وقتی به مجردبودن بهعنوان یک وضعیت موقت فکر میکنید که باید هرچه سریعتر اصلاح شود، احتمال زیادی وجود دارد که هیچوقت در این دوران احساس خوشحالی نکنید. بسیاری از افراد هنگام تعریف وضعیت رابطهشان میگویند: «مجردم… فعلاً» یا «مجردم، ولی دارم روش کار میکنم»؛ انگار مجردبودن یک نقص است که باید رفع شود. این نگاهِ منتظرِ «بهتر شدن آینده» باعث میشود لحظه اکنون را نبینید و احساس رضایت از تجربه مجردی غیرممکن شود.
زندگی در حالت بلاتکلیف هیچوقت خوشایند نیست. هیچکس آرزو نمیکند تا ابد در صف بلیت تیلور سویفت بایستد یا بهترین بخش صبحش انتظار برای پر شدن فنجانش باشد. همین الگو در مجردی هم تکرار میشود؛ وقتی تمام تمرکزتان روی «فرار از مجردی» است، دیگر قادر نیستید از آزادی و فرصتهای اکنون لذت ببرید. اما اگر هیچوقت آن «نفر ویژه» سر راهتان قرار نگیرد چه؟ آیا تمام عمر، صرفاً در صفی ایستادهاید که هرگز به درِ سالن نمیرسد؟ این نوع نگاه، زندگی را خفه و بیمعنا میکند.
لذتبردن از اکنون؛ هنر بودن در لحظه مجردی
زندگی همین لحظهای است که در حال گذر است. جان لنون میگفت: «زندگی همان چیزی است که وقتی مشغول ساختن برنامههای دیگر هستیم، اتفاق میافتد.» تمرکز افراطی بر آینده، باعث میشود فرصتهای حال را نبینید و ناگهان متوجه شوید هفتهها و ماهها و سالها گذشتهاند بدون اینکه واقعاً زندگی کرده باشید. آینده غیرقابل پیشبینی است؛ یک اتفاق غیرمنتظره—از تغییر شغلی تا یک مشکل جسمی یا ورود یک فرد اشتباه به زندگی—میتواند همهچیز را زیر و رو کند. شاید همین امروز، همین دوران مجردی، بهترین فصل زندگیتان باشد.
فرض کنید همیشه مجرد خواهید ماند؛ چرا این فکر زندگی را بهتر میکند؟
یکی از بهترین راهها برای تجربه شادی در مجردی این است که فرض کنید مجردبودن وضعیت طبیعی شماست، نه مرحلهای موقتی. برخلاف توصیههای کلیشهای مثل «نگران نباش، اون آدمه یه روز پیدا میشه»، شما دقیقاً برعکس فکر کنید: «شاید همین باشد.» اگر مطمئن بودید هرگز شریک عاطفی پیدا نمیکنید، چه میکردید؟ آیا همچنان غمگین و گوشهگیر میماندید و روزها را در نوتلا غرق میکردید؟ یا اینکه تصمیم میگرفتید همین امروز با چیزهایی که دارید بهترین زندگی ممکن را بسازید؟ زندگی مثل قایق است؛ اگر توان خرید یک ابرقایق ۵۰۰ میلیون دلاری را ندارید، دلیل نمیشود به آب نزنید. یک قایق بادی ارزان بخرید و پارو بزنید.
به جای فکر کردن به فردا، بنویسید امروز چه دارید: زمان، انرژی، توانایی، آزادی، فرصت یادگیری، امکان سفر، امکان خلقکردن، امکان رشد. هر کاری که دوست دارید انجام دهید، همین حالا انجام دهید. اگر میخواهید سفر کنید، نمایش ببینید، رقص یاد بگیرید، خلق کنید یا مشکلی را حل کنید، منتظر یک رابطه نباشید. امروز همان زمانی است که میتوانید زندگی را شروع کنید.
آزادی؛ بزرگترین هدیه دوران مجردی
مجردی همراه با یک نعمت بزرگ است: آزادی. آزادی در برنامهریزی روزانه، تصمیمگیری، تجربهکردن و حتی ساختن اسموتی در حالی که فقط لباس زیر پوکِمون پوشیدهاید و قاشق را لیس میزنید! اگر شریک زندگی داشته باشید یا مسئولیت خانواده بر دوشتان باشد، شاید بسیاری از این آزادیها را از دست بدهید. مجردی فرصتی است برای تجربه زندگی بدون محدودیتهای رابطه.
وقتی در رابطه نیستید، ذهن تمایل دارد زندگی دو نفره را ایدئال و بینقص تصور کند. اما واقعیت هیچوقت مثل فیلمهای عاشقانه نیست. کمتر فیلمی پایانش این است: «و آنها تا ابد معمولی و بدون هیجان زندگی کردند» یا «ده سال بعد بر سر یک مجسمه کریستالی دعوا کردند.» حتی بهترین رابطهها نیازمند تلاش، سازگاری، انعطاف و کار مداوم هستند. رابطه میتواند ارزشمند باشد، اما آزادی مجردی را ندارد.
خوشحالی در دوران مجردی یعنی رهاشدن از این باور که «روزی آدم درست پیدا میشود.» هیچکس نمیتواند چنین چیزی را تضمین کند. اما میتوانید یاد بگیرید ارزش داشتههای امروز را ببینید و بفهمید همین لحظه—با تمام آزادی و فرصتهایش—میتواند بهترین وضعیت زندگیتان باشد. دفعه بعد که کسی پرسید «رابطهات چیه؟»، شاید بتوانید با لبخند و اعتمادبهنفس بگویید: «مجردم. و اوهوم!»
