بسیاری از رهبران جهان امروز با نگرانی و ناامیدی درباره آیندهای که عصر هوش مصنوعی برای بشر رقم میزند صحبت میکنند. از مدیران کسبوکار و سیاستمداران گرفته تا مسئولان آموزشی، گروه وسیعی بر این باورند که واگذاری تفکر، نوشتن و خلق آثار به هوش مصنوعی، مسیری است غیرقابل بازگشت که پیش از این تعیین شده است. اما آیا این تصور درست است؟ آیا واقعاً آینده ما تحت کنترل اجتنابناپذیر فناوری است؟
فرماندار فلوریدا، رون دسنتیس، میگوید: «هوش مصنوعی بیتردید برای پیشبرد برنامههای مختلف و گسترش قدرت کسانی که آن را توسعه میدهند، به کار گرفته خواهد شد.» نخستوزیر چین، لی چیانگ، معتقد است: «هوش مصنوعی همه جا حضور دارد و به نظر میرسد قادر مطلق است.» همچنین جفری هینتون، دانشمند برجسته، به صراحت اعلام کرده که ابرهوشها ممکن است از ناتوانی انسانها خسته شده و جای ما را بگیرند. این دیدگاهها نشان از پذیرفتن مطلق اجتنابناپذیری فناوری دارند، اما واقعیت این است که هیچ چیز اجتنابناپذیر نیست. نه سناریوی آخرالزمانی تسلط رباتهای هوشمند و نه تصور آرمانی پیشرفت بیپایان تکنولوژی.
استراتژی تجاری پنهان در پس هوش مصنوعی
برخی از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان سرمایههای کلانی صرف توسعه هوش مصنوعی میکنند تا ما انسانها را از بار دشوار تفکر و تصمیمگیری رها کنند. این روند باید به چالش کشیده شود، زیرا هدف از این سرمایهگذاریها گسترش استفاده آسان و بیزحمت از فناوری است که به تدریج به وابستگی ما منجر میشود. ورود هوش مصنوعی به همه دستگاهها به هیچ عنوان تصادفی نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی بزرگ برای عادیسازی این فناوری و کاهش مقاومت در برابر آن است.
بازپسگیری قدرت انتخاب با تفکر BEAM
با این حال، راحتی و آسانی استفاده از فناوری به معنای پایان اراده آزاد و انتخاب انسان نیست. ما ملزم نیستیم هر فناوریای را که به ما عرضه میشود، بپذیریم یا استفاده کنیم. بازپسگیری بازار به عنوان ابزاری در خدمت انسانمحوری امکانپذیر است. تفکر BEAM که شامل بدن، محیط، عمل و ذهن است، رویکردی امیدوارکننده است که ما را به سوی «تیم انسان» هدایت میکند. وقتی با حضور فعال در جهان، رهبری با عمل، انتخابهایی که درهای جدید باز میکنند و پذیرش تعاملات انسانی پیش میرویم، در واقع پادزهری برای اجتنابناپذیری فناوری ساختهایم.
امیدواری به تغییر؛ نه تسلیم اجتنابناپذیری
هوش مصنوعی به گونهای تصویر شده که جوامع ما قدرت مقاومت در برابر آن را ندارند و انسانیت در برابر الگوریتمهایی که از کنترل ما فراتر رفتهاند، ناتوان است. برخی سیاستمداران و شرکتهای بزرگ تلاش میکنند این تصور را القا کنند که انقلاب هوش مصنوعی همه جنبههای زندگی را تغییر داده و خیلی دیر است که مسیر خود را اصلاح کنیم. اما این پیامها بر پایه انکار تاریخ و نادیده گرفتن نقش فعال انسان و ساختارهای اجتماعی ساخته شدهاند.
خواستن تغییر و بهتر شدن تنها زمانی بیفایده است که امید خود را از دست داده باشیم. نه قدرت سرمایهداری و نه نظام دموکراسی آنقدر پیچیده نیستند که نتوانیم آنها را به سمت آیندهای بهتر هدایت کنیم. ما با تفکری هنرمندانه و خلاق میتوانیم تغییرات پیشبینینشده و مؤثری ایجاد کنیم و سیاستهای اجتنابناپذیری را رد کنیم.
مقاومت هنرمندانه در برابر الگوریتمها
اجازه ندهید صداهای بدبین و ناامیدکننده، فضای گفتگوی اجتماعی درباره آینده را کنترل کنند. خالقان هنرمند و مبتکر همواره راههای نوآورانهای برای مقاومت و غلبه بر محدودیتها مییابند. همه ما انسانها با بدنهای خود توانایی خلاق بودن و خلق هنر را داریم. هرچه بیشتر تلاش کنیم عادتها و الگوهای رفتاری خود را بشکنیم، الگوریتمها سختتر میتوانند ما را پیشبینی کنند. پذیرش پارادوکسها به عنوان حقیقتی بنیادین به ما کمک میکند تا اثرگذاری الگوریتمهای پیشبینی را کاهش دهیم.
استفاده از زبان و کلمات برای مختل کردن سیستم
پیشبینی، کمّیسازی و مهندسی اجتماعی را میتوان با استفاده از کلمات و زبان خودمان به چالش کشید. ناکامی سیستم آموزشی در پرورش فردیت و توسعه فناوریهایی که انتخابهای کلامی ما را اصلاح و جملات ما را کامل میکنند، باعث شده بسیاری از ما فراموش کنیم چگونه به دایرهواژه و روشهای منحصر به فرد خود برای معنا دادن دسترسی پیدا کنیم.
همواره به یاد داشته باشیم که ما آزادیم در انتخاب کارها و امیدهایمان، حتی در برابر فشارهای الگوریتمی. به انسانیت خود بیشتر از گجتها و ابزارهای فناوری اعتماد کنیم. حکمت پذیرفته شده درباره آینده اجتنابناپذیر را زیر سوال ببریم و به جای تسلیم شدن، مسیرهای نو و انسانیتری بسازیم.
