نوجوانان امروز با موجی از استرس، اضطراب و فشارهای روانی دستوپنجه نرم میکنند. پژوهشها بهطور مداوم نشان میدهند که نرخ اختلالات عاطفی در آنان در حال افزایش است. در یک نظرسنجی، ۴۶ درصد از افراد زیر ۳۵ سال گفتهاند که در اکثر روزها آنقدر استرس دارند که نمیتوانند عملکرد طبیعی خود را حفظ کنند. با این حال، ۲۳ درصد از بزرگسالان جوان اظهار کردهاند که در صحبتکردن درباره سلامت روان خود با دیگران احساس راحتی ندارند.
رژیم رسانهای آنان نیز بهبوددهنده این وضعیت نیست. ویدئوهای کوتاه در تیکتاک، اینستاگرام و یوتیوب ارتباط فزایندهای با کاهش سلامت شناختی و روانی دارند. بسیاری از خود نوجوانان از اصطلاح «پوسیدگی مغز» استفاده میکنند و پژوهشهای جدید این نگرانی را تأیید میکند. بزرگسالان ۱۸ تا ۳۹ سال اکنون دو برابر بیشتر از سال ۲۰۱۳ گزارش میدهند که با نوعی «ناتوانی شناختی» مانند مشکلات حافظه، تمرکز، تصمیمگیری و مهذهنی مواجهاند.
محتوای جنسی غیرواقعی و فاصله گرفتن از انسانهای واقعی
برای بخشی از نوجوانان، حتی محتوای جنسی نیز نشاندهنده دورشدن از روابط انسانی است. بسیاری ترجیح خود را «پورن انیمه» یا سایر محتوای جنسی غیرواقعی توصیف میکنند؛ شخصیتهای اغراقشده و کارتونی که هیچ شباهتی به انسانهای واقعی ندارند. طبق گزارش Pornhub، افراد زیر ۲۵ سال تقریباً ۲۰۰ درصد بیشتر از چهلسالهها پورن انیمه میبینند. این نوع محتوا برایشان امنتر احساس میشود: هیچکس در لحظه قضاوت نمیشود، هیچکس آسیب نمیبیند و هیچ رابطه واقعی جریان ندارد. اما این روند میتواند تمایل جنسی آنها را از شریک انسانی—که پیچیده، ناقص و گاهی چالشبرانگیز است—به فانتزیهایی سوق دهد که در آن «هیچکس جواب پس نمیدهد».
جایگزینی روابط واقعی با چتباتها و همراهان مصنوعی
در کنار این چالشها، نوجوانان زمان کمتری را صرف تعامل حضوری میکنند و بیشتر به چتباتها برای شکلدادن به روابط دوستانه، عاشقانه و حتی جنسی روی میآورند. یک مطالعه اخیر نشان داده است که حدود نیمی از نوجوانان ۱۳ تا ۱۷ سال تجربه نوعی رابطه صمیمی یا عاطفی با چتبات دارند و حدود ۳۱ درصد آنان گفتهاند که این روابط «بهاندازه روابط انسانی» یا حتی «رضایتبخشتر» هستند. این رقم زنگ خطر مهمی است. اگر نوجوانان روابط مصنوعی را با روابط انسانی همسطح یا حتی بهتر میبینند، باید علت آن را بشناسیم.
جهان آنلاین نوجوانان بازتاب جهان ما بزرگسالان است. وقتی بزرگسالان یکدیگر را در فضای عمومی تحقیر، مسخره یا مورد حمله گروهی قرار میدهند، نوجوانان یاد میگیرند که این رفتار «طبیعی» است. تجربه تلخ کنارگذاشتهشدن توسط یک گروه دوستی، اکنون میتواند با یک اسکرینشات به تحقیر عمومی در کل مدرسه یا حتی کاربران غریبه در سراسر کشور تبدیل شود. در چنین فضایی، قابلدرک است که چرا بسیاری از نوجوانان از روابط انسانی فاصله میگیرند و به فناوری پناه میبرند.
چتباتها: مهربانی تضمینی در مقابل بیثباتی انسانها
چتباتها و همراهان مصنوعی نوعی تضمین ارائه میدهند که انسانها هرگز قادر به آن نیستند. آنها همیشه مهربان، همیشه قابلپیشبینی، همیشه در دسترس و همیشه بیقضاوتاند. هرگز پیام را بیپاسخ نمیگذارند. هرگز عکس خصوصی را پخش نمیکنند. هرگز شایعهپراکنی نمیکنند. هرگز تحقیر نمیکنند. در مقایسه با بیثباتی و گاه بیرحمی همسالان، امنیت یک الگوریتم میتواند بسیار جذابتر باشد. از این زاویه، رویآوردن نوجوانان به صمیمیت مصنوعی یک انتخاب فانتزی نیست؛ نوعی سازگاری دفاعی با جهانی است که در آن روابط انسانی ناامن، پرریسک و پرفشار بهنظر میرسند.
پژوهشها نشان میدهند که برای نوجوانانی که روابط انسانی قوی دارند، صمیمیت دیجیتال میتواند تنهایی را کاهش دهد. اما در نوجوانانی که فاقد شبکه حمایتی هستند، این نوع روابط مصنوعی میتواند تنهایی را عمیقتر کند. مسئله اصلی فناوری نیست؛ بلکه نبود مراقبت انسانی کافی در دنیای واقعی است. وقتی نوجوان، عشق، توجه و مهربانی را بیشتر از یک الگوریتم دریافت میکند تا از اطرافیان، پیامدهای روانی این وضعیت میتواند بسیار عمیق باشد. اگر میخواهیم نوجوانان به روابط انسانی بیش از روابط مصنوعی اعتماد کنند، باید روابط انسانی را ایمنتر، گرمتر و پاداشدهندهتر کنیم.
تغییر لحن فرهنگی: ارزشگذاشتن بر خرد، نه خشم
فضای آنلاین به بزرگسالان اجازه میدهد خشم خود را بدون پیامد تخلیه کنند، دیگران را شرمسار کنند یا استانداردهای غیرواقعی درباره ظاهر، موفقیت و رابطه را ترویج کنند. نوجوانان این رفتارها را تماشا میکنند و یاد میگیرند. اگر بزرگسالان کنجکاوی، همدلی، انعطاف و ترمیم را الگو قرار دهند، نوجوانان نیز باور میکنند که چنین کیفیتهایی در جهان آنها ممکن است.
در سطح شخصی و خانوادگی، باید محیطهایی ایجاد کرد که در آن کودک و نوجوان مهر، توجه، پذیرش و امنیت را در روابط انسانی تجربه کنند. این تجربههای اولیه به آنها میآموزد که روابط دیجیتال، از جمله سکستک، پورن انیمه و چتباتها، تنها بخشی از یک زندگی جنسی و عاطفی متوازن هستند—نه جایگزین صمیمیت انسانی.
امروزه بخش بزرگی از مهربانی، صبر و پذیرش را نوجوانان از الگوریتمها یاد میگیرند، نه از بزرگسالان. وقتی نرمافزارها بیش از انسانها «انسانیت» نشان میدهند، بحران در فناوری نیست—در خود ماست. صمیمیت مصنوعی برای بسیاری از نوجوانان یک پناهگاه است؛ پناهگاهی که اگر ما روابط انسانی را امن، گرم و قابلاعتماد نکنیم، روزبهروز جذابتر خواهد شد.
