وقتی با فرد جدیدی آشنا میشویم، تشخیص اینکه دقیقاً باید به دنبال چه ویژگیهایی باشیم، همیشه آسان نیست. بسیاری از ما در شروع یک رابطه عاطفی، میان هیجان، ترس از تنهایی و امید به ساختن آیندهای بهتر معلق میمانیم. پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند که توجه زودهنگام به برخی نشانههای هشداردهنده میتواند کمک کند تشخیص دهیم کدام روابط ظرفیت رشد و رضایت دارند و کدامیک، حتی اگر در ابتدا جذاب به نظر برسند، در بلندمدت ما را فرسوده خواهند کرد.
درگیر شدن در یک رابطه جدید، چه عاشقانه و چه در سطح دوستی صمیمی، اغلب با دامهایی همراه است که در نگاه اول دیده نمیشوند. نیکول نمونهای از همین وضعیت است. او پس از پایان آخرین رابطه جدیاش، که نه با یک بحران شدید بلکه آرام و تدریجی فروپاشیده بود، دوباره وارد دنیای قرارهای عاطفی شده است. نیکول از یکسو نگران است که دوباره آسیب ببیند و از سوی دیگر، نمیخواهد تنهایی را انتخاب کند.
آشنایی نیکول با استیو؛ شروعی امیدوارکننده اما ناآرام
یکی از دوستان مشترک، نیکول را با استیو آشنا میکند؛ همسایهای که او هم بهتازگی مجرد شده است. از بیرون، همهچیز منطقی به نظر میرسد. هر دو در یک مقطع مشابه از زندگی هستند و ظاهراً اشتراکات اولیهای دارند. اما پس از چند قرار ملاقات، نیکول متوجه میشود چیزهایی در رفتار استیو وجود دارد که او را ناآرام میکند. استیو گاهی حرفهایی میزند که نیکول را سردرگم میکند، بهندرت درباره زندگی، احساسات یا تجربههای او سؤال میپرسد و بعضی داستانهایی که از گذشتهاش تعریف میکند، بیش از حد بینقص و اغراقآمیز به نظر میرسند. با این حال، نیکول در کنار او لحظات خوشی هم دارد و از نظر ظاهری نیز استیو برایش جذاب است. همین تضاد باعث میشود نیکول نداند باید به حس درونیاش اعتماد کند یا نه.
ارزشها و نقش تعیینکننده آنها در سلامت رابطه عاطفی
رفتارهایی که نیکول را آزار میدهند، او را به این فکر میاندازند که آیا اینها صرفاً quirks یا ویژگیهای شخصیتی عجیب هستند یا نشانههایی عمیقتر از یک ناسازگاری اساسی. برخی از اظهارنظرهای استیو باعث شده نیکول به این نتیجه برسد که شاید جهانبینی آنها هرگز با هم هماهنگ نشود. او تجربه کافی دارد که بداند هیچکس بیعیب نیست، اما سؤال اصلی برایش این است که کدام عیبها قابلتحملاند و کدامیک زنگ خطرند.
پژوهشی که در سال ۲۰۱۸ توسط جیمز مکدونالد و همکارانش در دانشگاه باستیر انجام شد، پاسخی علمی به این تردید میدهد. این مطالعه که روی زوجهای متأهل دگرجنسگرا انجام شده بود، نشان داد همراستایی در ارزشهای بنیادین، نقش بسیار مهمی در شکلگیری روابط هماهنگ و پایدار دارد. البته این همخوانی ارزشی تنها زمانی معنا پیدا میکند که هر دو نفر به احترام متقابل، همکاری و خیرخواهی در رابطه اهمیت بدهند، نه اینکه رابطه را میدان قدرتنمایی یا سلطه بدانند.
فراتر از ویژگیهایی که معمولاً از یک «آدم خوب» انتظار میرود، ارزشهایی مانند شفقت، فروتنی و نگرش مثبت نقش تعیینکنندهای در میزان صمیمیت و رضایت از رابطه دارند. اینها صرفاً صفات شخصیتی نیستند، بلکه ارزشهایی عمیقاند که به آنچه میتوان «شخصیت اخلاقی» نامید، مربوط میشوند. این ارزشها در عمل خود را به شکل حساسبودن نسبت به احساسات دیگری، پذیرش اشتباه و داشتن نگاه امیدوارانه به زندگی نشان میدهند.
