رفتار متفاوت افراد هنگام مستی همیشه به معنای آشکار شدن «خود واقعی» آنها نیست. اگرچه الکل میتواند افکار و احساساتی را که معمولاً سرکوب میکنیم، به سطح بیاورد، اما این به معنای نشان دادن هویت حقیقی و پایدار فرد نیست. مصرف الکل باعث کاهش بازدارندگیهای ذهنی میشود و فرد را تکانشیتر میکند، بهطوری که نگرانی درباره قضاوت دیگران کاهش مییابد. این تغییرات روانی و زیستشیمیایی در مغز میتواند باعث شود رفتارهایی بروز کند که در حالت هوشیاری کمتر دیده میشوند.
یکی از نمونههای مشهور این پدیده، ماجرای مل گیبسون در سال ۲۰۰۶ است که در حالت مستی اظهارات تندی بیان کرد و پس از آن توجیه کرد که تحت تأثیر الکل بوده است. با این حال، متخصصان سلامت روان معتقدند این نوع رفتارها بازتابی از پیشداوریها و احساسات ناخودآگاه فرد است که در حالت عادی توسط مکانیزمهای دفاعی سرکوب میشوند، اما با مصرف الکل این سدهای ذهنی شکسته میشوند و این احساسات بروز مییابند.
تأثیر الکل بر مغز و رفتار
از نظر علمی، الکل تأثیرات چشمگیری بر مغز دارد. دکتر گری مالون، روانپزشک اعتیاد، میگوید هرچه میزان الکل در خون بالاتر برود، واکنشهای فرد سادهتر و حتی خصمانهتر میشود. الکل با آزادسازی انتقالدهندههایی مانند نوراپینفرین، کنترل رفتار و بازدارندگیها را کاهش میدهد و باعث میشود فرد بدون فکر عمل کند و کمتر به عواقب رفتار خود بیندیشد. این حالت باعث میشود احساسات سرکوبشده، چه مثبت و چه منفی، با شدت بیشتری ظاهر شوند.
در عین حال، نباید فراموش کرد که مصرف الکل در جمع میتواند اثرات مثبت هم داشته باشد. مطالعات نشان دادهاند که الکل میتواند اضطراب را کاهش دهد، واکنشهای منفی به استرسهای اجتماعی را کم کند و باعث افزایش تعاملات اجتماعی، سخاوت و صمیمیت شود. اما زیادهروی در مصرف الکل به اختلال در عملکرد شناختی، کاهش کنترل بر رفتار و افزایش رفتارهای پرخطر منجر میشود که این خود مشکلات جدی روانی و اجتماعی به همراه دارد.
سؤال اصلی که هنوز بسیاری به دنبال پاسخ آن هستند این است که آیا الکل «خود واقعی» فرد را نمایان میکند؟ پاسخ تخصصی این است که رفتار در مستی بیشتر نشاندهنده نسخهای نمایشی و اغلب اغراقشده از خود فرد است، نه هویت اصلی او. فردی که در حالت عادی خجالتی و محتاط است ممکن است در حالت مستی کاملاً برعکس، پرحرف و بیپروا شود؛ اما این رفتار بعد از هوشیاری معمولاً تکرار نمیشود و بخشی از شخصیت اصلی فرد نیست.
دوگانگی احساسات و نقش مستی در آشکارسازی آنها
آلن لوبو، روانشناس برجسته، معتقد است که تقریباً هیچ احساسی در انسان خالص نیست. احساسات ما ترکیبی و دوگانهاند و در حالت هوشیاری بخشهایی از آنها را پنهان میکنیم. در حالت مستی، همین احساسات کمرنگتر ممکن است به شکل نامتناسبی بروز کنند. به همین دلیل، رفتار مستی نه لزوماً نمایانگر «خود واقعی» بلکه نشاندهنده احساسات غالب یا غیرغالب سرکوبشده است که با آزاد شدن کنترلهای ذهنی بروز مییابد.
جاشوا گووین، پژوهشگر حوزه اعتیاد، در توضیح واکنشهای متفاوت افراد به الکل میگوید که عوامل بیرونی و محیطی نقش بزرگی در شکلگیری رفتار مستی دارند. کنترل تکانهها و آگاهی فرد به شدت کاهش مییابد و واکنشها اغراقآمیز میشوند. بنابراین، رفتارهای خشمگین یا بامحبت در مستی ناشی از ترکیب حالات درونی و شرایط محیطی است.
راهی سالمتر برای رهایی درونی
اگرچه الکل میتواند بهطور موقت احساس رهایی و آزادسازی بخشی از وجود ما را به همراه داشته باشد، اما راه سالمتر و پایدارتر برای مواجهه با احساسات و بخشهای پنهان وجود، صحبت با افراد مورد اعتماد یا درمانگران آگاه است. چنین رویکردی بدون ریسک و با پیامدهای مثبت بلندمدت، به ما کمک میکند تا به آرامش درونی برسیم و خود را بهتر بشناسیم، بدون اینکه مجبور باشیم به تأثیرات موقت و گاهی مخرب الکل متکی باشیم.
