📅 سه شنبه ۲۷ آبان ۱۴۰۴ | ۲۲:۲۵📂 برگزیده ها🆔 کد خبر: 6328✍️ خبرنگار: سیده مبینا محسنی تکیه سیده مبینا محسنی تکیه🖨 چاپ

افشای بیماری روانی در رابطه | روانشناس معروف بالاخره گفت و نتیجه شوکه‌کننده بود

افشای بیماری روانی در رابطه - زوج جوان در کافه با حس امنیت و صمیمیت

وقتی سابقهٔ بیماری روانی داری، قرار گذاشتن دیگر فقط «آیا ازم خوشش میاد؟» نیست. سؤال واقعی این است: آیا وقتی همهٔ حقیقت رو بدونه، هنوز من رو همان آدمی می‌بینه که تا الان دیده؟ آیا چیزی که عمدتاً خارج از کنترل من بوده، نگاهش رو برای همیشه عوض می‌کنه؟
چند وقت پیش مقابل کسی نشسته بودم که کم‌کم قلبم براش تندتر می‌زد. چند وقتی بود با هم بودیم؛ به اندازه‌ای که دلبستگی شکل گرفته بود، اما هنوز آن‌قدر زود بود که هیچ چیز تضمین‌شده نبود. درست در مرز صمیمیت، به بخشی از گذشته‌ام رسیدم که نمی‌دانستم کی و چطور باید درباره‌اش حرف بزنم: تجربهٔ افسردگی سایکوتیک من.

می‌دانستم اگر بخواهم دربارهٔ چیزهایی که الان باعث ناامنی‌ام می‌شوند (مثل همان کیلوهای اضافی که دقیقاً از داروهای ضدسایکوز آمده) صادقانه حرف بزنم، ناچارم داستان پشتش را هم بگویم. اما آیا الان وقتش بود؟ آیا به اندازهٔ کافی احساس امنیت می‌کردم؟ آیا می‌خواستم کسی که تازه دارم می‌شناسمش این‌قدر زود این بخش سنگین از من را در دستش بگیرد، بدون اینکه هنوز بدانم باورهایش دربارهٔ بیماری روانی چیست؟ و روی همهٔ این‌ها یک چیز عجیب‌تر هم بود: من به طور عمومی دربارهٔ افسردگی‌ام نوشته‌ام. با یک جستجوی ساده همه‌چیز جلوی چشمش می‌افتاد. من برای کاهش انگ اجتماعی می‌نویسم و حرف می‌زنم، اما آن شب فقط یک زن بودم که دلش می‌خواست دیده شود، درک شود و پذیرفته شود؛ نه در تئوری، بلکه در واقعیت.

بدنم زودتر از ذهنم می‌فهمید که دارم می‌ترسم

هر بار که به گفتن فکر می‌کردم، بدنم فوراً واکنش نشان می‌داد. گرفتگی قفسهٔ سینه، جرقهٔ شرم پیش‌بینی‌شده، حس ایستادن در یک نقطهٔ خطرناک. این ترس از طرد شدن ساده نبود؛ ترس از سوءتعبیر شدن بود. ترس از اینکه ناگهان بدترین کلیشه‌های جامعه روی من فرافکنی شود.

من که سال‌هاست دربارهٔ کاهش انگ می‌نویسم، همان شب بین هویت حرفه‌ای‌ام و هویت انسانی‌ام گیر کرده بودم. می‌ترسیدم کسی که دارم عاشقش می‌شوم با شنیدن «افسردگی سایکوتیک» عقب بکشد یا من را دیگر آن آدم توانمند و جذاب نبینه. دقیقاً همین فاصلهٔ بین «آنچه می‌دانم» و «آنچه احساس می‌کنم» است که انگ اجتماعی در آن نفس می‌کشد.

