مدیران میتوانند با مطالعه و درک خشم، بهطور مؤثرتری به مسائل مرتبط با خشم در محیط کار پاسخ دهند. شناسایی خشم پنهان یا منفعل-تهاجمی به اندازه خشم آشکار و بلند اهمیت دارد. کلید پیشگیری از خشم در محیط کار، آگاهی از انتظارات غیرواقعی خود و کارکنان تحت سرپرستی است. مدیران نقش مهمی در تعیین لحن و فضای احساسی محیط کار دارند و این موضوع به ویژه در شناسایی، پیشگیری و مدیریت خشم اهمیت دارد. بنابراین همه سرپرستان، چه تازهکار و چه با تجربه، میتوانند از توسعه مهارتها، آگاهی و درک برای مقابله مؤثر با خشم بهرهمند شوند. این اصول در دفاتر شرکتی، مدارس، مراکز پزشکی و کارخانهها به یک اندازه کاربرد دارد. درک و آگاهی از خشم با شناخت واقعیتهای کلیدی آن آغاز میشود.
خشم چیست و چگونه شکل میگیرد
خشم تقریباً همیشه واکنشی به احساسات منفی است و اغلب حواس ما را از این احساسات پرت میکند. این احساسات میتواند شامل ترس، شرم، خجالت یا درد ناشی از رد شدن، بیارزش شمرده شدن یا احساس ناتوانی باشد. خشم شامل یک واکنش ذهن-بدن است که میتواند سیستم تهدید را فعال کند و منجر به پاسخهای جنگ، گریز، انجماد یا حتی همدلی شود. این واکنش ترکیبی از تعامل میان احساسات، افکار و حسهای فیزیکی است. آرام کردن بدن اولین گام برای کنترل خشم است و میتواند به ما کمک کند پیش از واکنش، مکث کنیم و آگاهانه پاسخ دهیم.
تنظیم بدن و افکار به مدیران کمک میکند آگاهی لازم را برای مکث و توجه به درون خود پیدا کنند تا احساسات، افکار و حسهایی که منجر به خشم میشوند را بهتر شناسایی کنند. بخش بزرگی از خشم مربوط به نگه داشتن انتظارات است، چه با آگاهی و چه بدون آگاهی. ممکن است انتظارات بیش از حد سختگیرانه نگه داشته شود، رها کردن آنها دشوار باشد یا بر اساس آرزوها و امیدها شکل گرفته باشد نه واقعیت. تفاوت بین خشم و پرخاشگری نیز باید در نظر گرفته شود، زیرا یکی احساس است و دیگری رفتار کلامی یا فیزیکی ناشی از آن.
دستورالعملهای مدیریت خشم در محیط کار
لحن محیط کار نه تنها تحت تأثیر صحبتهای مدیر درباره خشم و تعارض قرار دارد، بلکه رفتار مدیر و مدلسازی او نیز اهمیت دارد. مدیران باید علاوه بر حساسیت نسبت به خشم دیگران، مجموعهای از مهارتها در مدیریت خشم داشته باشند. یادگیری و تمرین ارتباط مؤثر و قاطع میتواند الگویی مناسب ارائه دهد، الگویی که نه منفعل است و نه پرخاشگر، مستقیم اما بدون تهدید. این نوع ارتباط میتواند با جملات «من…» بیان شود، مانند: «انتظار دارم گزارش تا جمعه تکمیل شود» به جای «تو باید گزارش را تا جمعه تکمیل کنی».
اکثر تعارضها و خشم در محیط کار از تجربه احساس بیعدالتی ناشی میشود، به ویژه زمانی که انتظارات یا تغییرات ناگهانی در انتظارات به روشنی منتقل نشده باشند. بیان واضح و مکتوب انتظارات مربوط به عملکرد، حقوق و مزایا میتواند از سوءتفاهمها، حدس زدنها و شکایات احتمالی کارکنان جلوگیری کند.