در مطالعهای که روی بیش از ۱۵۰۰ بزرگسال آمریکایی انجام شد، با میانگین سنی ۵۴ سال و میانگین طول ازدواج ۲۷ سال، پژوهشگران دریافتند افرادی که تمرکز بیشتری روی شریک زندگی خود دارند تا منافع شخصیشان، بیشتر از دیگران این ویژگیهای اخلاقی را بروز میدهند. در مقابل، کسانی که ارزشهای خودمحورانهتری داشتند، هرچند ممکن بود مثبتنگر و سرحال باشند، اما در سایر ابعاد مهم رابطه نمره بالایی کسب نمیکردند.
وقتی ارزشها به نشانههای هشداردهنده تبدیل میشوند
اگر به تجربه نیکول برگردیم، میتوانیم رفتارهای استیو را نه بهعنوان جزئیات بیاهمیت، بلکه بهعنوان بازتابی از ارزشهای عمیقتر او بررسی کنیم. پرسش مهم این است که نیکول واقعاً باید به چه چیزهایی توجه کند؟
یکی از اولین نشانهها، ناسازگاری در ارزشهاست. هرچند در پژوهش مکدونالد تنها چند ارزش بررسی شده بود، اما در دنیای واقعی، دامنه ارزشها بسیار گستردهتر است. نیکول از همان ابتدا دیدگاههای سیاسی و اجتماعی خود را شفاف بیان کرده بود. آنچه او را رنجاند، شوخیهای استیو درباره افرادی با همین ارزشها بود؛ شوخیهایی که نهتنها خندهدار نبودند، بلکه حس بیاحترامی را منتقل میکردند.
نشانه دوم، خودخواهیهای کوچک اما معنادار است. افراد خودمحور ممکن است در نگاه اول جذاب و سرگرمکننده باشند، اما این ویژگی گاهی در موقعیتهای ساده خودش را نشان میدهد. وقتی نیکول پیشنهاد داد به کافه مورد علاقهاش بروند، واکنش استیو پر از نارضایتی و غر زدن بود و این رفتار تا مدتها ادامه داشت.
دروغگویی درباره واقعیتهای قابلبررسی، نشانه هشداردهنده دیگری است. در دنیایی که با چند جستوجوی ساده میتوان بسیاری از اطلاعات را بررسی کرد، صداقت بخشی جداییناپذیر از فروتنی محسوب میشود. نیکول بعدها متوجه شد داستانی که استیو درباره پیشینهاش تعریف کرده بود، کاملاً ساختگی بوده است.
نپرسیدن سؤال و یکطرفهبودن مکالمه نیز از نشانههایی است که نباید نادیده گرفته شود. در مراحل اولیه آشنایی، علاقهمند بودن به افکار، احساسات و تجربههای طرف مقابل نشانهای از شفقت و توجه واقعی است. گفتوگوهایی که فقط حول محور «من» میچرخند، اغلب از کمبود همین ارزش خبر میدهند.
در نهایت، شوخیهایی که در واقع شوخی نیستند، میتوانند بسیار گویا باشند. کسی که برای شفقت و احترام ارزش قائل است، معمولاً به قیمت تحقیر دیگران شوخی نمیکند. شوخیهای استیو نهتنها نیکول را نخنداندند، بلکه او را متوقف و دلچرکین کردند. این رفتار نشان میدهد یا حساسیتهای نیکول برای استیو اهمیتی ندارد یا اصلاً آنها را درک نمیکند.
چگونه از ارزشها آگاهانه در روابط استفاده کنیم
چه به دنبال یک رابطه عاشقانه باشید و چه بخواهید وارد دوستی عمیقتری شوید، تصمیمگیری درباره اینکه به چه کسی نزدیک شوید، همیشه آسان نیست. اما توجه به این نشانهها میتواند مانند قطبنما عمل کند و مسیر را شفافتر نشان دهد. در نهایت، مهمترین اصل این است که نسبت به ارزشهای خودتان موضعی روشن داشته باشید. اگر احساس میکنید فردی که تازه وارد زندگیتان شده به این ارزشها احترام نمیگذارد، احتمال تغییر اساسی این وضعیت در آینده چندان زیاد نیست. هرچند عجله در قضاوت توصیه نمیشود، اما اعتماد به نشانههای درونی و یافتههای روانشناسی میتواند شما را در مسیر ساختن روابطی سالمتر، امنتر و رضایتبخشتر یاری کند.
