با نزدیک شدن تعطیلات، صنعت اسباببازی با عرضه عروسکها و رباتهای کوچک مجهز به چتباتهای هوش مصنوعی در حال رونق گرفتن است. این اسباببازیها قادرند مکالماتی محدود با کودکان داشته باشند و به محض تمام شدن صحبت کودک، پاسخ دهند. اما آیا این تعاملات میتوانند همان آموزش شخصیسازیشدهای را فراهم کنند که برخی شرکتها ادعا دارند؟ آیا محصولاتی مثل Grem از شرکت Curio به رشد زبان کودکان کمک میکنند یا بالعکس ممکن است به آن آسیب بزنند؟
اهمیت تعامل انسانی در یادگیری زبان کودکان
برای اینکه کودکان زبان گفتاری را یاد بگیرند، باید آن را بشنوند و تجربه کنند. هرچه میزان زبانی که به کودک گفته میشود بیشتر باشد، دایره واژگان او در آینده گستردهتر خواهد بود. با این حال، این واژگان تنها به دلیل شنیدن کلمات به دست نمیآیند، بلکه به خاطر زمینه و شرایط عاطفی و شناختیای که توسط بزرگسالان دلسوز ایجاد میشود، یاد گرفته میشوند. به عنوان مثال وقتی کودکی به آسمان اشاره میکند و والد میگوید: «آن یک هواپیماست! بالهاش رو ببین!»، کودک معنای واژه را در یک موقعیت واقعی درک میکند. اسباببازیهای فعلی با هوش مصنوعی توانایی ایجاد چنین زمینهای را ندارند. دههها تحقیق نشان داده است که صحبت کردن با چتباتها به تنهایی، نمیتواند مهارتهای زبانی کودکان خردسال را بهبود بخشد و اگر جایگزین تعاملات والدین و مراقبان شود، احتمالاً حتی مانع یادگیری زبان کودک میشود.
محدودیتهای چتباتها در آموزش زبان واقعی
زمانی که مراقب درباره چیزی که کودک به آن علاقه نشان میدهد صحبت میکند، مثلاً یک اسباببازی خاص یا حیوان خانگی، کودک میتواند نام آن را یاد بگیرد. اما چتباتها نمیتوانند محیط پیرامون کودک را ببینند یا درک کنند که کودک چه چیزی در دست دارد. حتی اگر بتوانند ببینند، دانش قبلی درباره اشیاء و تجربههای کودک ندارند. بنابراین نمیتوانند زبان با کیفیتی ارائه دهند که کودک نیاز دارد. یادگیری زبان صرفاً شنیدن کلمات نیست؛ بلکه شنیدن کلماتی است که در مکالماتی معنادار و جذاب برای کودک بیان شدهاند.
چگونه مراقبان رشد زبان کودک را تقویت میکنند؟
اگر کودک در حال قدم زدن به سگ اشاره کرده و بگوید «سگی!»، مراقب ممکن است پاسخ دهد: «آره، شبیه سگ ناناست! فکر کنم تو حیوانها رو دوست داری!» این پاسخ ساده، چند نکته مهم دارد؛ اول اینکه کودک میفهمد کلمه «سگ» میتواند به چند موجود مشابه اشاره کند. دوم اینکه مفهوم دستهبندی «حیوان» را میآموزد که سگها زیرمجموعه آن هستند. سوم اینکه با تکرار کلمه و بیان آن با لحنهای متفاوت، کودک با ساختار آوایی و تلفظ کلمه آشنا میشود. اگر کودک اشتباه تلفظ کند، مثلاً «تگ» به جای «داگ»، مراقب به آرامی تلفظ صحیح را اصلاح میکند. اسباببازیهای مجهز به چتبات، توانایی انجام چنین اصلاحاتی را ندارند.
آیا آینده هوش مصنوعی میتواند این کمبودها را جبران کند؟
ممکن است در آینده اسباببازیهای هوش مصنوعی قادر شوند آنچه کودک میبیند را «ببینند» و درباره آن اطلاعاتی ارائه دهند، درست مانند مراقبان. اما بعید است که هیچ نسل فعلی یا نسل آینده نزدیک چتباتها بتوانند به اندازه یک مراقب مهربان که کودک را میشناسد و از پیشینه او آگاه است، مؤثر باشند. یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ نشان داد کودکان در سه گروه آموزش دیدند؛ گروهی به صورت حضوری با یک بزرگسال، گروهی از طریق تماس ویدیویی با همان بزرگسال و گروهی با یک «عامل مجازی» که پاسخهای برنامهریزیشده میداد. تنها گروه حضوری توانست به طور مؤثر واژههای جدید را یاد بگیرد.
با اینکه تحقیقات در مورد تعامل کودکان با چتباتهای جدید محدود است، شواهد نشان میدهد مکالمات بین والدین و کودکان خردسال نقش بیبدیلی در رشد زبان دارند. کیفیت تعامل زمانی شکل میگیرد که مراقب بتواند دقیقاً به چشمهای کودک نگاه کند و بفهمد توجه کودک به چیست، چیزی که اسباببازیهای هوش مصنوعی نمیتوانند انجام دهند. وقتی وظیفه صحبت کردن با کودک را به برنامهها، تلویزیون یا چتباتها میسپاریم، فرصت گفتوگوهای واقعی و پرمعنایی را از دست میدهیم که کودک را به گفتار بیشتر تشویق میکنند. همچنین، نگرانیهای مربوط به دلبستگی و حریم خصوصی اطلاعات کودکان وجود دارد. به همین دلیل، تا زمانی که شواهد قوی درباره فواید آموزشی این اسباببازیها به دست نیاید، نمیتوان استفاده از آنها را از نظر اخلاقی تأیید کرد. همانطور که پژوهشگران تاکید دارند، «بچههای ما نباید موش آزمایشگاهی شرکتهای اسباببازی باشند.»