آگاهی از انتظارات غیرواقعی
مدیران باید از انتظارات غیرواقعی خود نسبت به کارکنان آگاه باشند. عملکرد ضعیف ممکن است ناشی از عدم درک صحیح، کمبود مهارت یا عوامل شخصی موقتی باشد که مرتبط با کار یا زندگی شخصی هستند، مانند استرس ناشی از خانواده، سلامتی یا مسائل مالی. با آگاهی از این عوامل، احتمال قضاوت نادرست و نسبت دادن عملکرد ضعیف صرفاً به «تنبلی» یا «عدم انگیزه» کاهش مییابد.
ارائه بازخورد مؤثر
بازخورد باید واضح، مرتبط با وظیفه و متمرکز بر تأثیر آن بر بهرهوری باشد. استفاده از زبان کلیشهای و انتقادی، مانند «تو همیشه این کار را انجام میدهی» یا «تو هرگز گوش نمیدهی»، بیشتر بر لحن تأثیر میگذارد تا محتوا و میتواند برای کارکنانی که دیدگاه سیاه و سفید دارند یا احساس ناکافی بودن میکنند، آسیبزا باشد.
شناخت تاریخچه شخصی خشم
آگاهی از تاریخچه شخصی خود درباره خشم میتواند بر واکنش مدیر نسبت به خشم خود و خشم کارکنان تأثیر بگذارد. برخی افراد مستعد برانگیختگی خشم هستند و ممکن است به اشتباه خشم کارکنان را نادیده بگیرند یا خودشان دچار خشم شوند، که در نهایت میتواند باعث تشدید خشم شود.
برخورد با خشم کارکنان
اظهارات خشم کارکنان باید با تعیین محدودیتها و پیامدها مواجه شود، نه با نادیده گرفتن از ترس تشدید تعارض. اجازه دادن به بحث صریح درباره موضوع با واکنشهای نامناسب خشم متفاوت است. بیان واضح پیامدها و اعمال آنها باید اولین واکنش مدیر باشد، نه واکنش خشمگینانه.
تأثیر خشم بر بهرهوری و تیم
خشم نشان دادن به کارکنان ممکن است در کوتاهمدت مؤثر یا رضایتبخش باشد، اما در بلندمدت باعث کاهش رضایت شغلی، بهرهوری، انسجام تیم و حفظ کارکنان میشود. مدیران باید از تفاوت قدرت و نحوه برداشت کارکنان از آن آگاه باشند تا از سوءتفاهم و احساس بیعدالتی جلوگیری شود.
شناسایی انواع خشم
خشم میتواند کلامی یا فیزیکی، آشکار یا منفعل-تهاجمی باشد. خشم منفعل-تهاجمی ممکن است با خرابکاری جزئی یا تضعیف پیشرفت خود را نشان دهد، مانند دزدیدن ملزومات یا نگه داشتن اطلاعات مهم از همکاران یا سرپرستان.
بازخورد مستمر و تشویق
بازخورد را بهصورت مستمر ارائه دهید و صرفاً به تاریخهای ارزیابی محدود نکنید. نقاط قوت را تأکید و نیازهای بهبود را مشخص کنید. ارزیابیها فرصتهایی برای روشنسازی انتظارات هستند. تشویق و تمجید روشن و مشخص تعادل مناسبی در مقابل تمرکز بیش از حد بر نقاط منفی ایجاد میکند و تجربه مثبت را تقویت میکند.
تعهد مدیران به مدیریت خشم
مدیران بر لحن احساسی محیط کار تأثیر میگذارند و به ویژه باید به خشم توجه کنند. آگاهی، مهارت و حساسیت نسبت به خشم نه تنها نشاندهنده توجه انسانی است، بلکه بر عملکرد و بهرهوری سازمان نیز اثر مثبت دارد. مدیریت خشم در محیط کار نیازمند تعهد آگاهانه و مسئولانه است تا هم از سلامت روان کارکنان حمایت شود و هم محیط کاری بهینه و مثبت حفظ گردد.
