رویدادی که زمانی نادر بود، امروز به یک پدیده گسترده تبدیل شده است: جوانانی در دهه بیست زندگی که نه در آموزشاند، نه در اشتغال و نه در آموزش فنی؛ گروهی که به اختصار NEET نامیده میشوند. این افراد که پشت کامپیوترهای خود در خانه مینشینند، اکنون نزدیک به یک پنجم جوانان جهان را تشکیل میدهند. در کشورهای توسعهیافته مانند آمریکا و کانادا، این نسبت تا ۱۲ درصد نیز میرسد، امری که با وجود فرصتهای اقتصادی فراوان، نگرانیها را افزایش داده است.
تأثیرات روانی و عاطفی این وضعیت برای جوانان بسیار سنگین و ویرانگر است. افسردگی، اضطراب، تنهایی و احساس بیهدفی و بیارزش بودن، بخشی از تجربیات مشترک این افراد است. بسیاری از آنها روز خود را بدون انگیزه برای برخاستن از خواب آغاز میکنند و آیندهای روشن برای خود متصور نیستند. این وضعیت، به جای بهبود، معمولاً باعث تشدید مشکلات روانی و ایجاد چالشهای جدید میشود.
خطر بیشتر برای کسانی که از ابتدا آسیبپذیر بودند
مطالعات علمی نشان دادهاند که جوانانی که از کودکی یا نوجوانی با مشکلات روانی روبهرو بودهاند، بیشتر در معرض خطر قرار گرفتن در وضعیت NEET هستند. تحقیقاتی از هلند بیان میکند که تجربههای اولیه بیماریهای روانی میتواند به جدایی مزمن از مدرسه و بازار کار در دهه بیست منجر شود. این آغاز سخت زندگی، در کنار بازار کار نامطمئن و محدود، وضعیت آنان را پیچیدهتر میکند و ممکن است چرخهای از انزوا و بیکاری را رقم بزند.
در زندگی واقعی، خانوادههایی هستند که نمیتوانند کاری بیش از فراهم کردن امکانات اولیه مانند دسترسی به اینترنت، غذا، خوابگاه و حتی انجام کارهای خانه برای فرزندان بزرگسال NEET خود انجام دهند. آنها با حس ناامیدی میگویند که «هیچ شغلی وجود ندارد» و تغییر شرایط را غیرممکن میدانند. این سردرگمی و درماندگی، بخشی از بحران گستردهتر است که بسیاری از خانوادهها را درگیر کرده است.
تغییرات اقتصادی و تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار
هوش مصنوعی و فناوریهای نوین به سرعت مشاغل سطح ورودی را از بین میبرند و تورم مداوم فشار بیشتری بر یافتن شغل معنادار وارد میکند. این روندها، به ویژه برای کسانی که در وضعیت NEET قرار دارند، ایجاد موانع شدیدتری کرده و سلامت روان آنها را شکنندهتر میکند. در کانادا، تحقیقات نشان داده ۲۲ درصد از افراد NEET مشکلات روانی را گزارش کردهاند که بیانگر بحران جدی سلامت روان در این جمعیت است.
واقعیت این است که بسیاری از جوانان NEET آرزوهای بزرگی در حوزههای مالی، فناوری، هنر و علوم انسانی دارند؛ حوزههایی که شاید برای ورود سریع و کسب درآمد در شرایط کنونی مناسب نباشند. برخلاف این گروهها، افرادی که در مشاغل فنی و کارهای عملی مانند برقکاری، نجاری، پرستاری و رانندگی کامیون مشغولاند، کمتر دچار وضعیت NEET میشوند. آیا جامعه ارزش تحصیلات دانشگاهی غیر فنی را بیش از حد بزرگنمایی کرده و نتیجه آن افزایش نرخ NEET بوده است؟
فرصتهای شغلی در حوزههای نوظهور و نیاز به تغییر نگرش
دادههای اداره آمار کار آمریکا نشان میدهد که سریعترین رشد شغلی در حوزههایی مانند نصب توربینهای بادی، انرژیهای تجدیدپذیر، شنواییشناسی و خدمات سالمندان اتفاق میافتد. با این حال، آیا جوانان به درستی از این فرصتها آگاهند؟ آیا این تصور غلط را ندارند که تنها مشاغل «معنادار» و متناسب با استعدادشان ارزشمند و درآمدزا هستند؟ این دیدگاه محدودکننده میتواند آنها را از مسیر اشتغال واقعی دور کند.
یکی از کلیدهای حل این بحران، کمک به جوانان برای درک واقعیتهای بازار کار است. به گفته گلوریا ویلهارت، پژوهشگر آلمانی، مثبتاندیشی و اعتماد به نفس به تنهایی نمیتواند موانع واقعی اشتغال را بردارد. آنچه مهم است «تصمیمگیری شغلی» است؛ یعنی تعهد به یافتن شغلی که بتوان در آن مورد نیاز بود و حس موفقیت کسب کرد، حتی اگر آن شغل ایدهآل نباشد.
دعوت به تغییر مسیر و پذیرش انعطافپذیری
زمان آن رسیده است که به جوانان NEET پیشنهاد کنیم مسیر شغلی خود را بازنگری کنند و به فرصتهای موجود با دیدی باز و واقعبینانه نگاه کنند. اگر این کار انجام نشود، تحقیقات هشدار میدهد که چرخهای معیوب شکل میگیرد که بیکاری باعث بیتفاوتی و بیتفاوتی بحران سلامت روان را تشدید میکند. مقاومت و تابآوری تنها زمانی ممکن است که انعطافپذیری و توان تغییر مسیر وجود داشته باشد.
هدف این بحث ناامید کردن جوانان نیست، بلکه نشان دادن راهی برای عبور از بحران است. اگر مسیرهای شغلی ایدهآل قابل دسترسی نیستند، باید راههای دیگری برای کسب درآمد و استقلال مالی پیدا کرد. این واقعیت برای والدینی که میخواهند حمایتگر باشند، شاید سخت و تلخ باشد، اما پذیرش آن میتواند نقطه شروعی برای حرکت به سوی آیندهای بهتر باشد.
