پذیرش نقشهای جنسیتی خشک و سختگیرانه در سالهای اخیر به یک واکنش دفاعی در برابر ترسهای اجتماعی تبدیل شده است. هیجزننمایی و هیجمردنمایی، هرچند در ظاهر احساس امنیت یا نظم ایجاد میکنند، اما در عمل رضایت شخصی و سلامت روان افراد را محدود میسازند. در دورهای که بیثباتیهای اجتماعی و سیاسی رو به افزایش است، بازگشت به جلوههای سنتیتر جنسیت ممکن است برای بسیاری حس «امنیت» بیشتری به همراه داشته باشد.
پسلرزههای لغو Roe v. Wade و اوجگیری زنانگی افراطی
از زمان لغو حکم Roe v. Wade، به نظر میرسد بسیاری از زنان به سمت پذیرش یا حتی اجرای نقشهای بسیار سنتی زنانگی حرکت کردهاند. فشارهای اجتماعی و سیاسی برای «قوی بودن» در دوران بارداری، همراه با نگرانیها درباره حقوق باروری و حق رأی، موجی از ترس را در میان زنان ایجاد کرده است. در این فضای پرتنش، رفتارهای زنانه افراطی میتواند شکلی از «خودحفاظتی» باشد؛ همانگونه که گروههای بهحاشیهراندهشده در طول تاریخ با انطباق خود با فرهنگ غالب سعی کردهاند امنیت بیشتری پیدا کنند. این سازوکار روانی شبیه مهاجرانی است که برای بقا در جامعه جدید، به ارزشها و هنجارهای آن تن میدهند؛ زیرا برجسته بودن میتواند خطرناک باشد.
ترس ناخودآگاه و پیام پنهان «به آشپزخانه برگرد»
در پس این تغییرات، ترسی ناخودآگاه وجود دارد که میتواند زنان را سوق دهد به اینکه با پذیرفتن نقشهای زنانهی سنتی، احساس امنیت بیشتری داشته باشند. گویی پیام بلند و پنهانی در حال تقویت شدن است که میگوید: «برای امنیت، به نقش قدیمیات برگرد.» این پیام نه مستقیماً، بلکه از طریق فشارهای اجتماعی و سیاسی درونی میشود و باعث میشود بسیاری از زنان بازگشت به زندگیهای سنتیتر را یک راه نجات بدانند.
اریکا کرک و نمایش زنانگی سنتی در قدرت
انتصاب اریکا کرک بهعنوان مدیرعامل Turning Point یک نمونه شاخص از این روند است. با وجود اینکه او در جایگاه یک مدیرعامل قرار گرفته، اما مسیرش بر نوعی نمایش زنانگی سنتی و ارزشهای پدرسالارانه استوار است؛ نوعی چشمک غیرمستقیم به مخاطبان که میگوید: «ما واقعاً نباید مدیرعامل باشیم.» افزایش دنبالکنندگان او از ۳۴۰ هزار به بیش از ۷ میلیون پس از مرگ همسرش نشاندهنده جذابیت این تصویر در میان پایگاه محافظهکار مسیحی و حتی زنانی است که ممکن است بهطور ناخودآگاه از آینده بترسند.
بسیاری از زنان، با نگرانی از آیندهای نامعلوم برای خود و دخترانشان، ممکن است بیش از همیشه به نقشهای جنسیتی سنتی پناه ببرند. این بازگشت، نه یک روند گذرا بلکه یک حرکت عمیق اجتماعی است که ریشه در ترس دارد؛ ترسی که باعث شده نقشهایی که سالها نقد شده بودند، همچنان پابرجا بمانند.
ترَدوایف؛ سبک زندگی «زن سنتی» و پیامدهای روانی
روند «ترَدوایف» یا زن خانهدار سنتی، سالهاست که در شبکههای اجتماعی جریان دارد و نهتنها از بین نرفته، بلکه شتاب نیز گرفته است. در اوایل ۲۰۲۴ هشدارهایی درباره اثرات منفی این سبک زندگی بر سلامت روان زنان مطرح شد، ازجمله اینکه این گرایش میتواند راهی برای فرار از مواجهه با آیندهای مبهم و سخت باشد. زندگی به ظاهر «نرمتر» و آرامتر ممکن است جذاب باشد، اما میتواند زنان را از واقعیتهای مهم اجتماعی دور کند و آثار منفی بلندمدتی بر هویت و رفاه روانی داشته باشد.
مردانگی افراطی؛ بازتاب بیثباتی سیاسی آمریکا
بازگشت به نقشهای جنسیتی سختگیرانه تنها مختص زنان نیست. صحنه سیاسی فعلی ایالات متحده بهشدت با هیجمردنمایی گره خورده است. از اصطلاحاتی مانند «manosphere» گرفته تا دعوت مارک زاکربرگ برای تزریق «انرژی مردانه» به شرکتها، مردان جوان در معرض فشاری سنگین برای پذیرش مردانگی افراطی قرار دارند. این نقشآفرینیهای اغراقآمیز، بازتابی از همان بیثباتی و ترس اجتماعی است.
جوانان زن و مرد هر دو در مسیری پیش میروند که در آن جنسیت نه یک ویژگی طبیعی، بلکه یک اجراست—اجرایی شدیدتر، سختتر و محدودکنندهتر از گذشته. این حرکت پاندولی، که از زنانگی افراطی تا مردانگی افراطی را شامل میشود، بیش از هر چیز ریشه در ترس دارد. ترس از طرد شدن، ترس از ناامنی، ترس از آیندهای ناشناخته.
پیامدهای روانی نقشهای جنسیتی سختگیرانه
مطالعات نشان میدهد پایبندی به نقشهای جنسیتی خشک با سلامت روانِ ضعیف مرتبط است. تجربه پدران خانهدار که در پژوهشها نشان داد هرچه بیشتر به نقشهای جنسیتی سنتی وفادار باشند، رضایتشان از زندگی کمتر میشود، نمونهای روشن از این رابطه است. نقشهای خشک ما را محدود میکنند، هویت را تضعیف میکنند و توانایی زیستن یک زندگی رضایتبخش را کاهش میدهند.
نقشهای جنسیتی سختگیرانه ما را درجا نگه میدارند؛ زیرا با ایجاد انتظارات شدید، فرصت رشد فردی را از بین میبرند. وقتی زنانگی یا مردانگی به شکل افراطی اجرا میشود، افراد از تجربه آزادانه هویت خود محروم میشوند و در چارچوبهایی گرفتار میمانند که بیشتر از ترس تغذیه شده تا انتخاب آگاهانه. اگر ترس اساس این اجراها باشد، هیجزننمایی و هیجمردنمایی تنها چالشهای بیشتری به ارمغان میآورند.