گیر کردن روی «زمان مناسب» فقط فرار از آسیب‌پذیری بود

بیشتر از همه روی «کی گفتن» گیر کرده بودم. زود است؟ دیر شده؟ زیادی صمیمی؟ زیادی خطرناک؟ آیا باید صبر می‌کردم تا بیشتر مرا بشناسد و تصویر محکمی از من به عنوان فردی سالم شکل بگیرد؟ تحقیقات هم همین کشمکش را تأیید می‌کنند. مطالعهٔ ۲۰۱۹ نشان داد افشای دیرهنگام یا مبهم واکنش منفی‌تری می‌گیرد تا افشای زودهنگام و شفاف. در روابط عاشقانه از ابهام بیشتر از صداقت می‌ترسند. روان‌شناسم خیلی قشنگ گفت: «داری سعی می‌کنی آسیب‌پذیری را مهندسی کنی.» دنبال زمان ایده‌آل و جملهٔ بی‌نقص بودم؛ در حالی که فقط داشتم از عدم قطعیت فرار می‌کردم.

افسردگی من «خفیف» نبود، اما من را ساخته بود

سایکوز داشت، داروهای سنگین داشت، وزن اضافهٔ واقعی و عاطفی داشت. اما همان دوره یکی از عمیق‌ترین شکل‌دهنده‌های شخصیت من هم هست. بخشی از دلیل نوشتنم، شیوهٔ کار کردنم و دفاع از حقوق بیماران روانی همین تجربه است. اما در اوایل رابطه، هویت هنوز شکننده است. گفتن این حقیقت مثل انداختن یک سنگ بزرگ در آب آرام بود.

وقتی تصمیم گرفتم بگویم، قلبم تند می‌زد، گلوم گرفته بود و بخشی از من دنبال راه فرار می‌گشت. بخش دیگرم می‌دانست کار شجاعانه‌ای دارم می‌کنم. پیامکی ساده و مستقیم فرستادم. نه دراماتیک کردم، نه کوچک‌نمایی. فقط گفتم چه اتفاقی افتاده، که درمان شده‌ام و کاملاً بهبود یافته‌ام و این تجربه چطور من را به آدمی که امروز هستم تبدیل کرده. بعد منتظر ماندم. پاسخش مهربان، آرام و عادی بود. نگاهش عوض نشد. عقب نکشید. نه زیادی واکنش نشان داد، نه کم. فقط ماند. حس رهایی‌اش عظیم بود.

وقتی پذیرش واقعی می‌آید، سیستم عصبی‌مان یاد می‌گیرد

پذیرش واقعی کاری شگفت‌انگیز با بدن و ذهن ما می‌کند: به ما یاد می‌دهد داستانی که فکر می‌کردیم برای دیگران «زیادی سنگین» است، شاید چیزی باشد که آن‌ها با احترام و عشق نگهش دارند. مطالعهٔ ۲۰۲۳ هم نشان داد هرچه افشاگری بازتر باشد، گفت‌وگوها باکیفیت‌تر و صمیمیت بعدش بیشتر می‌شود.

کی و چطور باید بگویی؟

وقتی رابطه دارد به سمت صمیمیت عاطفی می‌رود، وقتی خودت تحمل آسیب‌پذیری را داری، قبل از تعهدهای بزرگ. زمان «کامل» وجود ندارد؛ آمادگی عاطفی خودت و حس امنیت در رابطه کافی است.

«یه چیز مهم دربارهٔ گذشته‌ام هست که دوست دارم باهات در میان بگذارم، چون واقعاً از شناختنت لذت می‌برم. چند سال پیش یه دورهٔ افسردگی شدید با علائم سایکوتیک داشتم. درمان شدم، کاملاً بهبود پیدا کردم و این تجربه به شکل معناداری من رو به آدمی که امروز هستم تبدیل کرده. اگر دوست داشتی بیشتر بگم، خوشحال می‌شم، ولی لازم نیست چیزی رو درست کنی؛ فقط می‌خواستم شفاف باشم.» آدم امن بدون قطع کردن گوش می‌دهد، نه کوچک می‌کند نه بزرگ‌نمایی، سؤال‌های بافکر و غیرفضولانه می‌پرسد، این موضوع را فقط یک بخش از تو می‌بیند. آدم ناامن معذب می‌شود، طفره می‌رود، می‌رود سراغ کلیشه‌ها یا ناراحتی خودش را مرکز می‌کند.

