اکثر کارکنان در مقطعی از زندگی حرفهای خود تجربه کار با مدیران جزئینگر را داشتهاند. مدیریت جزئینگر خلاقیت را کاهش میدهد، انگیزه را تضعیف میکند و بهرهوری را پایین میآورد. این سبک مدیریتی نه تنها برای کارکنان آزاردهنده است، بلکه میتواند منجر به افزایش ترک شغل شود که برای سازمانها هزینهبر و ناکارآمد است. یکی از دوستانم بهطور صادقانه این تجربه را چنین توصیف کرد: «احساس میکنی مثل یک کودک پنجسالهای.» این شاید کوتاهترین و گویاترین توصیف شخصی از تجربه کار با یک مدیر جزئینگر باشد که تا به حال شنیدهام.
مدیریت بیش از حد و نابودی اعتماد
در شرایط دوستم، او احساس میکرد مانند یک کودک کوچک است، زیرا همیشه به او گفته میشد چه کاری انجام دهد، حتی کاری که خودش میدانست باید انجام دهد. علاوه بر آن، دستورالعملهای دقیق و مشخص دریافت میکرد که چگونه کارش را انجام دهد، حتی زمانی که چندین روش مؤثر برای انجام آن وجود داشت. این نمونهای کلاسیک از مدیریت جزئینگر بود: جریان مداوم دستورالعملهای بیش از حد در حالی که واقعاً نیازی به آنها نبود، زیرا او کارمندی باهوش و کوشا بود که وظایفش را به خوبی میدانست. این تجربه به وضوح نشان میدهد چرا مدیریت جزئینگر میتواند برای افراد و سازمانها مشکلساز باشد.
پیامدهای سازمانی مدیریت جزئینگر
آمارها نشان میدهد مدیریت جزئینگر بسیار رایج است و اغلب اکثریت کارکنان حداقل یک بار تجربه کار با چنین مدیری را دارند. اما سؤال مهم این است که چرا این سبک مدیریتی تا این حد نامطلوب است؟ مدیریت جزئینگر تأثیرات عمیقی بر عملکرد و رضایت شغلی دارد. اول از همه، خودمختاری کاهش مییابد. خودمختاری یکی از عوامل کلیدی رضایت شغلی است و کارکنان دوست دارند به عنوان بزرگسالان مورد اعتماد قرار گیرند و توانایی تصمیمگیری مستقل داشته باشند.
همچنین خلاقیت کارکنان تضعیف میشود. مدیران جزئینگر با ارائه دستورالعملهای مداوم فضای کمی برای راهحلهای شخصی و تفکر خلاق باقی میگذارند. اغلب سبک مدیریتی آنها «راه من یا هیچکدام» است که مسیر نوآوری را مسدود میکند. انگیزه کارکنان نیز کاهش مییابد؛ بسیاری از کارکنان احساس ناامیدی و دلسردی میکنند و بهرهوری آنها به طور چشمگیری افت میکند. زمانی که کارکنان از مدیریت ناراضی هستند، تمایل دارند کمتر کار کنند و تلاش خود را کاهش دهند.
تمام این مشکلات نه تنها برای کارکنان مضر است، بلکه برای سازمانها نیز هزینهبر است. مدیریت جزئینگر میتواند باعث افزایش ترک شغل شود که به معنای از دست دادن نیروی ماهر و افزایش هزینههای جذب و آموزش است.
پایان داستان: ترک شغل به دلیل مدیریت جزئینگر
نتیجه تجربه دوستم چه بود؟ همانطور که پیشبینی میشد، او از مدیریت سنگین رضایت نداشت و تصمیم گرفت مهارتهای خود را در جایی دیگر به کار گیرد. احساس کردن مانند یک کودک پنجساله در محیط کار قطعاً یک حالت مثبت و آیندهنگرانه نیست، مگر اینکه شما سه یا چهار ساله باشید. این تجربه به وضوح نشان میدهد که مدیریت جزئینگر نه تنها کارکنان را دلسرد میکند بلکه برای موفقیت و بهرهوری سازمان نیز تهدید محسوب میشود.
