditya Sarao)، رواندرمانگر و فعال حوزه سلامت روان، در تازهترین پست خود در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق)، بار دیگر به موضوعی حساس اما حیاتی پرداخته است: رنجهای پنهان و سکوتی که سلامت روان را میفرساید.
او با نگاهی انسانگرایانه و آگاه به واقعیتهای روانی جامعه امروز مینویسد:
«ما همگی در مقطعی از زندگی با مشکلات روانی روبهرو میشویم. برخی ترجیح میدهند در سکوت رنج بکشند، و برخی شجاعت آن را پیدا میکنند که کمک بخواهند و نسخهای التیامیافته از خود شوند. اما اغلب همان افرادی که نیاز به حمایت دارند، از سوی جامعه مورد قضاوت قرار میگیرند — فقط به این دلیل که درباره دردشان حرف زدهاند یا کمک خواستهاند.» این جملهها بازتابی از واقعیتی عمیق است؛ واقعیتی که در فرهنگهای مختلف، از جمله جامعه ما، به وضوح دیده میشود. افراد بسیاری به دلیل ترس از قضاوت، از مراجعه به روانشناس یا روانپزشک خودداری میکنند. سارااو در ادامه تأکید میکند که باید سکوت را بشکنیم و «کمک خواستن» را به عنوان رفتاری طبیعی و سالم بپذیریم.
تابوی رنج روانی؛ میراثی که نسل بعدی میبرد
دکتر سارااو در بخش دیگری از پست خود هشدار میدهد که سکوت در برابر رنج روانی، نهتنها به فرد آسیب میزند، بلکه اثراتش به نسلهای بعد منتقل میشود. او مینویسد: «هیچ خوبی از رنج کشیدن در سکوت بیرون نمیآید — حتی اگر بتوانی بیصدا دوام بیاوری، نسل بعدی بهای آن را خواهد پرداخت.»
این جمله اشارهای دقیق به پدیدهای دارد که روانشناسان آن را «انتقال میاننسلی آسیب» (Transgenerational Trauma) مینامند. بسیاری از اضطرابها، ترسها و رفتارهای ناسالم در خانوادهها، ریشه در زخمهای روانی درماننشده نسلهای پیشین دارد. فردی که در سکوت درد میکشد، ناخواسته الگوی سرکوب احساسات و انکار نیاز را به فرزندانش منتقل میکند.
چرا هنوز کمک خواستن، شرمآور تلقی میشود؟
این پرسش کلیدی است که سارااو به شکل غیرمستقیم آن را پیش میکشد. چرا در جامعهای که برای بیماری جسمی بهراحتی به پزشک مراجعه میکنیم، برای بیماری روانی احساس شرم میکنیم؟
ریشه این قضاوتها را باید در نگرش فرهنگی نسبت به احساسات و ضعف جستوجو کرد. در بسیاری از فرهنگها، از جمله جوامع آسیایی و خاورمیانهای، انسان قوی کسی است که دردش را پنهان میکند. این در حالی است که از دید روانشناسی نوین، شجاعت واقعی در آسیبپذیری و بیان احساسات نهفته است. سارااو با یادآوری این نکته، تلاش میکند مفهوم «قدرت روانی» را بازتعریف کند؛ قدرتی که نه در پنهان کردن رنج، بلکه در پذیرش و درمان آن شکل میگیرد.
کمک خواستن، نشانه بلوغ روانی است
پژوهشهای متعددی در روانشناسی بالینی نشان دادهاند که افرادی که در زمان مناسب از مشاور یا رواندرمانگر کمک میگیرند، نهتنها سریعتر بهبود مییابند، بلکه مهارتهای هیجانی بالاتری برای مواجهه با بحرانهای آینده پیدا میکنند. دکتر سارااو در پست خود بر همین نکته تأکید دارد: درمان فقط به معنای «از بین بردن درد» نیست، بلکه فرایند بازسازی خود و یادگیری مراقبت از روان است. او با زبانی ساده و صمیمی میگوید که انتخاب میان «سکوت و رنج» یا «شجاعت و بهبود» در نهایت تعیینکننده مسیر سلامت روانی ماست. بهگفته او، کمک خواستن، نشانه ضعف نیست بلکه نشانه خودآگاهی و رشد است.
تأثیر اجتماعی پیام دکتر سارااو
انتشار این پست در کمتر از چند ساعت با بازتاب گستردهای در میان کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد. بسیاری از روانشناسان، فعالان حوزه سلامت روان و حتی چهرههای عمومی با بازنشر این پست، بر اهمیت «گفتوگو درباره سلامت روان» تأکید کردند.
در کامنتها، کاربران تجربیات شخصی خود را از قضاوت شدن، ترس از مراجعه به درمانگر یا رهایی از افسردگی به اشتراک گذاشتند. این واکنشها نشان میدهد که گفتوگو درباره درد، خود نوعی درمان جمعی است.
از آگاهی تا تغییر فرهنگی
پیام اصلی دکتر سارااو فراتر از توصیه فردی است؛ او در واقع به یک تغییر فرهنگی دعوت میکند — تغییر از قضاوت به همدلی، از سکوت به گفتوگو، و از ترس به پذیرش.
برای رسیدن به جامعهای سالمتر، باید زبان احساسات را دوباره یاد بگیریم و بدانیم که روان انسان، همانند بدن، به مراقبت نیاز دارد.
او در پایان پست خود با زبانی هشداردهنده اما امیدبخش میگوید: «بیایید کمک خواستن را عادی کنیم، نه سکوت کردن را.» این جمله، به نوعی مانیفست ساده اما قدرتمند سلامت روان در قرن بیستویکم است — قرنی که در آن سکوت دیگر نشانه قدرت نیست، بلکه زنگ خطری است برای نسلی که باید یاد بگیرد شنیده شود.
پست اخیر دکتر آدیتیا سارااو فراتر از یک پیام انگیزشی است؛ او با نگاهی بالینی و انسانی، به ما یادآوری میکند که درمان، از لحظهای آغاز میشود که سکوت پایان مییابد.
رهایی از قضاوتهای اجتماعی و پذیرش نیاز به کمک، نخستین گام در مسیر شفاست. و همانطور که سارااو میگوید، اگر امروز زخم خود را درمان نکنیم، فردا فرزندانمان با درد ما بزرگ خواهند شد.