شفافیت ارزش هر لحظهٔ ترس را داشت

آن شب دوباره یادم آمد: هدف حذف آسیب‌پذیری نیست. هدف پیدا کردن کسی است که وقتی آسیب‌پذیر باشی، دستت را بگیرد و بگوید «مرسی که بهم اعتماد کردی». من گفتم. اون ماند. و رابطه‌مان از همان لحظه عمیق‌تر شد. اگر تو هم سابقه‌ای داری که می‌ترسی بگویی، بدان که آدم درست نه تنها تحمل می‌کند؛ دقیقاً به خاطر همین صداقت، عاشق‌تر هم می‌شود. فقط وقتی احساس امنیت کردی، بگو. بقیه‌اش خودش درست می‌شود.

اشتراگ گذاری

X
Facebook
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
Pinterest

مطالب مرتبط

هوش انسانی در برابر هوش مصنوعی | حقیقتی که آینه‌ی فناوری به ما نشان می‌دهد

امروزه بسیاری فکر می‌کنند کار با هوش مصنوعی ما را متفکران بهتری می‌کند. تعامل با AI حس خوبی دارد، ایده‌ها منسجم‌تر می‌شوند و زبان روان‌تر می‌شود. اما این احساس رشد واقعی نیست، بلکه زیر این رضایت ظاهری، عدم‌توازنی عمیق و…
  ۱۴۰۴/۰۹/۲۱ ۰۰:۰۱

سه تکنیک شگفت‌انگیز علم اعصاب برای آرام‌کردن سریع ذهن و بدن در چند دقیقه

در دنیای امروز که دو قطبی‌شدن‌ها، چرخه‌های مداوم اخبار منفی و ماه‌های زمستانی گرفته، فضای ذهنی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند، حفظ روحیه می‌تواند به یک چالش واقعی تبدیل شود. با این حال علم به ما ثابت کرده است…
  ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ۲۳:۳۷

وقتی خشونت از سکوت می‌جوشد | روایت واقعی یک قاتل جوان از ریشه‌های عاطفی جرم و رستگاری

بی‌توجهی عاطفی یکی از عمیق‌ترین زخم‌هایی است که در کودکی شکل می‌گیرد و اگر پاسخ امنی برای ترس‌ها وجود نداشته باشد، می‌تواند به ریشه‌ای برای پرخاشگری در بزرگسالی تبدیل شود. عدالت ترمیمی راهی است برای آشکار کردن دلایل عاطفی رفتارهای…
  ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ۲۳:۳۲

مدیریت روابط خانوادگی در تعطیلات | ۵ نکته مهم برای حفظ آرامش

توماس وولف جمله معروف «نمی‌توانی دوباره به خانه برگردی» را در کتابش در سال ۱۹۴۰ ساخت، اما واقعیت این است که می‌شود دوباره در محله حضور داشت. خانواده‌ها شبیه درخت‌هایی هستند که در بادهای سرد استعاره‌ای زمستان می‌لرزند و در…
  ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ۲۳:۱۵

چرا راهبردهای افزایش تنوع سازمانی معمولاً شکست می‌خورند؟

بیشتر راهبردهایی که مدیران برای افزایش تنوع سازمانی تدوین کرده‌اند، شکست خورده یا حتی نتیجه معکوس داده‌اند. این سؤال مطرح می‌شود که چرا مدیران اجرایی شرکت‌های بزرگ، مانند شرکت‌های فورچون ۵۰۰، همچنان بر آموزش‌های تنوع اصرار دارند، با وجود اینکه…
  ۱۴۰۴/۰۹/۲۰ ۲۲:۵۸

