اصالت داشتن همیشه آسان نیست. شاید تصور کنید که اگر فقط خود واقعیتان باشید، زندگی بهتری خواهید داشت؛ اما واقعیت بسیار پیچیدهتر است. آدام گرنت و برنه براون، دو روانشناس برجسته، به خوبی نشان دادهاند که اصالت داشتن هزینههایی دارد و افشای بیش از حد اطلاعات میتواند به سرعت مسیر شغلی و روابط شما را به خطر بیندازد. در دنیایی که همه از ما میخواهند «خودمان باشیم»، حقیقت این است که ما تقریباً همیشه در حال اجرا و بازی کردن نقشی هستیم. چه در محل کار، چه در روابط عاشقانه، دوستیها یا خانواده، ما به شکل استراتژیکی خودمان را نشان میدهیم تا هم شغل خود را حفظ کنیم و هم مورد قبول و دوست داشته شدن قرار بگیریم.
در سال ۲۰۱۶، آدام گرنت در مقالهای جنجالی در نیویورک تایمز نوشت: مگر اینکه شبیه اپرا باشید، توصیه «خودت باش» میتواند ویرانگر باشد. تحقیقات نشان میدهد کسانی که خیلی خودشان هستند، درآمد کمتری دارند، ترفیع نمیگیرند و به عنوان رهبر کمتر موثر شناخته میشوند. از طرف دیگر، برنه براون که سخنرانیاش درباره آسیبپذیری میلیونها بار دیده شده، معتقد است اصالت به معنای گفتن بیفکر هر آنچه به ذهن میآید نیست، بلکه شجاعت پذیرش نقصها، آسیبپذیری و تعیین مرزهاست. این دو دیدگاه در تضادی عمیقاند که همه ما در زندگی روزمره با آن دست و پنجه نرم میکنیم.
نقابهای ما؛ نمایشگری که نمیتوانیم ترک کنیم
واقعیت این است که بیشتر ما «خود ساختگی»هایی داریم؛ تصویری که برای حفظ امنیت و پذیرفته شدن ساختهایم. مشکلی که وجود دارد این است که بسیاری فراموش میکنند این نقابها را به صورت آگاهانه بر چهره دارند. این موضوع تنها به محل کار محدود نمیشود، بلکه در روابط عاشقانه، دوستیها و خانواده هم همراه ماست.
برخی تصور میکنند رابطه عاشقانه واقعی بر پایه صداقت کامل بنا شده است؛ اما آیا واقعاً کسی نسخه کامل و بدون فیلتر شما را دوست دارد؟ در واقع، کسی که شما را دوست دارد، نسخهای از شما را دوست دارد که تلاش میکند، مراقب است و همه افکار منفیاش را بروز نمیدهد. روابط بلندمدت بیشتر بر تفاهم و تلاش مشترک برای بهتر بودن بنا شدهاند تا افشای کامل همه حقایق. استر پرل رواندرمانگر، معتقد است کمی فاصله و ناشناخته بودن، راز زنده نگه داشتن شور و شوق در روابط است و شفافیت مطلق میتواند دشمن آن باشد.
حتی دوستیها هم محل صداقت کامل نیستند. وقتی دوستتان از شما میپرسد نظر واقعیتان درباره شریک جدیدش چیست، معمولاً پاسخ شما چیزی است که روابط را حفظ کند، نه آنچه کاملاً حقیقت دارد. در خانواده هم شرایط سختتر است؛ پاسخهای کاملاً صادقانه ممکن است به تنشها و جداییها منجر شود. بنابراین ما به طور ناخودآگاه مرزهای صداقت را جابجا میکنیم تا آرامش را حفظ کنیم.
چالش اصالت در فضای درمانگری
آیا میتوانید در حضور رواندرمانگرتان کاملاً خودتان باشید؟ جایی که باید بدون ترس از قضاوت و عواقب، همه چیز را بگویید؟ تحقیقات نشان میدهد که بسیاری از مراجعان به دلیل شرم عمیق، حتی در این فضا هم از پنهان کردن برخی مسائل خودداری نمیکنند و این امر گاهی مانع پیشرفت درمان میشود. اگر حتی در امنترین فضای ممکن نمیتوانیم صداقت کامل داشته باشیم، پس چگونه انتظار داریم در سایر روابط این کار را انجام دهیم؟
در نهایت، پاسخ به این چالش این نیست که خودمان را کاملاً رها کنیم یا به صداقت افراطی برسیم، بلکه باید یاد بگیریم آگاهانه و هوشمندانه نقابهایمان را انتخاب و اجرا کنیم. این یعنی بدانیم چه زمانی، با چه کسی و چقدر اصالت به خرج دهیم. این کار نه دروغ است و نه ریاکاری، بلکه خردی است که به ما کمک میکند در دنیایی که انتظار دارد هم خودمان باشیم و هم مورد قبول، تعادل برقرار کنیم. ما باید فضاهای کوچک و امنی پیدا کنیم که بتوانیم بخشهایی از خود واقعیمان را بدون ترس نشان دهیم. هیچکس نمیتواند همیشه ۱۰۰ درصد اصیل باشد، و این طبیعی است. به خودتان سخت نگیرید و بدانید که شما در حال طی کردن مسیری هستید که همه ما با آن مواجهایم: باید خودمان باشیم، اما نه به هر قیمتی.
