در دنیای امروز، شبکههای اجتماعی بخش جداییناپذیر از زندگی ما شدهاند. با هر لمس صفحهنمایش، به جهانی متصل میشویم که در آن احساسات، تجربیات و ارتباطات انسانی در قالب پستها و استوریها شکل میگیرند. اما پرسش اصلی این است که آیا این ارتباط دائمی واقعاً به سلامت روان ما کمک میکند یا به تدریج آن را فرسوده میسازد؟ پژوهشهای روانشناختی دیدگاههای متفاوتی در این زمینه ارائه میدهند. برخی از مطالعات، استفاده از شبکههای اجتماعی را عامل افزایش رضایت از زندگی میدانند، در حالی که برخی دیگر آن را منبع اضطراب، افسردگی و احساس تنهایی معرفی میکنند. به نظر میرسد نوع پلتفرم، هدف استفاده و انگیزههای درونی کاربران نقشی تعیینکننده در این اثرگذاری دارند.
انگیزههای پنهان در پس استفاده از شبکههای اجتماعی
کاربران دلایل گوناگونی برای حضور در شبکههای اجتماعی دارند. برخی برای ساخت و حفظ روابط انسانی وارد این فضا میشوند، برخی به دنبال مدیریت تصویری هستند که از خود به دیگران نشان میدهند، و گروهی دیگر از شبکههای اجتماعی برای مستندسازی زندگی روزمرهشان استفاده میکنند. در نتیجه، نوع رفتار آنلاین هر فرد با توجه به هدف او متفاوت است. برای مثال، کاربرانی که به دنبال کسب اطلاعات از دیگران هستند، معمولاً کمتر پست میگذارند، در حالی که کسانی که تمایل دارند لحظات زندگی خود را ثبت کنند، فعالیت بیشتری دارند. نکته مهم اینجاست که اگر کاربران احساس کنند شبکههای اجتماعی نیازهایشان را برآورده میسازد، اثرات مثبتی بر سلامت روان خود تجربه خواهند کرد.
فواید روانشناختی استفاده از شبکههای اجتماعی
تحقیقات نشان میدهد افرادی که احساس تعلق و پیوند اجتماعی دارند، از رضایت بیشتر در روابط، عزتنفس بالاتر و احساس تنهایی کمتر برخوردارند. دستیابی به حس تعلق، یکی از انگیزههای اصلی حضور در شبکههای اجتماعی است؛ بهویژه در پلتفرمهایی که بر اشتراکگذاری تصاویر تأکید دارند. با این حال، بیشتر پژوهشهای موجود تمرکز خود را بر رابطهی استفاده از شبکههای اجتماعی و افسردگی گذاشتهاند و کمتر به تأثیر آنها بر حس تعلق پرداختهاند.
درک حمایت اجتماعی یکی از عوامل کلیدی سلامت روان است. حمایت اجتماعی شامل آن چیزی است که از دیگران دریافت میکنیم و همچنین حمایتی است که انتظار داریم از طریق تعاملات اجتماعی به دست آوریم. پژوهشی از اوه، اوزکایا و لاروز در سال ۲۰۱۴ نشان داد که انگیزههای استفاده از شبکههای اجتماعی، مانند نیاز به احساس تعلق، بهتر از میزان صرفِ استفاده، میتواند پیشبینیکنندهی سطح حمایت اجتماعی ادراکشده توسط افراد باشد.
چرا اینستاگرام پدیدهای متفاوت است؟
اینستاگرام، برخلاف بسیاری از شبکههای اجتماعی دیگر، پلتفرمی تصویری است که بر اشتراکگذاری عکس و ویدیو استوار است. در این فضا کاربران میتوانند پستهای دیگران را لایک کنند، نظر بدهند و افراد دلخواه خود را دنبال نمایند، بدون آنکه الزاماً متقابلاً دنبال شوند. همین ویژگی، ساختار تعاملات را متفاوت میکند و گاه زمینهی مقایسههای اجتماعی را فراهم میسازد.
برخی مطالعات نشان دادهاند که مشاهدهی پستهای اینستاگرامی ممکن است با افزایش افسردگی در ارتباط باشد. در مقابل، افسردگی نیز میتواند سبب افزایش فعالیت در اینستاگرام شود. یکی از توضیحات محتمل این است که اشتراکگذاری تصاویر نوعی سازوکار مقابلهای برای فرار از فشارهای زندگی یا تخلیهی هیجانی به شمار میرود.
حس تعلق و نقش آن در تجربهی کاربران اینستاگرام
مطالعهی دوروتی وانگ و همکارانش در سال ۲۰۱۹، به بررسی رابطهی میان احساس تعلق، استفاده از اینستاگرام و حمایت اجتماعی ادراکشده پرداخت. در این پژوهش ۳۱۳ کاربر اینستاگرام شرکت کردند و پرسشنامهای دربارهی انگیزههایشان برای استفاده از پلتفرم، میزان استفاده و سطح حمایت اجتماعی تکمیل کردند.
نتایج نشان داد که تمایل به تعلق داشتن، پیشبینیکنندهی معناداری برای میزان مشاهدهی پستها، لایک کردن و پستگذاری است. در واقع، هرچه افراد نیاز بیشتری به تعلق اجتماعی داشته باشند، فعالیت بیشتری برای جلب تعامل و دریافت بازخورد نشان میدهند. اما نکتهی قابلتوجه این بود که تکرار استفاده از اینستاگرام الزاماً با احساس حمایت اجتماعی بیشتر همراه نبود.
ممکن است نوع بازخوردی که کاربر دریافت میکند، در این میان نقش مهمی ایفا کند. کاربرانی که از سوی دیگران تأیید و توجه کافی دریافت میکنند، احساس مثبتی نسبت به تعاملات خود دارند، در حالی که کسانی که بازخورد کمی میگیرند، ممکن است احساس طرد یا بیارزشی کنند.
جمعبندی: تعامل آگاهانه یا وابستگی پنهان؟
به نظر میرسد استفاده از شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، میتواند اثرات دوگانهای بر سلامت روان داشته باشد. از یک سو، این پلتفرمها زمینهساز ارتباط، تعلق و حمایت اجتماعیاند؛ از سوی دیگر، در صورت استفادهی ناآگاهانه یا وابستگی بیش از حد، میتوانند به احساس ناکافی بودن، اضطراب و افسردگی دامن بزنند. آنچه تفاوت را رقم میزند، انگیزهی فرد و نحوهی استفاده از این ابزارهاست.
اگر کاربران با آگاهی، خودنظارتی و هدف روشن از شبکههای اجتماعی استفاده کنند، این فضا میتواند بستری برای رشد، همدلی و تقویت ارتباط انسانی باشد. در غیر این صورت، ممکن است تبدیل به محیطی شود که سلامت روان را تهدید میکند. پاسخ نهایی در نحوهی انتخاب ماست؛ اینکه از شبکههای اجتماعی چگونه استفاده کنیم، تعیین میکند که آنها ناجی ذهن ما باشند یا تهدیدی پنهان در مسیر آرامش روان.