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد سردبیر/آموزش روانشناسی

  • برگزیده‌ها
  • پربازدیدها
  • آخرین اخبار
از ذهن تا خلاقیت: راز سیگنال‌های درونی و معنای پشت آن‌ها عشوه‌گری و صداقت در رابطه؛ نقش‌بازی یا احساس واقعی؟ مدیریت سرمایه در فارکس و روانشناسی معامله‌گری روانشناسی پول: از ذهن تا ثروت روانشناسی مالی: شناخت ذهن و احساس در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی دیدن اوتیسم به عنوان تفاوت، نه نقص مزایا و معایب بازی‌های اینترنتی برای کودکان | توصیه‌های والدین اضطراب در نوجوانان: علل، علائم و راهکارهای مقابله فرآیند مشاوره و اهمیت درک احساسات افسردگی گاهی الهام‌بخش است، گاهی مانع سامانه تلفنی؛ مسیر کمک فوری در بحران‌های اجتماعی آنچه انیشتین را نابغه کرد، بهره هوشی او نبود مشکل نوظهور «روان‌پریشی هوش مصنوعی» روانشناسی پشت تفکر «ما در برابر آنها» | روانشناسی چیست؟ معضل همزاد هوش مصنوعی چگونه زمان را متوقف کنیم ایمنی روان‌شناختی در محیط کار؛ افسانه‌ها و واقعیت‌ها آیا شما هم به لبوبو ( Labubu ) علاقه دارید؟ چه زمانی راز خود را به معشوقتان می‌گویید؟ قابل‌اعتماد بودن در محیط کار: نقطه قوت یا مانع پیشرفت؟ دوستی نوجوانی: رشد عاطفی و تاب‌آوری در همسالان دانشکده روان‌شناسی UCLA: مرکز برتر آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی دانشگاه ییل: مرکز برجسته آموزش و پژوهش روان‌شناسی دانشکده روان‌شناسی UC Berkeley: پیشرو در آموزش و پژوهش روان‌شناسی تأثیر گرمای شدید بر روان انسان: خواب، خلق و عملکرد مغز APA: انجمن روان‌شناسی آمریکا و استانداردهای علمی و اخلاقی زندگی بدون الکل: انتخاب هوشیارانه در هنجارهای اجتماعی دو کلمه کوچک می‌توانند تفاوت بزرگی در یک رابطه ایجاد کنند اثرات آتش‌بازی بر مغز و سلامت: علم پشت ذرات معلق راه های کاهش استرس استرس در افراد بزرگسال رئیس سازمان نظام روان‌شناسی: «ستاد امنیت روان و آرام‌بخشی» راه اندازی شد معرفی کتاب چگونه کارهای خسته‌کننده، طاقت‌فرسا، دشوار، اما ضروری را انجام دهیم: هنر تحمل سختی‌ها و انجام کارهایی که از آنها متنفرید (کتاب ۱۹ زندگی منظم) نسخه کیندل معرفی کتاب «روانشناسی تاریک پرده‌برداری شد» ارتباط بین افسردگی و عزت نفس چرا ممکن است نخواهید به یک تست شخصیت اعتماد کنید استرس و اثرات آن بر دهان و دندان چرا نابرابری اجتماعی باعث افزایش خشونت در جامعه می شود؟ ضرورت توجه به فناوری‌های ارتباط از راه دور برای توانبخشی دکتر آزادارمکی: سن بالای ازدواج، آسیب نیست اندازه‌گیری سرعت پیری و پیش‌بینی زوال عقل با فناوریهای نوین تدوین برنامه «حمایت روانی و اجتماعی» از زنان در شرایط بحران ضروری است رئیس انجمن مددکاران اجتماعی : فقدان سیاستگذاری در حوزه کنترل  و کاهش آسیب‌های اجتماعی مشهود است ضرورت آموزش تاب آوری برای خانواده ها بایدها و نبایدهای مواجهه کودکان با بحران راهنمای حفظ سلامت روان در شرایط جنگی/ نشانه‌های شدید روانی جدی گرفته شود هوش انسانی در برابر هوش مصنوعی | حقیقتی که آینه‌ی فناوری به ما نشان می‌دهد سه تکنیک شگفت‌انگیز علم اعصاب برای آرام‌کردن سریع ذهن و بدن در چند دقیقه وقتی خشونت از سکوت می‌جوشد | روایت واقعی یک قاتل جوان از ریشه‌های عاطفی جرم و رستگاری مدیریت روابط خانوادگی در تعطیلات | ۵ نکته مهم برای حفظ آرامش چرا راهبردهای افزایش تنوع سازمانی معمولاً شکست می‌خورند؟ هنر پرسیدن و شنیدن | کلید گفتگوهای عمیق درباره سلامت روان دانشجویان شفا و عشق | دو روی یک مسیر شگفت‌انگیز فرمانده نامرئی | باورهایی که با آن‌ها فکر می‌کنی چرا احساس شنیده‌شدن مهم‌تر از هر زمان دیگری است؟ آتش چگونه مسیر تکامل بدن و ذهن انسان را تغییر داد؟

دسته‌بندی‌ها

پیمایش به بالا