دانشگاه هاروارد در پژوهشی تازه، ارتباط میان استرس در سالهای نخست زندگی و شکلگیری شخصیت در حیوانات را بررسی کرده است. یافتههای این تحقیق نشان میدهد تولهسگهایی که در دوران ابتدایی زندگی با استرس مواجه میشوند، در بزرگسالی رفتارهایی مشابه اضطراب، پرخاشگری و ترس از محیط نشان میدهند. این نتایج بهروشنی بیانگر آن است که الگوهای رشد روانی در حیوانات و انسانها بیش از آنچه تصور میشود، به یکدیگر شباهت دارند.
بخش اول: یافتههای کلیدی پژوهش
در این مطالعه، گروهی از پژوهشگران «دپارتمان زیستشناسی تکاملی انسان» دانشگاه هاروارد، بیش از ۳۰۰ تولهسگ از نژادهای مختلف را در بازه زمانی ششماهه مورد بررسی قرار دادند. آنها میزان مواجهه تولهها با استرسهای محیطی مانند صداهای بلند، جدایی از مادر، تغییر ناگهانی محیط و حضور افراد ناآشنا را ارزیابی کردند. نتایج نشان داد تولهسگهایی که در هفتههای اول زندگی تحت فشارهای بیشتری قرار داشتند، در بزرگسالی تمایل بیشتری به رفتارهای اجتنابی، ترس از تماس با انسان و حتی پرخاشگری نسبت به سایر حیوانات داشتند.
بخش دوم: نقش دوران حساس رشد در شکلگیری رفتار
پژوهشگران تأکید میکنند که دوران حساس رشد در تولهسگها، یعنی از زمان تولد تا حدود ششماهگی، مشابه سالهای ابتدایی کودکی در انسان است. در این مرحله مغز در حال شکلگیری مسیرهای عصبی اصلی است که بهطور مستقیم بر احساس امنیت، دلبستگی و پاسخ به استرس تأثیر میگذارند. هر نوع تجربه منفی یا استرس مداوم در این بازه زمانی میتواند ساختارهای عصبی مرتبط با کنترل هیجان را تغییر دهد. به همین دلیل، تولهسگهایی که در این دوره احساس ناامنی یا ترس مکرر را تجربه میکنند، بعدها به حیواناتی با الگوهای رفتاری ناپایدار تبدیل میشوند.
بخش سوم: استرس و تأثیر آن بر مغز حیوانات
دانشمندان در این تحقیق با استفاده از تصویربرداری عصبی دریافتند که استرسهای اولیه موجب افزایش فعالیت در ناحیه آمیگدالا (مرکز پردازش ترس در مغز) و کاهش حجم هیپوکامپ (ناحیه مرتبط با حافظه و آرامش) میشود. این تغییرات مشابه آن چیزی است که در کودکان انسان پس از تجربه استرسهای مزمن مشاهده میشود. به گفتهی دکتر الن کِی. وارن، سرپرست تیم تحقیق، «تجربههای ابتدایی زندگی در حیوانات اثراتی ماندگار بر مغز بر جای میگذارد و این اثرات میتوانند دههها در الگوهای رفتاری و عاطفی باقی بمانند.»
بخش چهارم: آیا نژاد سگها در میزان تأثیر استرس نقش دارد؟
بر اساس دادههای پژوهش، نژاد نیز یکی از عوامل مهم در واکنش به استرس است. تولهسگهای نژادهایی مانند «لابرادور» و «گلدن رتریور» نسبت به استرس مقاومت بیشتری نشان دادند، در حالی که نژادهایی مانند «شیتزو» و «چاوچاو» در برابر عوامل استرسزا آسیبپذیرتر بودند. محققان علت این تفاوت را در ژنتیک و ویژگیهای تکاملی هر نژاد جستوجو میکنند. با این حال، همه نژادها در برابر استرسهای شدید در سالهای نخست زندگی دچار تغییرات قابلتوجهی در رفتار میشوند.
بخش پنجم: پیامدهای پژوهش برای تربیت و سلامت روان حیوانات
این یافتهها نهتنها برای دامپزشکان و مربیان حیوانات، بلکه برای صاحبان سگها نیز اهمیت زیادی دارد. اگر تولهسگی در دوران اولیه زندگی خود احساس ناامنی کند، احتمال بروز مشکلات رفتاری در آینده بسیار بیشتر خواهد بود. کارشناسان توصیه میکنند صاحبان حیوانات خانگی در ماههای نخست تولد، محیطی آرام، باثبات و همراه با نوازش و تشویق برای تولهها فراهم کنند. هرگونه تنبیه، جدایی زودهنگام از مادر یا قرار دادن حیوان در شرایط پرتنش میتواند اثرات ماندگاری بر سلامت روان آن بگذارد.
بخش ششم: شباهتهای روانشناختی میان انسان و حیوان
یکی از مهمترین دستاوردهای این تحقیق، برجستهکردن شباهت میان سازوکارهای روانشناختی انسان و حیوانات است. پژوهشگران میگویند یافتههای این مطالعه میتواند به درک بهتر اختلالات اضطرابی و واکنشهای هیجانی در انسان نیز کمک کند. همانطور که کودکی که در محیطی پرتنش رشد میکند در آینده اضطراب بیشتری نشان میدهد، تولهسگها نیز الگوی مشابهی دارند. این موضوع نشان میدهد که مطالعه روانشناسی حیوانات میتواند راهی برای شناخت عمیقتر ذهن و هیجان انسان باشد.
بخش هفتم: آینده پژوهش و مسیرهای جدید در روانشناسی حیوانات
دانشگاه هاروارد اعلام کرده است که در مرحله بعدی، این پژوهش بر روی حیوانات دیگری مانند گربهها، موشها و میمونها نیز گسترش خواهد یافت تا الگوی مشترک اثر استرس بر رشد مغزی و رفتاری در گونههای مختلف بررسی شود. هدف نهایی این پروژه، توسعه روشهای تربیتی و درمانی برای کاهش اضطراب در حیوانات و بهبود روابط میان انسان و حیوان است.
پژوهش دانشگاه هاروارد بار دیگر نشان داد که رفتارهای حیوانات بازتابی از تجربههای نخستین زندگی آنهاست. مراقبت آگاهانه از تولهسگها، فراهمکردن محیطی امن و پرمحبت، و پرهیز از قرار دادن حیوان در شرایط استرسزا، نهتنها به سلامت روان حیوان کمک میکند بلکه موجب شکلگیری پیوندی عمیقتر میان انسان و سگ خواهد شد. همانطور که دکتر وارن در پایان تحقیق میگوید: «تولهسگِ امروز، شخصیت سگِ فردا را میسازد.»
