ما همه دوست داریم فرزندانمان زندگی بهتری داشته باشند و از اشتباهات والدین خودمان دوری کنیم. میخواهیم به آنها احساس محبت و امنیت بدهیم و آنها را برای بهترین آینده آماده کنیم. اما گاهی بدون اینکه بخواهیم، همان رفتارهایی را تکرار میکنیم که در کودکی ما را آزرده کردهاند. آیا تا به حال شده در لحظه عصبانیت جملهای به فرزندتان بگویید که دقیقاً همان چیزی باشد که والدینتان به شما گفتهاند؟ این نشانه فعال شدن الگوهای قدیمی ذهنی است که در ناخودآگاه ما جای گرفتهاند.
حرفهایی که والدینمان در کودکی به ما زدهاند، چه مثبت و چه منفی، در ذهن ما جای گرفتهاند و در شرایط هیجانی ممکن است به طور ناخودآگاه تکرار شوند. حتی اگر میدانیم والدینمان کامل نبودند و اشتباه کردهاند، اما در مواجهه با چالشهای تربیتی، ناخودآگاه به همان روشها متوسل میشویم. این موضوع اهمیت خودآگاهی را بیش از پیش نشان میدهد. وقتی بتوانیم لحظه به لحظه احساسات خود را بشناسیم و مدیریت کنیم، میتوانیم از واکنشهای هیجانی که کمکی به حل مسئله نمیکنند، جلوگیری کنیم.
افزایش خودآگاهی؛ شناخت و تغییر الگوهای ناکارآمد
یکی از بهترین روشها برای بهبود کیفیت تربیت، شناسایی الگوهای ناکارآمدی است که از گذشته به یادگار داریم و انعطافپذیری در تغییر آنها. نوجوانان در حال شکلگیری هویت خود هستند و طبیعی است که مرزهای والدین را به چالش بکشند. واکنشهای شدید و کلامی نادرست ممکن است به اعتماد به نفس و عزت نفس آنها آسیب بزند. بنابراین باید طوری با آنها رفتار کنیم که احساس قدرت و ارزشمندی کنند، نه ضعف و حقارت.
هدف ما این است که فرزندانمان باور کنند که انسانهای ارزشمند و توانمندی هستند. اگر این هدف را در ذهن داشته باشیم، میتوانیم از واکنشهای هیجانی که بر پایه ضعفهای عاطفی خودمان شکل میگیرند، جلوگیری کنیم. ارتباط مؤثر و آرام میتواند پیام ما را به بهترین شکل منتقل کند، مرزهای ما را محترم بشمارد و عزت نفس فرزندمان را تقویت کند.
واکنشهای احساسی ممنوع!
والدگری مؤثر یعنی کنترل کردن کلمات و رفتارها به جای واکنشهای فوری و هیجانی. وقتی عصبی میشویم و واکنشهای شدید کلامی نشان میدهیم، برای فرزندان ناپایدار و بیثبات به نظر میرسیم. هرچه بیشتر آرامش خود را حفظ کنیم و با ثبات باشیم، تأثیرگذاریمان بیشتر خواهد بود و فرزندان بهتر گوش میکنند.
بسیاری از رفتارهایی که در لحظات عصبانیت نشان میدهیم، نتیجه برنامهریزی ذهنی قدیمی و آسیبهای دوران کودکی است. تصمیمات بدی که در کودکی از آنها متنفر بودیم، در شرایط استرسزا دوباره ظهور میکنند و ممکن است به رابطه والد-فرزند لطمه بزنند. برای اینکه به عنوان والد مؤثر باشیم، باید یاد بگیریم چگونه بهترین واکنشها را انتخاب کنیم و از واکنشهای لحظهای و عصبی پرهیز کنیم.
